کد خبر: 62266 A

در مراسم تشییع و خاکسپاری ایران درودی مطرح شد؛

مراسم تشییع ایران درودی هنرمند نقاش صبح امروز سه‌شنبه یازدهم آبان‌ماه در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد و سپس جمعیت حاضر برای خاکسپار ی این هنرمند به بهشت زهرا (س) رفتند.

ایران آرت: ایران درودی هنرمند نقاش صبح امروز (سه‌شنبه یازدهم آبان‌ماه) از مقابل موزه هنرهای معاصر تشییع شد تا در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شود. برخی از مسئولان و هنرمندان به اتفاق خانواده زنده‌یاد درودی در این برنامه حضور داشتند. 

به گزارش ایلنا، در ابتدای برنامه پس تلاوت آیاتی چند از کلام‌الله مجید و پخش دکلمه شعری از احمد شاملو، پیام دهکردی (بازیگر تئاتر و سینما) اجرای برنامه را به عهده گرفت. 

ایران دوردی آنچه اندیشید را زندگی کرد و به بلندترین معراج تنهایی رسید 

او پس از دکلمه شعری ضمن خوشامدگویی به حضار خطاب به آن‌ها گفت: در وجب به وجب این خاک در زمانه هراسناک بلای شبه روشنفکری، ایران درودی یک روشنفکر اصیل و واقعی و کنشگرا بود. 

دهکردی افزود: ایران دوردی آنچه اندیشید را زندگی کرد و به بلندترین معراج تنهایی رسید و خروجی این اتفاق نامی بیقرار و بی‌تاب بود. 

پیام دهکردی در ادامه گفت: اینکه من اجرای این برنامه را به عهده گرفتم، کاری است که می‌توانستم انجام دهم و وادار شدم امروز در محضر شما باشم. اجرا حوزه‌ای تخصصی است و در حیطه کار من نیست، اما دوستان امر کردند و فکر کردم این کمترین کاری است که می‌توانم برای این مراسم انجام دهم. 

وی در ادامه برای تاخیر ایجاد شده در برگزاری مراسم از حضار عذرخواهی کرد و گفت: علت تاخیر این بود که همه هماهنگی‌ها در این چند روز بسیار نفس‌گیر و دشوار بود و همه ارگان‌ها از وزارت ارشاد تا دیگر باقی مجموعه‌های ذیربط برای برگزاری این مراسم تلاش بی‌وقفه کردند. به دلیل مسائل بهداشتی در بهشت زهرا(س) و اوضاع بدی که وجود دارد این تاخیر اتفاق افتاد. ما نیز ترجیح دادیم برنامه را آغاز کنیم تا پیکر زنده‌یاد درودی را به مراسم آورند تا پس از اقامه نماز به بهشت زهرا(س) برویم. 

این بازیگر سینما و تئاتر در ادامه توضیح داد: برگزارکننده این برنامه بنیاد ایران درودی با میزبانی موزه هنرهای معاصر تهران است و موسسه هنرمندان پیشکسوت نیز با بنیاد ایران درودی همکاری کرده است. کلیه موسیقی‌های این مراسم و مراسم عصر را فردین خلعتبری آماده کرده و از او ممنونیم. 

ایده تاسیس موزه‌ هنرهای معاصر  متعلق به ایران درودی است

در ادامه برنامه یکی از دوستان نزدیک ایران دروردی، عمید نایینی (پیشکسوت عرصه روزنامه‌نگاری و رییس بنیاد ایران درودی) با حاضران صحبت کرد. 

نایینی ضمن تشکر از حضار برای حضور در مراسم خطاب به آن‌ها گفت: گفتن از ایران درودی دشوار است و من بیش از چهل سال با او رفاقت داشته‌ام. ایران ما منظومه‌ای از اتفاقات خلاقانه است، اما جنبه آفرینشگری درودی در نقاشی هویت او را می‌سازد و چه خوب که مراسم در موزه هنرهای معاصر برگزار می‌شود که ایده تاسیسش را درودی داد. 

او در ادامه گفت: نقاشی برای درودی صرفا یک اثر هنری نبود، بلکه برخاسته از درون و ایمان اوست که بر بوم فرومی‌ریخت. خودش می‌گفت با نقاشی به عمق تاریکی راه یافتم و به اوج کهکشان پرواز کردم. همه می‌دانستیم که تصویر در خیال او تا به روی بوم نقش نمی‌بست، او نمی‌توانست خودش را از غریضه ناشناخته‌اش رها کند و این روحیه تا به آخر در او وجود داشت. 

نقاشی برای ایران درودی هدف حیات بود

نائینی در ادامه توضیح داد: برای او هدف حیات نقاشی بود. در دوره‌ای تخیل و تصویرسازی او صرف ساخت برنامه‌هایی برای تلویزیون شد و ایشان در دانشگاه نیز هنر تدریس می‌کرد. اما باید به هنر نویسندگی او اشاره کنم. دروردی در این زمینه بسیار قوی بود. او اولین‌بار از زمان دست به قلم شدن حدود چهار ماه بعد آثارش را نوشت و به دیگران داد تا بخوانند. یک نسخه هم به من داد و گفت به عنوان یک خواننده درگیر کتاب شوم نه به عنوان روزنامه‌نگار و با نگاهی انتقادی. من به گفته‌اش عمل کردم و خواندن را آغاز نمودم و واقعا از نثر موجز و روان و خوش‌آهنگ او بسیار متعجب شدم. 

وی در ادامه گفت: او در سبک نگارش بر واژگان سوار بود و جدا از تسلط بر زبان فرانسه به زبان مادری خودش آگاه بود. او در این عرصه هم پیروز بود، چون کتابش سی و یک بار چاپ شده است. درودی همیشه دغدغه داشت که نکند درازگویی‌اش در کتاب، مخاطب را خسته کند؛ لذا بخشی از اثرش را حذف کرد. 

درودی همواره به هویت ایرانی خود می‌بالید 

این روزنامه‌نگار پیشکسوت افزود: ایران درودی عشق بی‌اندازه‌ای به ایران داشت. همواره به هویت ایرانی خود می‌بالید و به آن افتخار می‌کرد. طوری از ایران می‌گفت که گویی بخشی از جان اوست. او عملا چنین روحیه‌ای داشت و فقط حرف نمی‌زد. درودی در معرفی خودش می‌گفت من ایران هستم! بعد کمی مکث می‌کرد و می‌گفت ایران درودی! همین که نام او نام کشورش بود اتفاقی معدود است و او با گفتن من ایرانم، دریچه‌ای رو به مخاطب باز می‌شد که مملو از فرهنگ و تمدن ایران بود. این اتفاق هربار تکرار می‌شد و او خستگی‌ناپذیر از ایران می‌گفت. این روحیه تا آخرین لحظه در رفتار و آثار درودی قابل درک بود. 

ایران درودی خون و خاک را در تاریخ انعکاس داد

در ادامه مراسم پس از شعرخوانی پیام دهکردی، جواد مجابی (شاعر و منتقد) روی صحنه رفت و خطاب به حاضران گفت: از شما بابت این حضور تشکر می‌کنم. 

او اضافه کرد: ایران درودی در میان ویرانه‌ها گل و نور و بلور می‌نشاند. خون و خاک را در تاریخ انعکاس می‌دهد و از افرادی که برای مردم کار کرده‌اند، یاد می‌کند؛ اما فقط به تاریخ بسنده نمی‌کند بلکه به زمان حاضر می‌آید. از طرف دیگر درگیری ما با خودمان و قدرت‌های داخلی و خارجی و دیگر اتفاق‌ها، همواره به عنوان دغدغه در ذهن نقاش هنرمند ما نوسان داشته است. 

مجابی در ادامه بیان کرد: ما نقاشان متفکر کم نداشتیم و البته زیاد هم نبوده‌اند. منظورم افرادی مانند بهمن محصص است که هنرمند و روشنفکر بوده. درودی به عنوان روشنفکر با اتفاقات زمانه خود درگیر بود و سرگذشت تاریخ این بوم و بر دغدغه همیشگی‌اش بوده است. برای همین است که در قلب روشنفکران ایران و در دل مردم جایگاه خاص خودش را دارد. 

وی ادامه داد: هنرمند پاسخی برای فردا ندارد، اما پرسش‌های مهم خودش را درباره آن مطرح می‌کند و درودی در نقاشی‌هایش وسوسه‌ها و ذهن ناآرام یک هنرمند را بازتاب داده که همین برای هنرمند کافی است. همه اینها کافی نیست، اگر هنرمند به مردم و ملتش توجه نداشته باشد و این را همواره در درودی می‌دیدیم. 

این منتقد هنری در پایان گفت: افسوس می‌خوردیم که ایران درودی بین ما نیست، اما شادیم که وظیفه‌اش را به درستی انجام داده و همین موضوع باعث خوشحالی است. 

پس از صحبت‌های جواد مجابی دکلمه بخش‌هایی از یک کتاب با صدای پیام دهکردی پخش شد. 

دهکردی در اینباره گفت: بخش‌هایی از کتاب خانم دروردی را برای ایشان خواندم و روز تولد ایشان کار ضبط به پایان رسید و خیلی دوست داشتم خانم درودی آن را بشنوند که این اتفاق میسر نشد. 

در میانه مراسم پس از صحبت‌های دهکردی پیکر ایران درودی در محل مراسم وارد و مستقر شد. 

ایران درودی بانویی گستاخ و جنگجو و بی‌پروا بود

سپس دهکردی متنی را در وصف ایران درودی خواند و از طاها بهبهانی دعوت کرد تا روی صحنه بیاید. هیچوقت باورم نمی‌شد ملاقات‌مان این چنینی باشد. زمانی که نزدت می‌آمدم و عشقت را به زندگی می‌دیدم، یادم می‌رفت کجا زندگی می‌کنم. از تلاش‌هایت می‌گفتی و از ناتوانی دستانت می‌گفتی و در آخر می‌گفتی ولی الان خیلی خوبم! تو همیشه با این جمله همه گفته‌های قبلی‌ات را پس می‌زدی. 

او ادامه داد: شاید آمده بودی سلطه نور بر تاریکی را ثابت کنی که کردی. بانوی گستاخ و جنگجو و بی‌پروایی بودی و با زبانت شمشیروار بر ناحق‌گویان و پست و فرومایگان می‌تاختی. آرزو داشتی از آثارت موزه داشته باشی و چقدر آزارت دادند. می‌گفتی می‌خواهی امیدوار باشی. نمی‌دانستی کسی آرزوهایت را جواب نمی‌دهد، اما مغرور و شیر زن بودی. وجودت سرشار از عشق و محبت بود، به ظاهر یک نفر بودی اما لشگری از وقار و متانت و راستی و درستی بودی. 

بهبهانی گفت: بانو با آنکه سال‌ها از وطن دور بودی و عشق به ایران باعث شد برگردی و خدمت کنی. نسل جوان تو را دوست داشت و تو عشق به میهن و زندگی را به آن‌ها آموختی. دریغ که آخرین آرزویت را نه گفتند! می‌دانم چقدر بخشنده بودی و همه را بخشیده‌ای. همانطور که همه تابلوها و همه چیزت را بخشیدی. 

این شاعر پیشکسوت در پایان صحبت‌هایش گفت: پیکر خسته‌ات در این تابوت است، اما روح بزرگت در این گردهمایی حاضر و ناظر است و می‌شنوم که می‌گویی طاها امروز خیلی خوبم و پرانرژی هستم. 

در ادامه مراسم پیام دهکردی ضمن ابراز امیدواری برای تاسیس و به نتیجه رسیدن موزه ایران درودی گفت: این نشدن‌ها در سیاره ایران و حوزه فزهنگ و هنر ما رسم دیرینه‌ای است. فرهنگ و هنر بخش بی‌اهمیت این سرزمین در حوزه سیاست‌گذاری بوده و امروز در نهایت خجلت، باید شاهد سخنان سوزناک استاد بهبهانی باشیم. 

فرهنگ و هنر هرگز به مثابه آب و نان نبوده

دهکردی توضیحات خود را اینگونه کامل کرد: من یاد آقای سمندریان افتادم که چطور دستش از گور بیرون ماند برای اجرای نمایش گالیله. فرهنگ و هنر هرگز به مثابه آب و نان نبوده، چون ما نخواستیم. عدم توجه به فرهنگ و هنر جهل را نشانه می‌گیرد. اگر سیل جهل را ه بیفتد همه چیز را با خود می‌برد. درودی مانند سمندریان فرزند زمان خویش بود. امیدوارم از این خواب خفته و این خوابزدگی کژ و کوژ سرانجام بیدار شوید. 

دهکردی در ادامه از حاضران و مسئولانی که با پیام و گل یاد ایران درودی را گرامی داشتند، تشکر کرد. 

در ادامه برنامه آزاده درودی (برادرزاده ایران درودی) به نمایندگی از خاندان درودی با حاضران صحبت کرد. 

او گفت: عمه ایران عزیزم تنها یادگار بزرگ خانواده پدری حال که رفته‌ای اشک‌هایم بند نمی‌آید، بس که صبور بودی. همیشه می‌گفتی دعا کن خداوند ایمان من را به خودش بیشتر و قوی‌تر کند، چون من زندگی را با دردهای دوست دارم. تو عاشق زندگی بودی. عشقی که هم درد بود و مرهم را دوست می‌داشتی. می‌گفتی من از مرگ نمی‌ترسم چون دوره باشکوه زندگی است و همانطور که زندگی‌ام با شکوه بوده، مرگم هم باشکوه خواهد بود. همیشه می‌گفتی همیشه می‌خواهم به نور برسم و رسیدی. من می‌دانم دوباره بعد از مرگت نقاشی خواهی کرد چون گفتی نقاشی آغاز و پایان زندگی من است. 

آزاده درودی در پایان از کادر درمان بیمارستان دی و دیگر افراد و مسئولان بابت زحماتشان تشکر کرد. 

در ادامه برنامه دکلمه متنی با صدای ایران درودی به سمع حاضران رسید و پس از آن پیام دهکردی روی صحنه رفت و شعری خواند. 

او در ادامه از حضور حاضران در مراسم تشیع و افرادی که برنامه را مجازی دنبال کردند تشکر کرد و در پایان مراسم بر پیکر هنرمند فقید ایران درودی نماز گذارده شد و پس از آن حضار برای خاکسپاری به بهشت زهرا(س) رهسپار شدند.

 

درودی خاکسپاری
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین