کد خبر: 59610 A

این جشنواره‌ها و منتقدان خارجی بودند که به آثار کیارستمی توجه نشان می‌دادند نه اینکه کیارستمی بخواهد فیلم‌هایی بسازد که اهداف جشنواره‌ها را برآورده سازد یا تحسین منتقدان را برانگیزد.

ایران آرت: محمدناصر احدی در همشهری نوشت: بارها شنیده‌ایم که کیارستمی فیلمسازی جهانی بود. اما منظور از این گفته چیست؟ اینکه کیارستمی تعدادی از فیلم‌هایش را در کشورهایی مثل آفریقا، ژاپن و فرانسه ساخت دلیل جهانی‌بودن اوست؟ اینکه بودجه برخی فیلم‌هایش را منابع چندملیتی تامین کرده‌اند از او فیلمسازی جهانی ساخت؟ اینکه در فیلم‌های متأخرش با عوامل و بازیگران خارجی کار کرد به فیلمسازی جهانی بدل شد؟ اینکه زبان فیلم‌های "کپی برابر اصل" (1389) و "مثل یک عاشق" (1391) فارسی نبود، در جهانی شدنش نقش داشت؟

واقعیت این است که لوکیشن‌های خارجی، منابع مالی چندملیتی، عوامل و بازیگران خارجی، زبان غیرفارسی و همه اسباب و امکاناتی که در برخی (و نه همه) فیلم‌های کیارستمی وجود دارد، معلول جهانی‌بودنش بود و نه علت آن. زمانی که کیارستمی در سال 1349 "نان و کوچه" را به عنوان نخستین فیلم کوتاهش ساخت، مسیری را برگزید که یکسر با جریان کلی سینمای ایران تمایز داشت. "آقای هالو" (داریوش مهرجویی)، "پنجره" (جلال مقدم)، "طوقی" (علی حاتمی) و "رضا موتوری" (مسعود کیمیایی) از جمله فیلم‌های شاخص سال 1349 به شمار می‌روند که با وجود تفاوت‌هایشان با فیلم‌های تجاری روز، در قیاس با "نان و کوچه"، به جریان اصلی سینما نزدیک بودند. کیارستمی دغدغه حضور در جریان اصلی سینمای ایران را نداشت و به ساخت فیلم‌های کوتاه ادامه داد و آثارش در جشنواره‌های داخلی و خارجی مورد توجه قرار گرفت. او حتی با ساخت نخستین فیلم بلندش، "گزارش"، در سال 1356 به جریان اصلی سینمای ایران نزدیک نشد.

کیارستمی با ساخت "خانه دوست کجاست؟" (1365) به فیلمسازی بدل شد که مورد توجه جشنواره‌های جهانی قرار گرفت و منتقدان خارجی او را به عنوان خونی تازه در رگ‌های سینمایی که هر روز بیشتر آلوده جلوه‌های کامپیوتری می‌شد ستودند. از آن پس، این جشنواره‌ها و منتقدان خارجی بودند که به آثار کیارستمی توجه نشان می‌دادند نه اینکه کیارستمی بخواهد فیلم‌هایی بسازد که اهداف جشنواره‌ها را برآورده سازد یا تحسین منتقدان را برانگیزد. در نظر آنها، سینمای کیارستمی چشم‌اندازی بدون دستکاری به واقعیت بود. منتقدان خارجی که از بداهت آثار کیارستمی به وجد آمده بودند، تصاویر فیلم‌هایش را سندی از عمق زندگی روزمره می‌دانستند که ناظری هوشیار آنها را ثبت کرده است. معجزه سینمای کیارستمی همین رفتن به عمق چیزی است که معمولا سطحی و تخت و بی‌عمق فرض می‌شود. فیلم‌های کیارستمی تماشاگرش را با خود به عمقی می‌برد که پیش‌تر هرگز تصوری از آن نداشته است. همین سفر به عمقِ بداهت، کیارستمی را به فیلمسازی جهانی بدل کرد.

 

عباس کیارستمی
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین