اصلا جرات نداشتم سازم را با خودم بیرون ببرم، حتی کارت تردد برای ساز داشتیم اما معمولا پاسداری میآمد و با تندی میپرسید: "این چیه؟" با ترس و لرز میگفتیم والا این ساز است، باهاش «خمینی ای امام» میزنیم.
۱۱ مطلب
اصلا جرات نداشتم سازم را با خودم بیرون ببرم، حتی کارت تردد برای ساز داشتیم اما معمولا پاسداری میآمد و با تندی میپرسید: "این چیه؟" با ترس و لرز میگفتیم والا این ساز است، باهاش «خمینی ای امام» میزنیم.