کد خبر: 62719 A

آیا هدایت افراد، بنابر خواست و سلیقه عکاس و در خدمت نتیجه نهایی موردنظر عکاس، دخالت در واقعیت است یا فرصتی برای نمایش واقعی تر واقعیت؟ آیا عکاس در مورد عناصرمتغیر صحنه مثل آمد و شد مردم، باید اولین امکان را ثبت کند؟ باید رایج ترین و بدیهی ترین اتفاق را ثبت کند؟ باید منتظر وقوع یک رخداد تصویری در روال طبیعی باشد؟ یا باید به انتظار یک اتفاق استثنائی بماند؟ یا اجازه دارد برای صرفه جویی در زمان و هزینه و...، دخالت ها را ناگزیر دانسته و از عابرین و حاضرین درخواست همکاری کرده و واقعیت مفروضش را بسازد؟

ایران آرت: بر خلاف ظاهر ساده موضوع اما؛ «واقعیت» معانی متفاوتی برای آدم ها دارد و هر کسی از منظری شخصی، معنا و تعریفی برای آن قائل است.

مثلاً نقاش های ناتورالیسم (طبیعتگرایان) موضوع نقاشی خود را از صحنه های طبیعت انتخاب می کنند و معتقدند در نقاشی، عین طبیعت و واقعیت موجود را نمایش داده اند.

امپرسیونیست ها (دریافتگرایان) هم اتفاقاً ادعای مشابهی دارند. اما نتیجه کار نشان می دهد برداشت هر کدام از واقعیت با دیگری چقدر تفاوت دارد و حتی گاهی مغایر دیگری است.

نقاشان رئالیست (واقعگرایان) تجربه های زیستی و گرایشات اجتماعی خود را در خلق اثر دخیل می کنند اما همچنان خود را متعهد به انعکاس واقعیت می دانند.

سورئالیست ها (فراواقعگرایان) با این که تجربه های ذهنی خود را از واقعیت بیرونی تصویر می کنند، یا اکسپرسیونیست ها (بیانگرایان) که متاثر از هیجانات حین نقاشی هستند، باز هم خود را به نوعی متعهد به نمایش عمق واقعی واقعیت می دانند. گروهی «مشابهت ظاهری» را شرط وفاداری به واقعیت می دانند و گروهی «درک واقعیت» را مقدم بر هر نوع شباهت ارزیابی می کنند.

گونه هایی از عکاسی اعم از مستند اجتماعی، عکاسی شهری و خیابانی، عکاسی معماری و ابنیه تاریخی، مردم شناسی و... حتی اگر داعیه ثبت «حقیقت» را نداشته باشند، نسبت ذاتی با ثبت و ارائه «واقعیت» دارند.

علی رغم این که آیا وفاداری به واقعیت و تبعیت از آن تا چه اندازه برای یک اثر هنری حیاتی و ضروری است، یا تا چه حد آثار مستند باید مکلف به رعایت ملزومات واقعیت باشد، «عکاس های مستند» بزرگترین مدعیان وفاداری به واقعیت بیرونی هنرمند در اثر هنری هستند. چندان که برخی کلیت «عکس» و «عکاسی» را معادل یک به یک واقعیت بیرونی می دانند. گاهی چنان در این تعبیر اغراق می شود که نقش عکاس را در خلق اثر ندیده می گیرند. حتی در میان عکاسانی که تعهد به واقعیت را یک اصل غیرقابل اغماض می دانند، باز هم اختلاف نظرات جدی در چیستی و چگونگی و گاهی چرایی آن وجود دارد.

قطعاً هیچ عکسی نمی تواند به طور کامل معادل واقعیت بیرونی باشد. تمام مشخصه های عکس از جمله؛ قاب، زاویه دید، انتخاب موضوع، حذف زمان، تنظیمات فنی و... عواملی هستند که نتیجه را از واقعیت جدا می کنند. بنابراین وفاداری به واقعیت در عکاسی، امری نسبی است.

«ویرایش نهایی» عکس و حدود آن، یکی از موضوعاتی است که در تعریف نسبت عکس با واقعیت محل مناقشه بین اهل فن است. در مقابل کسانی که اعتقاد به پرهیز مطلق در ویرایش عکس دارند، عده ای حتی برخی تغییرات فاحش و اغراق آمیز عکس ها را در جهت ایجاد شباهت حداکثری به توانایی بینایی چشم و قدرت تحلیلی مغز در پدیده دیدن می دانند.

طیف متنوعی هم در حد فاصل این دو دیدگاه، فعالیت عکاسی می کنند. مثلاً در حالی که گروهی افزایش تراکم رنگی، حذف رنگ و تصاویر «اچ دی آر» را دروغ و تصرف در واقعیت محسوب می کنند، برخی هم این شیوه های تولید عکس را مطابق قدرت تفکیک بینایی و همپوشانی های مغز در خلق و درک تصویر نهایی برای بیننده معرفی کرده اند.

همچنین در حالی که یک «لنز نرمال» زاویه دید و پرسپکتیوی نزدیک به دید چشم طبیعی انسان دارد، آیا می توان عکس هایی که با لنزهای تله، واید و... یا با دوربین های عکاسی هوایی ثبت شده اند را مغایر واقعیت و وجوه استنادی آن فرض کرد یا امکان تشخیص تاثیرات فناوری و تجهیزات مرسوم توسط بیننده؛ «تهمت اغتشاش در واقعیت» را برطرف می کند؟

آیا نور مصنوعی افزوده به واقعیت و تغییر در ترکیب سایه ها و عناصر مرئی و تاریک، نوعی تصنع نامطلوب برای عکاسی مستند محسوب می شود؟

یکی از موضوعات دیگری که در شکل و محتوای عکس محل منازعه بین عکاسان در ثبت واقعیت یا دخالت در واقعیت محسوب می شود مربوط به بخشی از عکاسی های مستند و مستند اجتماعی و چگونگی حضور اشخاص در فضاهای معماری و شهری است. شهروندان در خیابان و کوچه ها یا توریست ها در اماکن تاریخی و توریستی تنها مقیاسی برای القاء اندازه ها و تناسبات نیستند و مشخصات و چگونگی حضور آن ها در عکس می تواند قابل تاویل و تفسیر باشد. (تاویلات و تفاسیر شامل زمان حال و مخاطبان آینده می شود.)

این عکس ها می تواند از یک چیدمان مطلق تا مداخلات فی البداهه، کمک گرفتن از حاضرین تا ثبت بی دخالت و در نقش یک ناظر ساده، تنوع داشته باشد. حتی عکاس، اگر ناظر غیرمداخله گر هم باشد، ممکن است منتظر لحظه های خاص بماند و عکسش را بدون هیچ شخصیت انسانی و موجودات زنده ثبت کند یا در انتظار حضور افرادی خاص، هماهنگی های اتفاقی، واکنش های قابل پیش بینی، صحنه های استثنائی، فرصت و... باشد. می تواند برای ترغیب عابرین برای واکنشی خاص اقداماتی غیرمستقیم انجام دهد. می تواند مسیری را مسدود کند یا با رفتار و گفتاری هدفمند و به منظور حصول نتیجه دلخواه، روی حاضرین تاثیر بگذارد. همه این ها از نظر گروه های متفاوت؛ مراتبی از ثبت واقعیت محسوب می شوند که احتمالاً از نظر سایرین موجه نیست و مصداق مداخلات نامطلوب و اغتشاش در امر واقعی خواهد بود.

آیا ثبت لحظه خاصی از ترکیب عبور و مرور شهروندان در یک محیط شهری می تواند نماینده واقعیت باشد؟ به عنوان مثالی که اغلب در خوانش عکس های خیابانی می تواند محل بحث باشد؛ فرض کنید که محله یا محله ای که به دلایل مختلف، زنان از آن به ندرت عبور می کنند یا به ندرت به لنز دوربین نگاه می کنند. اگر عکاس به جای ثبت روال معمول، لحظه استثنائی از عبور یک خانم و نگاه مستقیم عابری را ثبت کند یا با صدا و رفتاری باعث توقف و توجه عابر و عابرانی شود، نسبت دو شیوه عکاسی ممکن، چه نسبتی با زیبائی شناختی و وفاداری به واقعیت دارد؟ در این صورت آیندگان چطور می توانند از تحلیل جزئیات عکس، واقعیات اجتماعی، روزگار و مناسبات جامعه شناختی را درک کنند؟

آیا استثنائات تصویری را نمی توان بخش غیرقابل انکار واقعیت دانست؟ مثلاً بارش برف بی سابقه در یک شهر گرمسیری در حالی که واقعیت آن شهر نیست، اما به هر حال واقع شده است. قطعاً این منظر سفید شهری با تصویر ساختگی یک دکور سینمائی متفاوت است. بعضی عوامل انسانی در محیط های شهری هم اگرچه روال دائمی نباشند، بالاخره ممکن است در مقابل دوربین عکاسی ثبت شوند. یک عکاس و عکس وفادار به واقعیت، چطور می تواند استثنائات را از واقعیات جاری و همیشگی تفکیک کند؟

سعید فلاح فر

آیا مدل ها می توانند محتوای فرهنگی و اجتماعی یک صحنه اجتماعی یا یک منظر فرهنگی و تاریخی را بازسازی و بازنمایی کنند؟ آیا هدایت افراد، بنابر خواست و سلیقه عکاس و در خدمت نتیجه نهایی موردنظر عکاس، دخالت در واقعیت است یا فرصتی برای نمایش واقعی تر واقعیت؟ آیا عکاس در مورد عناصرمتغیر صحنه مثل آمد و شد مردم، باید اولین امکان را ثبت کند؟ باید رایج ترین و بدیهی ترین اتفاق را ثبت کند؟ باید منتظر وقوع یک رخداد تصویری در روال طبیعی باشد؟ یا باید به انتظار یک اتفاق استثنائی بماند؟ یا اجازه دارد برای صرفه جویی در زمان و هزینه و...، دخالت ها را ناگزیر دانسته و از عابرین و حاضرین درخواست همکاری کرده و واقعیت مفروضش را بسازد؟

آیا در ثبت تصویری یک بنای تاریخی، برای حداکثر تناسب عکس با واقعیت و هویت ذاتی معماری، باید صحنه خالی از هر جنبنده ای باشد یا ثبت چهره، پوشش، فعالیت و... افراد بومی حاضر در تصویر، به عنوان بخشی از واقعیت فضا، ضروری است؟ استفاده از افراد غیربومی یا گردشگران چطور؟ آیا حضور آن ها هم می تواند بخشی از هویت بنای تاریخی در وضعیت موجود باشد؟ آیا مدل ها و بازیگرها می توانند با تقلید از افراد بومی، جای آن ها را در عکس بگیرند؟ در چهارچوب تعهد به واقعیت؛ کدام دخالت ها و تا چه حد در شکل گیری نهایی عکس مستند می تواند مجاز باشد؟

گاهی همه این تردیدها حتی شامل؛ مرتب کردن فرمایشی یقه کت و دکمه لباس افراد، چپ و راست کردن دمپائی یک کودک، اضافه شدن یک گلدان کوچک پشت پنجره، تمیز کردن گرد و غبار، شرایط خاص آب و هوایی، حذف پوستر تبلیغاتی، جا به جایی مبلمان، رنگ، نورپردازی، استفاده از حیوانات خانگی و... خواهد بود.

 

عکاسی آب و هوا سعید فلاح فر
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین