کد خبر: 76930 A

آزاده جعفریان: هنرهای تجسمی در جنگ جان می دهد/ چهار فرصت در یک ابر بحران

آزاده جعفریان: هنرهای تجسمی در جنگ جان می دهد/ چهار فرصت در یک ابر بحران

آزاده جعفریان: هنرهای تجسمی در جنگ جان می دهد/ چهار فرصت در یک ابر بحران

ایران آرت : آزاده جعفریان ،روزنامه نگار هنری در ماهنامه هنر ترکیبی بوم نوشته است:

هفته ها پیش از آنکه صدای بمباران در شهر بپیچد و انفجار و بوی باروت همه را پراکنده کند، هنر به خصوص هنرهای تجسمی، خرید نقاشی و مجسمه از فهرست همه مردم پاک می شود؛ گالری ها نهاد اصلی فروش آثار تجسمی تعطیل می شوند و متاسفانه کسی نمی پرسد نقاش و مجسمه ساز و ... چگونه باید امرار معاش کنند و چگونه زندگی خانواده خود را اداره کنند!

نکته غم انگیزتری هم وجود دارد: 

هر قدر جنگ طولانی تر شود، بازگشت هنرهای تجسمی به فهرستگان مردم [ طبقه متوسط ی که هنوز متوسط مانده اند] دیرتر و دیرتر خواهد بود!

بله، ابر بحران جنگ پیش از همه هنرهای تجسمی و بازار هنر و اقتصاد هنر را از هستی ساقط می کند.

تا اینجای متن، نویسنده نظر تازه ای ارائه نداده است، هر کس از نهم اسفند در ایران بوده به چشم خویش دیده است چه بر سر سفره هنرمندان آمده است و اکنون که ۲۲ اردیبهشت و روزهای نه جنگ نه صلح است، نمی توان از مردم گرفتار نان و پنیر انتظار داشت از معدود گالری دو باره باز شده اثر هنری بخرند.

به حتم قطع بودن اینترنت و فیلتر بودن شبکه های مجازی که برای برخی هنرمندان جوان ، دریچه کوچکی برای فروش اثر و امرار معاش بود را نباید در این محدودیت زیستی نادیده گرفت.

اما می توان در این وانفسای بازار هنر دستکم از سه دریچه کورسوی امید هم یافت که این البته از خصوصیات ناب هنرهای تجسمی است:

یک

در تجارت جهانی، نقاشی و مجسمه را "کالای نهایی سرمایه ای" می خوانند، و یافتن مستر پیس ها در بازار هنر به ندرت رخ می دهد اما یک واقعیت تاریخی وجود دارد که هر زمان جنگ در هر سرزمین ی رخ می دهد، مجموعه داران بزرگ برای بالا بردن تاب آوری کسب و کارهای خود و پرداخت حقوق نیروی انسانی و ... درب های سه قفله گنجینه های خود را می گشایند و گاه مستر پیس هایی روانه Second Market می شود که علاقمندان هنر را مدهوش می کند زیرا بسیار کم تر از قیمت واقعی خود به فروش می رسند. این پدیده هم اکنون در بازار هنر ایران هم رایج شده است و گالری هایی "فروش های اکازیون" را دهان به دهان تبلیغ می کنند.

دو:

در فضای رکود کامل هنرهای تجسمی، برندهای نویی که خواهان ورود به این عرصه هستند یک فرصت تاریخی دارند اگر با شناخت کامل از این فضا و بر اساس نقشه مهندسی شده ورود کنند، صدای شان امکان شنیده شدن دارد و حتی ممکن است پژواک چند برابری هم یابد؛ در حالی که در حالت عادی و حضور گالری های تثبیت شده این دیده و شنیده شدن بسیار سخت است.

بدیهی ست برای جلوه کردن در این فضای دلمرده که برای هنر تره هم خورد نمی شود ، یافتن صدا و جنس آن صدا فوق العاده تعیین کننده است.

سه:

می گویند "فریده لاشایی" بخشی از شاهکارهایش را در دوران جنگ خلق کرده است؛ شاهکارهایی که امروز چند ده تا چند صد هزار دلار در بازار خریدار دارد؛ این می تواند حاوی یک پیام مستقیم برای هنرمندان کم تر شناخته شده باشد؛ در این سکوت خبری، به شرط نواندیشی و ارائه ای خلاقانه می توان دیده شد و بسیار دیده شد.

در غیبت شبکه های اجتماعی ، ناگزیر از رسانه های تخصصی هنری و پلتفرم های موجود باید سکوی ارائه ساخت ، پیداست امر سخت و دشواری ست اما این هم از شیرینی های برند شدن در هنر است.

چهار:

فقر جدی هنر ایران تولید محتوا و سرچ گوگل است؛ از گالری ایرانی گرفته تا هنرمند ایرانی، در دنیای هنر به جهت فقر متن در بازار هنر به حاشیه رفته است؛ بدین معنا که اگر همین فردا همه چیز گل و بلبل شود ، در فقدان متن های پرتعداد تحلیلی و جذاب سهم هنر ایران در بازار هنر اندک تر از اندک خواهد بود.

حتما در وقفه های اینچنینی ، بهترین مجال برای هنرمند فراهم می شود تا برای هر اثرش متن های متعدد در رسانه های تخصصی هنر منتشر کند.

یا گالری ها پیرامون مانیفست خود خوانش های متفاوت تدارک ببینند.

اگر بتوان در این فشار ناجوانمردانه، حال و حوصله را جمع و جور کرد و به این امور زیر ساختی جان و اندیشه سپرد.

اگر چنین همتی انجام شود ، در پسا جنگ، فضای هنری ایران با انرژی نو و بزرگ تلالوی تازه خواهد داشت.

آزاده جعفریان

نکته پایانی:

بارها و بارها هشدار داده بودیم که تاب آوری اقتصادی هنرمندان در هنگامه ای این چنینی خیلی ضعیف است و اگر فقط یکی دو ماه هنرمندان امکان امرار معاش را از دست دهند زندگی حداقلی شان از تراز خارج می شود.

در میان هنرمندان ، اهالی تجسمی وضعیت اورژانسی تری دارند زیرا خیلی بعید است در شرایطی که از دی ماه گالری ها تعطیل و نیمه تعطیل بوده اند اثری بفروشند.

شوربختانه انجمن های صنفی و دیگر نهادهای هنری نیز در زمینه کمک مالی کاملا ناتوان هستند و اکثریت هنرمندان از منظر مالی با موقعیت نا به سامانی روبرو هستند.

به نظرم آنچه در این چند ماه بر سفره هنرمندان تجسمی رفته است باید درس عبرتی برای تصمیم سازان باشد تا درباره این چالش های بزرگ چاره اندیشی کنند.

_ ماهانه هنری پژوهشی بوم

گفتنی ست شماره ۱۰۴ ماهنامه بوم، رسانه پژوهشی هنر ترکیبی ویژه خرداد ۱۴۰۴ راهی بازار نشر شده است.

نرگس رضاپور صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهانه بوم، عبادرضا اسلامی، مدیر شورای سیاستگذاری و شایان مهرپرور سردبیر هستند.

این شماره مجله بوم در ۴۸ صفحه حاوی مطالب خواندنی متنوع از هنرهای مختلف تا مباحث بینارشته ای و گردشگری هنری و ... است که توسط نویسندگان و روزنامه نگاران شناخته شده تحریر شده اند.

آزاده جعفریان
ارسال نظر

آخرین اخبار

پربیننده ترین