کد خبر: 58778 A

آل پاچینو، ستاره بزرگ هالیوود اعتراف می‌کند: "من با بازیگرانی کار کرده‌ام که مرا می‌ترسانده‌اند." او همچنین از تدوین جدید فیلم "پدرخوانده" سخن می‌گوید.

ایران آرت: کمتر بازیگری در تاریخ سینما توانسته به جایگاه و محبوبیت بین المللی آل پاچینو دست یابد. کارهای او بر نسل های متفاوتی از سینماروها تاثیرگذار بوده است، با فیلم هایی مانند The Godfather, Serpico, Scarface و البته هنرنمایی های بیشمار دیگری که جایگاه کنونی سینما را به چالش کشیده و محمل فیلم را به قلمرو کشف نشده ای از سینما برد. کمتر کسی است که در نبوغ آل پاچینو به عنوان یکی از بهترین بازیگران تمام دوران شک و شبهه ای داشته باشد، کسی که می گوید: "با چیزی که دارم سعی می‌کنم بهترین کارم را انجام بدهم".

به گزارش روزیاتو، تازه‌ترین فیلم آل پاچینو American Traitor: The Trial of Axis Sally نام دارد که بر اساس یک داستان واقعی در مورد زنی به نام میلدرد گیلارز است، یک آمریکایی خارج نشین که در طول جنگ جهانی دوم به مبلغ دکترین و سیاست های نازی های تبدیل شد. بعد از سقوط رژیم نازی، گیلارز دستگیر شده و به ایالات متحده مسترد گردید، جایی که وی به جرم خیانت محاکمه شد. آل پاچینو در این فیلم نقش جیمز لافلین را بازی می کند، وکیل مدافع گیلارز، که مرزهای بین انجام شغلش به عنوان یک وکیل و سرگرم کردن توده ها و رسانه ها با هنرنمایی نمایشی بی نقص خود را بیش از پیش مبهم می کند. همانطور که شخصیت او در فیلم می گوید، "آماده باشید… اما آماده به نظر نرسید".

آل پاچینو به بهانه این فیلم گفتگوی جدیدی انجام داده و راجع به مسائل مختلفی صحبت کرده است که در ادامه می‌خوانید:

آیا از قبل چیزی در مورد شخصیت اکسیس سالی می‌دانستید؟ در سال ۱۹۴۸ یک پسربچه بودید؛ آیا دادگاه او در رسانه های خبری ملی پوشش داده می شد و شما و خانواده به تلویزیون می چسبیدید یا بیشتر به وقت گذرانی با دوستان و بازی در خارج از خانه علاقه داشتید؟

"وقتی به این موضوع فکر می کنم، احتمالاً داشتم از جای امنی لذت می بردم که خیابان های برانکس جنوبی بود. آن دوران بدون قطع تلویزیون تماشا نمی کردم و این بدین خاطر بود که تلویزیون نداشتیم. آن روزها روزهای رادیو بود! بعید می دانم که از دادگاه اکسیس سالی خبر داشتم. خاطره ای از دوران کودکی به یاد ندارم. اگر بخواهم تخمین درستی بزنم، آن دوران با دوستانم در خیابان بودم".

آیا چیز خاصی وجود داشت که به شما در فرو رفتن در نقش جیمز لافلین کمک کرده باشد؟ چیزی در مورد لباس ها، موها، عینک، کفش ها، هر چیزی که مربوط به آماده شدن در اول صبح که شما را در نقش فرو ببرد وجود دارد؟ یا فقط این است که "بزن بازی کنیم، عزیزم!"؟

من از شخصیت جیمز لافلین لذت بردم. نه اینکه در فیلم به وضوح دیده می شود، آن ها به این موضوع اشاره دارند اما او استخدام شده بود تا نقش خاصی را در دادگاه ایفا کند. این مفهوم برایم درگیر کننده و دشوار بود. او باید به نحوی پنهانی رفتار می کرد. او وکیل معتبری است که مانند همیشه عمل می کند، مثل با لفاظی هایش مثل "امروز اینجا هستم، فردا می روم". او همچنین انسان باهوش و نابغه ای است. تمام این چیزها شرایط جذابی برای تعبیر ایجاد می کرد. او کسی بود که گاهی اوقات سرگرم کننده و دارای عقاید محکم بود، چیزی شبیه یک رقصنده، و کسی که داشت تغییر می کرد، کمی برخلاف میل خودش. فکر کردم از بازی در نقش چنین شخصیتی لذت خواهم برد.

وقتی در حال فیلمبرداری یک فیلم هستید، اما به طور خاص فیلمی که بازیگران جوانی در خود دارد، شرط می بندم که افراد دائماً به سراغ شما آمده و از شما درخواست مشورت می کنند یا اینکه تنها به خاطر این که در طی سال ها الهام بخششان بوده اید از شما تشکر می کنند. آیا این یک توجه ناخواسته برای شماست؟ آیا شما از آن دسته بازیگران "یک لحظه اینجا و یک لحظه دیگر آنجا" هستید یا سعی می کنید وقتی در دوران متوقف شدن فیلمبرداری برای گفتگو با طرفداران تحسین گرتان و همکاران پیدا کنید؟

خب، اگر از من می پرسید که آیا از مراوده با دیگران در هنگام فیلمبرداری لذت می برم؟ بله می برم. از کار کردن لذت می برم. در طی سال ها با دوستانی آشنا شده ام که به شدت به آن ها نزدیک شده ام و این موضوع به دلیل کار کردن [بازی کردن] بوده و این یکی از بخش های بسیار خوشایند این حرفه است. وقتی افراد در سر صحنه با من صحبت می کنم خوشحال می شوم. به نظرم باحال است. زمانی که به اندازه من این کار را کردید، مردم به برداشت شما از موضوعات علاقمند می شوند، به ویژه افراد جوان. اصلاً ناخوشایند نیست.، همیشه جذاب است. من از این موضوع خوشم می آید و من نیز فهمیدن در مورد آن ها خوشحال خواهم شد. این موضوع برایم هیجان انگیز است؛ چه فکر می کنند، چه احساسی دارند. زیاده روی کردن در مشورت دادن را عادت نساخته ام، حقیقتاً توصیه های زیادی ندارم.

آل پاچینو

آیا نسخه بازتدوین شده اخیر فرانسیس فورد کوپولا از Godfather III با عنوان The Godfather Coda: The Death of Michael Corleone را دیده اید؟ بسیاری گفته اند که این تدوین جدید یک رستگاری واقعی برای این کلاسیک فهمیده نشده است اما از خودم می پرسم آیا شما احساسی، مثبت یا منفی، نسبت به Godfather III و تصمیم گیری های روایی بی باکانه آن دارید؟

خب، این تدوین جدید به خاطر تمرکز بیشتر مرا تحت تاثیر قرار داد. این موضوع احتمالاً به این دلیل است که فرانسیس یا تدوین گر ایده خلاقانه شروع آن با مذاکرات واتیکان را در سر داشته است. Godfather III اورجینال می توانست کمی گیج کننده باشد و به نظر من فرانسیس به نحوی قایق را سرراست کرد، پس داستان در Coda بسیار قابل درک تر است.

تصور می کنم هر کسی که با شما کار می کند به نحوی در شانه به شانه رفتن با آل پاچینو افسانه ای دچار مشکل می شود. آیا تاکنون از بازی با یک بازیگر دیگر احساس ترس کرده اید؟ حتی امروز، آیا پیش از فیلمبرداری سکانس ها عصبی می شوید؟ یا آیا همیشه به اندازه کافی خونسرد بوده اید که اجازه ندهید عصبی شوید؟

همه بازیگرها باید راهی برای عبور از این مسئله پیدا کند. همه ما عصبی می شویم و باید با آن کنار بیاییم. روش های مختلفی که برای کنترل کردن آن به کار می گیریم موضوعی شخصی است. بله، من با بازیگرانی کار کرده ام که مرا می ترسانده اند و البته شرایط خاصی در طول دوران فعالیتم باعث ترسم شده است. خوشحالم که این سوال را از من پرسیدید زیرا این سوال به من اجازه می دهم شرح دهم که چرا فرآیند تمرین قبل از فیلمبرداری را ترجیح می دهم. وقتی این فرصت را داشته باشید که به اندازه کافی دوروبر بازیگران همکارتان باشید، موضوع ترسیدن از بین می رود زیرا همه ما انسان هایی هستیم که می خواهیم در کنار هم چیزی بسازیم و این چیزی است که تمام پروژه ها به سمت آن پیش می روند. اگر حس می کنید در یک شرایط استرس زا هستید و اگر شخص مقابل شما باعث ترستان می شود به نحوی که می خواهید به هوا بپرید و کسی شما را بگیرد، ممکن است سقوط کنید. اما به نحوی، از طریق تمرین کردن، تعامل با بازیگران دیگر و احساس با هم انجام دادن آن واضح تر و انسانی تر می شود. نوجوان بودم که با مارتین شین کار می کردم، برای نمایش دکور را می چیدم. نمایش The Connection از جک گلگر به کارگردانی جودیت ملینا و جولین بک. روزهای اولم بود که مرا پر کرد و به من نشان داد که به چه چیزهایی می توان رسید. یادم می آید که The Brig از کنت براون را دیده بودم و بعدش به خانه رفتم و برای دو روز از اتاقم بیرون نیامدم. این نوعی از تاثیر است که با آن زندگی می کنید و شما را به بخش دیگر زندگی تان می برد.

 

آل پاچینو پدرخوانده
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین