مردی که سزان را از انبار نقاشی به موزههای جهان رساند/ گالریداری که بازار هنر مدرن را اختراع کرد/ پرونده بازارسازان هنر: آمبروز وولار / سه
وولار نخستین کسی نبود که آثار هنری میفروخت؛ نخستین کسی بود که فهمید باید پیش از فروش اثر، «هنرمند» را ساخت. این خلاصه تمام فلسفه پرونده «بازارسازان هنر» است و آمبروز وولار خالق تمام عیار آن است با حاصل عمری تکان دهند: سزان، گوگن، رنوار و البته آقای پیکاسو! بی جهت نیست بسیاری از تئوریسین ها او را "پدر گالری داری مدرن" می دانند.
ایران آرت: به سان ونسان ونگوگ که در زمان حیاتش تنها یک تابلو فروخت، پل سزان نیز هرگز دیده نمی شد، نه کار می فروخت نه حتی دیده می شد.
در اواخر قرن نوزدهم، بسیاری از منتقدان آثار سزان را درک نمیکردند. مجموعهداران تمایلی به خرید آثارش نداشتند و نام او در حاشیه دنیای هنر قرار داشت.
در آن روزها کمتر کسی تصور میکرد همین نقاش منزوی، چند دهه بعد به یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان تاریخ هنر مدرن تبدیل شود.
اما در پشت این تحول بزرگ، نام مردی قرار داشت که امروز کمتر از هنرمندانی که به شهرت رساند شناخته میشود: "آمبروز وولار".

_ جوانی از جزیرهای دورافتاده
آمبروز وولار در سال ۱۸۶۶ در جزیره رئونیون، مستعمره فرانسه در اقیانوس هند، به دنیا آمد؛ هزاران کیلومتر دورتر از پاریس، شهری که بعدها سرنوشت هنر مدرن را در آن تغییر داد.
او برای تحصیل حقوق به فرانسه آمد اما خیلی زود مسیر زندگیاش عوض شد. به جای دادگاه و وکالت، جذب بازار کوچک و پرآشوب هنر شد؛ بازاری که در آن زمان هنوز ساختار حرفهای امروزی را نداشت.
وولار خیلی زود متوجه شد که مهمترین آثار هنری، الزاماً متعلق به مشهورترین هنرمندان زمان نیستند.
_ قمار بزرگ روی مردی که کسی نمیخواست/ خلق نمایشگاهی که یکی از نقاط عطف هنر مدرن می دانند
در سال ۱۸۹۵، وولار تصمیمی گرفت که بسیاری آن را دیوانگی میدانستند.
او تقریباً تمام آثار در دسترس پل سزان را گردآوری کرد و نمایشگاهی بزرگ در گالری خود در پاریس دایر کرد. بیش از ۱۵۰ اثر از سزان روی دیوار رفت.
برای بسیاری از بازدیدکنندگان، این نخستین مواجهه جدی با آثار سزان بود.
نمایشگاه با فروش خیرهکنندهای همراه نشد، اما اتفاق مهمتری رخ داد: رسانه ها، منتقدان، هنرمندان و مجموعهداران ناگهان متوجه شدند با هنرمندی روبهرو هستند که زبان تازهای در نقاشی خلق کرده است.
سالها بعد، بسیاری از تاریخنگاران هنر این نمایشگاه را یکی از نقاط عطف هنر مدرن دانستند.
_ کشف یک فرمول جدید
وولار فقط یک فروشنده آثار هنری نبود. او در حال ابداع مدلی تازه برای بازار هنر بود.
پیش از او، بسیاری از گالریها منتظر میماندند تا هنرمندی مشهور شود و سپس آثارش را بفروشند. اما وولار مسیر را برعکس کرد.
او هنرمند را انتخاب میکرد، آثارش را جمعآوری میکرد، نمایشگاه اختصاصی برگزار میکرد، منتقدان و رسانه ها را دعوت میکرد، برای انتشار یادداشت ها هزینه می کرد، درباره او کتاب منتشر میکرد و سپس برای آثارش بازار میساخت.
امروز این روش بدیهی به نظر میرسد، اما در آن دوران انقلابی بود.

_ گوگن، رنوار و پیکاسو
پس از موفقیت نمایشگاه سزان، وولار همین مسیر را برای هنرمندان دیگری نیز ادامه داد.
او از مهمترین حامیان پل گوگن شد؛ هنرمندی که پس از مرگش هنوز جایگاه امروزی را نداشت.
با پیر-اوگوست رنوار همکاری کرد و نمایشگاههای متعددی برای او برگزار کرد.
اندکی بعد، پای هنرمندی جوان و ناشناخته به گالری او باز شد؛ جوانی اسپانیایی به نام پابلو پیکاسو.
وولار از نخستین گالریدارانی بود که استعداد پیکاسو را تشخیص داد و آثار او را خریداری کرد.
اگرچه بعدها "دانیل-آنری کانویلر" نقش بزرگتری در ساختن بازار پیکاسو ایفا کرد، اما وولار از نخستین کسانی بود که به او میدان داد.
_ وقتی یک گالریدار مجموعهدار هم میشود
وولار تنها نمایشگاه برگزار نمیکرد. او حجم بزرگی از آثار هنرمندان را خریداری و نگهداری میکرد.
این کار دو نتیجه مهم داشت:
نخست اینکه به هنرمندان امکان میداد بدون نگرانی مالی به کار ادامه دهند.
دوم اینکه عرضه آثار را کنترل میکرد و اجازه نمیداد بازار با حجم زیادی از آثار اشباع شود.
امروزه این شیوه یکی از اصول اساسی بازار هنر به شمار میرود، اما در پایان قرن نوزدهم اقدامی کمسابقه بود.
_ وولار به هنرمندان حقوق ماهانه میداد
وولار فقط اثر نمیخرید.
در برخی موارد، با هنرمندان قرارداد میبست و در ازای دریافت آثار، مبلغ ثابتی به آنها پرداخت میکرد تا بدون نگرانی مالی کار کنند.
این مدل بعدها توسط کانویلر به شکلی حرفهایتر ادامه یافت و لابد می دانید که اکنون در گالری های معتبر ، بزرگ و صاحب امضا امر رایجی ست.
_ پرتره های جاودانه شاهدان تاریخی
شاید جالب باشد که خود وولار نیز به سوژه هنرمندان بزرگ تبدیل شد.
پابلو پیکاسو، پل سزان، پیر بونار، پیر-اوگوست رنوار و چندین هنرمند برجسته دیگر از او پرتره کشیدند.
مشهورترین آنها، «پرتره آمبروز وولار» اثر پیکاسو است؛ یکی از شاهکارهای دوره کوبیسم.
این شاید بهترین نشانه جایگاه وولار در تاریخ هنر باشد؛ مردی که نه بوم نقاشی را تغییر داد و نه سبک هنری تازهای آفرید، اما مسیر دیده شدن بسیاری از بزرگترین هنرمندان جهان را تغییر داد.

کمتر گالریداری در تاریخ هنر چنین افتخاری دارد. این نشان میدهد هنرمندان نیز او را بخشی از تاریخ خود میدانستند.
جمله تاریخی پیکاسو درباره وولار نیز شهرت بسیار دارد: «آمبروز وولار مانند پدری برای ما بود.»
این نقلقول بهخوبی نشان میدهد که وولار صرفاً یک دلال آثار هنری نبود؛ بلکه برای بسیاری از هنرمندان نسل خود، حامی و تکیهگاه محسوب میشد.
_ کتاب های نفیس وولار برای هنرمندان
در کنار سفارش مستمر به رسانه ها برای نگارش متن درباره هنرمندان ، یکی از کارهای انقلابی وولار، انتشار کتابهای نفیس هنرمندان (Livre d'artiste) بود.
او با چاپ کتابهایی همراه با چاپسنگی و حکاکیهای هنرمندان، آثار آنان را وارد کتابخانههای اروپا کرد.
امروز این کار بدیهی به نظر میرسد، اما آن زمان یکی از ابزارهای مهم بازارسازی بود.

_ یک اثر هنری وولار را کشت! / عجیب اما کاملن واقعی
در سال ۱۹۳۹، وولار در یک سانحه رانندگی کشته شد.
گفته میشود هنگام تصادف، یک مجسمه برنزی که داخل خودرو بود به او برخورد کرد و همان ضربه باعث مرگش شد.
بله ، یک اثر هنری باعث مرگش شد!
_ بزرگترین اشتباه بازار هنر
پس از مرگ وولار، مجموعه عظیم آثار او میان وارثان پراکنده شد.
بیش از چهار هزار اثر از سزان، پیکاسو، گوگن، رنوار، ماتیس و دیگران سالها موضوع اختلافات حقوقی بود.
امروز اگر آن مجموعه یکپارچه باقی مانده بود، احتمالاً یکی از ارزشمندترین مجموعههای خصوصی تاریخ هنر محسوب میشد.

_ مردی که بازار هنر مدرن را ساخت
اگر جو ونگوگ میراث یک هنرمند را نجات داد و گالا از یک هنرمند ناشناخته برند ساخت،
آمبروز وولار گزاره متفاوتی به دنیای هنر افزود: بازار هنر فقط محل فروش آثار نیست. بازار هنر را میتوان و باید ساخت.
میتوان هنرمندی ناشناخته را انتخاب کرد، برای او روایت آفرید، آثارش را به نمایش گذاشت، منتقدان و رسانه ها را همراه کرد، مجموعهداران را متقاعد ساخت و به تدریج نامی را وارد تاریخ کرد.
شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از مورخان هنر، آمبروز وولار را نه صرفاً یک گالریدار، بلکه یکی از معماران اصلی بازار هنر مدرن میدانند.
و شاید اگر او در سال ۱۸۹۵ آن قمار بزرگ را روی پل سزان انجام نمیداد، تاریخ هنر قرن بیستم به شکل دیگری نوشته میشد.

جعبه سند | آمبروز وولار
نام: آمبروز وولار (Ambroise Vollard)
سال ورود به ماجرا: ۱۸۹۳
وولار پس از افتتاح گالری خود در پاریس، بهجای نمایش آثار هنرمندان مشهور، به سراغ نقاشانی رفت که هنوز بازار و جایگاهی درخور نداشتند؛ تصمیمی که مسیر تاریخ هنر مدرن را تغییر داد.
سند تاریخی شماره ۱
نمایشگاه تاریخی پل سزان (۱۸۹۵)
در سال ۱۸۹۵، وولار نخستین نمایشگاه بزرگ آثار پل سزان را در گالری خود برگزار کرد و بیش از ۱۵۰ اثر از این هنرمند را به نمایش گذاشت.
این نمایشگاه، نقطه عطفی در پذیرش سزان بود و بسیاری از مورخان هنر آن را یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ هنر مدرن میدانند. تا پیش از آن، سزان برای بخش بزرگی از جامعه هنری، نقاشی منزوی و کمتر شناختهشده بود.
سند تاریخی شماره ۲
کشف و حمایت از نسل جدید هنرمندان
پس از موفقیت نمایشگاه سزان، وولار به یکی از مهمترین حامیان هنرمندانی چون پل گوگن، پیر-اوگوست رنوار، پیر بونار، آریستید مایول، ژرژ روئو، هانری ماتیس و پابلو پیکاسو تبدیل شد.
او نهتنها آثار آنان را به نمایش گذاشت، بلکه با خرید آثار و معرفی آنها به مجموعهداران، به شکلگیری بازارشان کمک کرد.
سند تاریخی شماره ۳
ابداع مدل نوین گالریداری
وولار برخلاف بسیاری از دلالان هنر زمان خود، تنها منتظر فروش آثار نمیماند.
او آثار هنرمندان را خریداری میکرد، نمایشگاههای اختصاصی برگزار میکرد، رسانه ها، منتقدان و مجموعهداران را دعوت میکرد، کتابها و چاپهای هنری منتشر میکرد و با برنامهریزی بلندمدت، برای هنرمندان بازار میساخت.
این الگو، بعدها به یکی از پایههای گالریداری حرفهای در قرن بیستم تبدیل شد.
سند تاریخی شماره ۴
گالریداری که خود به سوژه هنر تبدیل شد
جایگاه وولار را شاید هیچ چیز بهتر از پرترههایی که هنرمندان بزرگ از او کشیدهاند نشان ندهد.
پل سزان، پیر-اوگوست رنوار، پیر بونار و پابلو پیکاسو، هر یک پرترهای از آمبروز وولار خلق کردند. «پرتره آمبروز وولار» اثر پیکاسو، امروز یکی از شاهکارهای دوره کوبیسم تحلیلی به شمار میرود و «پرتره آمبروز وولار» اثر سزان نیز از مهمترین پرترههای تاریخ هنر مدرن است.
استراتژی بازارسازی
شناسایی استعدادهای کمتر شناختهشده
خرید و نگهداری آثار برای حمایت مالی از هنرمندان
برگزاری نمایشگاههای اختصاصی
ایجاد ارتباط میان هنرمندان، منتقدان و مجموعهداران
انتشار کتابها و چاپهای هنری برای تثبیت جایگاه هنرمندان
مدیریت تدریجی عرضه آثار و پرهیز از اشباع بازار

نوآوری تاریخی
وولار نخستین کسی بود که نشان داد پیش از فروش اثر هنری، باید «بازار هنرمند» را ساخت.
او الگوی تازهای از گالریداری ارائه کرد که در آن، گالریدار تنها فروشنده آثار نبود؛ بلکه نقش استعدادیاب، سرمایهگذار، مهندسی رسانه ای، ناشر، مدیر فرهنگی و معمار بازار هنر را نیز بر عهده داشت. بسیاری از پژوهشگران، این رویکرد را آغاز گالریداری مدرن میدانند.
نتیجه
تا دهههای آغازین قرن بیستم، بسیاری از هنرمندانی که وولار به آنان اعتماد کرده بود، به چهرههای اثرگذار هنر مدرن تبدیل شدند. نمایشگاهها، مجموعهداران و موزهها به آثار آنان روی آوردند و بازار هنر اروپا وارد مرحلهای تازه شد؛ مرحلهای که نقش گالریدار در آن، دیگر صرفاً واسطهگری نبود، بلکه به مدیریت حرفهای مسیر یک هنرمند گره خورده بود.
میراث
آمبروز وولار در سال ۱۹۳۹ درگذشت، اما الگویی که بنا نهاد، همچنان در قلب بازار جهانی هنر زنده است. بسیاری از بزرگترین گالریداران قرن بیستم، از دانیل-آنری کانویلر تا لئو کاستلی، آگاهانه یا ناآگاهانه بر شانههای مدلی ایستادند که وولار پایهگذاری کرده بود؛ مردی که ثابت کرد گاهی یک گالریدار میتواند به اندازه یک هنرمند، تاریخ هنر را تغییر دهد.
