کد خبر: 56186 A

محمدرفیع جلالی در روایتی از همراهی با محمدرضا شفیعی کدکنی از این‌که او به وضوح بر مزار مادر می‌گریَد، طوری که شانه‌هایش تکان می‌خورد، می‌گوید.

ایران آرت: صفحه‌ای به نام محمدرضا شفیعی‌ کدکنی همزمان با روز مادر (پانزدهم بهمن‌ماه امسال) با انتشار عکس‌هایی از حضور این شاعر و استاد ادبیات بر مزار مادرش، روایتی را از این حضور آورده که چنین است:

"به من بیاموز مادر!

به من بیاموز

چگونه عطر، به گُلِ سُرخش بازمی‌گردد

تا من به تو بازگردم

مادر!

به من بیاموز

چگونه خاکستر، دوباره اخگر می‌شود

و رودخانه، سرچشمه

وآذرخش‌ها، ابر

و چگونه برگ‌های پاییز دوباره به شاخه‌ها

بازمی‌گردد

تا من به تو بازگردم

مادر!

[غادة السَّمّان، غمنامه‌ای برای یاسمن‌ها

ترجمه دکتر عبدالحسین فرزاد]

عکس اول: دیدیم استاد بعد زیارت حضرت رضا علیه‌السلام و دیدار از محل درس استادش ادیب نیشابوری در بستِ پایین‌خیابان، به گوشه‌ای در اطراف مشهدِ رضوی حرکت کردند. پشت سر ایشان حرکت کردیم. آن‌جا رسیدند و ایستادند. گویا این‌جا مزار مادر ایشان است. روزگاری سنگ‌های قبری داشته اما الان رویش، با سنگ‌های جدید فرش شده است.

عکس دوم: به وضوح بر مزار مادر می‌گریَد؛ طوری که شانه‌هایش تکان می‌خورد. بعد، عینک خود را برداشت و با دستمال پاک کرد و به راهش ادامه داد.

[روایتی بود از دکتر محمدرفیع جلالی، در سفر و هم‌صحبتی با استاد محمدرضا شفیعی کدکنی به خراسان، تیرماه ۱۳۹۸. برای شما نوشتیم]"

محمدرضا شفیعی کدکنی
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین