کان ویلر و قرارداد سه ساله انحصاری با پیکاسو/ گالریداری که بازار کوبیسم را ساخت/ پرونده بازارسازان هنر/چهار
نوآوری کانویلر به قرارداد انحصاری با هنرمندانی مانند پیکاسو محدود نبود، آنچه او را در تاریخ بازار هنر خاص می کند، این گفته در حوالی ۱۹۰۷ میلادی بود: " هنرمند نباید نگران فروش باشد؛ من هزینه زندگی او را تأمین میکنم تا فقط خلق کند."
ایران آرت: شماره چهارم پرونده برترین بازارسازان هنر دنیا [ البته با ترتیب هرم تاریخی ] به دانیل آنری کان ویلر اختصاص دارد.
اگر آمبروز وولار "پدر گالریداری مدرن" بود، کان ویلر مردی است که بازار هنر را به "یک مدل اقتصادی و مدیریتی" تبدیل کرد.
وولار استعدادها را کشف میکرد و برای آنها نمایشگاه میگذاشت.
کانویلر اما برای نخستین بار "مدیریت حرفهای هنرمند" را طراحی کرد؛ یعنی قرارداد انحصاری، کنترل عرضه آثار، حمایت مالی مستمر و ساختن یک بازار بینالمللی.
اگر آمبروز وولار نخستین کسی بود که نشان داد میتوان برای یک هنرمند بازار ساخت،
دانیل آنری کانویلر یک گام فراتر رفت؛ او نشان داد که بازار هنر را میتوان مدیریت کرد.

_ کان ویلر از آلمان آمد و پاریس را مدهوش خودش کرد
در آغاز قرن بیستم، هنرمندان جوان پاریس با دو دغدغه همیشگی زندگی میکردند؛ چگونه هزینه زندگی را تأمین کنند و چگونه آثارشان را به نمایش بگذارند. در چنین فضایی، گالریدار جوانی از آلمان وارد پاریس شد که نگاهش با همه همعصرانش تفاوت داشت.
او معتقد بود هنرمند نباید وقت خود را صرف فروش آثار کند؛ هنرمند باید فقط خلق کند و تمام مسئولیت بازار را گالریدار بر عهده بگیرد.
نام او دانیل آنری کانویلر بود؛ مردی که بعدها مسیر زندگی پابلو پیکاسو، ژرژ براک، خوان گریس و فرنان لژه را تغییر داد.
_ جمله تاریخ ساز کان ویلر
نوآوری کانویلر به قرارداد انحصاری با هنرمندانی مانند پیکاسو محدود نبود، آنچه او را در تاریخ بازار هنر خاص می کند، این گفته در حوالی ۱۹۰۷ میلادی بود: " هنرمند نباید نگران فروش باشد؛ من هزینه زندگی او را تأمین میکنم تا فقط خلق کند."
امروز این مدل را در بسیاری از گالریهای معتبر جهان میبینیم، اما بیش از صد سال پیش، این نگاه کاملاً انقلابی بود.
_گالری کوچکی که تاریخ هنر را تغییر داد
کانویلر در سال ۱۹۰۷ گالری خود را در خیابان وینیون پاریس افتتاح کرد.
او برخلاف بسیاری از گالریداران، به دنبال هنرمندان مشهور نرفت. سرمایه خود را روی نسل جوانی گذاشت که آثارشان برای بسیاری از منتقدان نامفهوم بود.
یکی از آنها پابلو پیکاسو بود.
آن روزها کوبیسم هنوز متولد نشده بود و کمتر مجموعهداری حاضر میشد برای این آثار پولی بپردازد. اما کانویلر آینده را دیده بود.
_ قراردادهایی که قواعد بازار هنر را عوض کردند
یکی از متفاوت ترین نوآوری کانویلر، قراردادهای بلندمدت با هنرمندان بود.
او متعهد میشد آثار هنرمند را بهطور منظم خریداری کند و در مقابل، هنرمند نیز آثار خود را از طریق گالری او عرضه میکرد.
این مدل، امنیت مالی بیسابقهای برای هنرمندان ایجاد کرد.
پیکاسو، براک و خوان گریس دیگر مجبور نبودند هر روز نگران فروش تابلوهایشان باشند؛ آنان میتوانستند تمام انرژی خود را صرف تجربههای تازه در نقاشی کنند.
در مقابل، کانویلر با کنترل عرضه آثار، از افت قیمت و آشفتگی بازار جلوگیری میکرد. امروزه این شیوه، یکی از پایههای بازار حرفهای هنر به شمار میرود.
_ قرارداد سه ساله پیکاسو با بازارساز ۲۲ ساله
آشنایی آنها در ۱۹۰۷ اتفاق افتاد؛ زمانی که کانویلر به آتلیه پیکاسو در باتو-لاوار رفت و با دیدن تابلوی Les Demoiselles d'Avignon متوجه شد که با پدیدهای تازه روبهروست.
دانیل آنری کانویلر متولد ۱۸۸۴ بود. پابلو پیکاسو متولد ۱۸۸۱ بود.
وقتی نخستین بار همدیگر را دیدند:
پیکاسو: ۲۵ یا ۲۶ ساله
کانویلر: ۲۲ یا ۲۳ ساله
یعنی بازارساز سه سال کوچک تر و جوان تر از هنرمند.
قرارداد انحصاری رسمی میان آنها در ۱۷ دسامبر ۱۹۱۲ امضا شد و مدت آن سه سال بود. اما به جهت جنگ جهانی با وقفه روبرو شد و پس از جنگ چهار سال دیگر ادامه یافت و به ۷ سال طول کشید.
توضیح بیشتر: در عمل، همکاری نزدیک آنها از ۱۹۰۷ تا آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ ادامه داشت؛ سپس به دلیل جنگ، کانویلر مجبور به ترک فرانسه شد و این همکاری دچار وقفه شد. پس از جنگ نیز ارتباط و همکاری دوباره برقرار شد به مدت چهار سال
بعد از پایان مدت قرارداد هرچند دیگر شکل انحصاری وجود نداشت اما رابطه کاری آنها تا پایان عمر ادامه داشت.
_ اسناد مالی قیمت آثار پیکاسو در دوره کانویلر
حتمن برای خواننده این مطلب فوق العاده جذاب است بداند قیمت آثار پابلو پیکاسو ابتدای قرارداد با کان ویلر چقدر بوده و بین این دو چهره چه رابطه مالی برقرار بود.
سال ها پیش رسانه آمریکایی نیویکر در یک گزارش به این کنجکاوی بزرگ پاسخ داده است:
در قرارداد ۱۹۱۲، کانویلر قیمت خرید آثار پابلو پیکاسو را مشخص کرده بود:
طراحیها: ۱۰۰ فرانک
گواشها: ۲۰۰ فرانک
تابلوهای کوچک: حدود ۱٬۰۰۰ فرانک
تابلوهای بزرگ: تا ۳٬۰۰۰ فرانک
جالبتر اینکه، پس از پایان همان قرارداد سهساله، کانویلر قیمت آثار جدید پیکاسو را تقریباً سه برابر کرد. این یکی از نخستین نمونههای مستند "مدیریت مرحلهای افزایش قیمت" در بازار هنر مدرن است.
در همین باب، میتوان به سندهای دیگری از جمله موقعیت ارزش بازار آثار پیکاسو ذیل قرارداد کان ویلر را البته با احتیاط تورق کرد.طبیعتن آمار ماهانه یا سالانه قیمت آثار پیکاسو و میزان دقیق فروش آنها در دست نیست اما روند را می توان مشاهده کرد:
۱۹۰۷: آثار پیکاسو مشتریان اندکی داشت و بیشتر توسط چند مجموعهدار پیشرو خریداری میشد.
۱۹۱۲: کانویلر برای آثار او قیمتهای ثابت و رسمی تعیین کرد.
۱۹۱۳: آثار پیکاسو در Armory Show نیویورک به نمایش درآمد و شهرت او از اروپا به آمریکا گسترش یافت.
_ اختراع بازار کوبیسم
کانویلر تنها آثار کوبیستها را نمیفروخت. او برای این جنبش، روایت ساخت. مهندسی رسانه کرد. کتاب نوشت، مقاله منتشر کرد، منتقدان را دعوت کرد و برای مجموعهداران توضیح داد که چرا این نقاشیها آینده هنر را تغییر خواهند داد.
در سال ۱۹۲۰ کتاب مشهور «راه کوبیسم» (The Rise of Cubism) را منتشر کرد؛ اثری که هنوز یکی از منابع کلاسیک شناخت این جنبش به شمار میرود.
او بهخوبی میدانست که پیش از فروش تابلو، باید اندیشه پشت آن را به مخاطب معرفی کرد.

_عجیب ترین پرتره دنیا : پرتره پیکاسو از کان ویلر
جالب است بدانید هیچ عکس دو نفره ای از پابلو پیکاسو و کان ویلر وجود ندارد، با آنکه هر دو تا ۹۰ و چند سالگی زندگی کردند و رابطه شان حفظ شد.
البته اگر سراسر گوگل را بچرخید یک عکس عجیب دو نفره کان ویلر و پیکاسو به شما عرضه می کند که گویا در ویلای پیکاسو حوالی در دهه پنجاه و شصت عمرشان هست و پابلو پیکاسو پشتش به دوربین است !!
اما پابلو پیکاسو یک اثر بسیار متفاوت از او خلق کرده است که شهرت جهانی دارد : تابلوی "پرتره دانیل-آنری کانویلر" اثر پیکاسو (۱۹۱۰)، از شاهکارهای دوره کوبیسم تحلیلی و یکی از مشهورترین پرترههای تاریخ هنر مدرن است.


_ جنگ جهانی اول همه چیز را برهم زد
با آغاز جنگ جهانی اول، چون کانویلر تابعیت آلمانی داشت، دولت فرانسه اموال او را توقیف کرد. هزاران اثر هنری که در اختیارش بود، مصادره و در سالهای بعد در چندین حراج دولتی فروخته شد. این اتفاق، یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ بازار هنر بود.
با این حال، کانویلر پس از جنگ دوباره به دنیای هنر بازگشت و فعالیت خود را از سر گرفت.
_ اعتماد؛ مهمترین سرمایه
پیکاسو سالها همکاری خود را با کانویلر ادامه داد. این رابطه فقط یک قرارداد تجاری نبود؛ بلکه شراکتی مبتنی بر اعتماد بود.
کانویلر معتقد بود گالریدار نباید صرفاً فروشنده باشد؛ او باید شریک فکری و اقتصادی هنرمند باشد.
این نگاه، بعدها الگوی بسیاری از گالریهای بزرگ اروپا و آمریکا شد.
_ استراتژیست ارتباطات فرهنگی
آنچه اسناد تاریخی نشان میدهد این است که کانویلر بهجای از شبکه روزنامه نگاران شناخته شده، منتقدان، شاعران و نویسندگان آوانگارد برای ساختن اعتبار پیکاسو و کوبیسم استفاده میکرد. مهمترین چهره در این میان Guillaume Apollinaire بود. کانویلر او را برای نوشتن مقدمه کاتالوگ نمایشگاهها دعوت میکرد و از نوشتههایش برای معرفی کوبیسم بهره میبرد.
در سال ۱۹۰۸، زمانی که کانویلر نخستین نمایشگاه مهم Georges Braque را برگزار کرد، از آپولینر خواست مقدمه کاتالوگ را بنویسد. این همکاری، آغاز پیوند میان گالری کانویلر و حلقه روشنفکران پاریس بود؛ حلقهای که نقش مهمی در شناساندن کوبیسم و در ادامه، پیکاسو ایفا کرد.
از سوی دیگر، کانویلر استراتژی متفاوتی داشت که شاید برای مخاطب امروز غافلگیرکننده باشد. او از سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ حتی هنرمندانش را از حضور گسترده در سالنهای عمومی پاریس و جنجالهای آن روزگاران دور نگه میداشت. اعتقاد او این بود که شهرت پایدار باید از طریق نمایشگاههای کنترلشده، مهندسی رسانه ، روزنامه نگاران و منتقدان معتبر و مجموعهداران جدی شکل بگیرد، نه از راه هیاهوی میهمانی ها. او بیشتر انرژی خود را صرف معرفی هنرمندانش در بازارهای بینالمللی، بهویژه آلمان و دیگر کشورهای اروپایی، کرد.
کانویلر بهخوبی دریافته بود که بازار هنر به اعتبار نیاز دارد. او حلقهای از شاعران، نویسندگان و منتقدان برجسته، بهویژه گیوم آپولینر، را گرد هنرمندان خود جمع کرد تا روایت فکری کوبیسم را بسازند. این شبکه فرهنگی، در تثبیت جایگاه پیکاسو و همنسلانش نقش داشت.
کانویلر بیش از آنکه یک فروشنده آثار هنری باشد، یک استراتژیست ارتباطات فرهنگی بود. او فهمیده بود که اگر روایت فکری یک جنبش ساخته شود، بازار آن نیز دیر یا زود شکل خواهد گرفت.

_ سرنوشت کان وایلر پس از جنگ جهانی
کان ویلر که ۲۵ ژوئن ۱۸۸۴ در شهر Mannheim آلمان متولد شده بود، ۱۱ ژانویه ۱۹۷۹ در Paris دنیای خاکی را بدرود گفت.
بله ۹۴ سال عمر کرد، یعنی او تقریباً تمام قرن بیستم را تجربه کرد؛ از دوران پیکاسو جوان تا زمانی که پیکاسو به مشهورترین هنرمند زنده جهان تبدیل شد را به چشم خود دید.
او رفت و اتفاقن پیکاسو هم، کم تر از یک سال مرد و به او پیوست [ پیکاسو ۲۵ اکتبر ۱۸۸۱ – ۸ آوریل ۱۹۷۳].
برخلاف تصور عمومی، کانویلر صاحب یک امپراتوری گالری نبود. او چه پیش از جنگ و چه پسا جنگ فقط یک گالری داشت.
در سال ۱۹۱۴، چون تبعه آلمان بود، مجبور شد فرانسه را ترک کند، دولت فرانسه هم گالری او را بست. تمام موجودی گالری را مصادره کرد. هزاران اثر هنری را بعدها در حراجهای دولتی فروخت. این یکی از تلخترین فصلهای تاریخ بازار هنر است. کان ویلر پس از جنگ دوباره به پاریس برگشت. اما دیگر با نام خودش فعالیت نکرد. او با همکاری خانوادهاش گالری جدیدی را راهاندازی کرد. نام آن: Galerie Simon بود, به نام شریک اصلی اش که ، برادر همسرش هم بود" آندره سیمون" بود و مسائل حقوقی و مالی پس از جنگ نیز در این تصمیم نقش داشت. بعد از جنگ جهانی دوم و حتی در دهههای بعد، همین گالری به یکی از مهمترین مراکز هنر مدرن اروپا تبدیل شد.
کانویلر، تمام نفوذ جهانی خود را از یک گالری در پاریس به دست آورد. او به جای افتتاح شعبه، شبکهای از مجموعهداران، روزنامه نگاران و منتقدان، نویسندگان، موزهها، گالریهای همکار در اروپا و آمریکا ایجاد کرد. یعنی قبل از آنکه اصطلاح Network رایج شود، او عملاً یک شبکه بینالمللی هنر ساخته بود.
کانویلر ثابت کرد برای جهانی شدن یک هنرمند، لازم نیست دهها گالری داشته باشی؛ گاهی یک گالری کوچک در پاریس، اگر با شبکهای از منتقدان، مجموعهداران و موزهها پیوند خورده باشد، میتواند مسیر تاریخ هنر را تغییر دهد. این جمله، فلسفه کاری کانویلر را بهخوبی خلاصه میکند و تفاوت او را با بسیاری از گالریداران بعدی نشان میدهد.
_ مردی که قواعد بازی را تغییر داد
اگر جو ونگوگ میراث یک هنرمند را حفظ کرد، اگر گالا از یک هنرمند برند ساخت و اگر آمبروز وولار نشان داد چگونه میتوان بازار یک هنرمند را ایجاد کرد، دانیل آنری کانویلر ثابت کرد که بازار هنر بدون مدیریت حرفهای، دوام نخواهد داشت.
او نخستین گالریداری بود که قراردادهای انحصاری، حمایت مالی مستمر، مدیریت عرضه آثار و روایتسازی نظری را در کنار یکدیگر قرار داد. مدلی که بیش از یک قرن بعد، هنوز شالوده فعالیت بسیاری از گالریهای معتبر جهان است.
کانویلر شاید هیچ تابلویی نکشید، اما قواعد بازی را برای هزاران تابلویی که پس از او خلق شدند، برای همیشه تغییر داد.
این قسمت از نظر «بازارسازی» حتی از وولار [قسمت سوم] هم مدرنتر است؛ زیرا شما برای نخستین بار میبینید که بازار هنر فقط با نمایشگاه شکل نمیگیرد، بلکه با قرارداد، مدیریت عرضه، روایتسازی و اعتماد بلندمدت ساخته میشود. این دقیقاً پلی است که ما را به پگی گوگنهایم ، لئو کاستلی و نسل دوم بازارسازان هنر و بازار هنر معاصر میرساند.
_جعبه اسناد دانیل آنری کانویلر
نام: دانیل-آنری کانویلر (Daniel-Henry Kahnweiler)
حوزه فعالیت: گالریدار، ناشر هنری، نظریهپرداز بازار هنر
سند تاریخی شماره ۱:
۱۹۰۷: افتتاح گالری کانویلر در پاریس.
سند تاریخی شماره ۲
آغاز همکاری با پیکاسو (۱۹۰7–۱۹۱4)
کانویلر در سال ۱۹۰۷ با پابلو پیکاسو آشنا شد و بهسرعت به یکی از مهمترین حامیان اولیه او تبدیل شد. در این دوره، او آثار کوبیستی اولیه پیکاسو و ژرژ براک را خریداری، نمایش و مدیریت کرد.
در سال ۱۹۱۲، نخستین قرارداد انحصاری میان کانویلر و پیکاسو امضا شد؛ قراردادی که برای نخستینبار رابطه هنرمند و گالریدار را به یک مدل اقتصادی پایدار تبدیل کرد.
سند تاریخی شماره ۳
در سال ۱۹۲۰: انتشار کتاب The Rise of Cubism و تثبیت نظری کوبیسم.
سند تاریخی شماره ۴:
جنگ جهانی اول: توقیف مجموعه عظیم آثار او توسط دولت فرانسه و پراکنده شدن یکی از مهمترین مجموعههای هنر مدرن.
سند تاریخی ۵:
اهمیت اعتماد سازی در بازار هنر سبب می شود کان ویلر پس از پایان جنگ جهانی اول، بار دیگر از آلمان به پاریس برگردد و هنرمندان از جمله پیکاسو با او کار کنند.
نوآوری تاریخی:
تبدیل حمایت هنری به سیستم اقتصادی کنترلشده
کانویلر نخستین گالریداری بود که سه اصل کلیدی را همزمان اجرا کرد:
قرارداد انحصاری با هنرمند
پرداخت منظم برای تضمین امنیت مالی هنرمند
کنترل عرضه آثار برای جلوگیری از سقوط قیمت و آشفتگی بازار
او همچنین با استفاده از شبکه منتقدان و نویسندگانی مانند گیوم آپولینر «روایت فکری کوبیسم» را ساخت.
نتیجه:
با اجرای این مدل، پیکاسو و ژرژ براک توانستند بدون فشار مالی، یکی از رادیکالترین دورههای تاریخ هنر مدرن را خلق کنند.
در همین دوره، کوبیسم از یک تجربه آزمایشی به یک جنبش شناختهشده در اروپا تبدیل شد و آثار آن به تدریج وارد مجموعههای مهم هنری شد.
میراث:
کانویلر با وجود جنگ جهانی اول و توقیف مجموعه آثارش توسط دولت فرانسه، دوباره به بازار هنر بازگشت و مدل کاری او به استانداردی برای گالریداری مدرن تبدیل شد.
امروز، بسیاری از پژوهشگران تاریخ هنر، او را نخستین کسی میدانند که بازار هنر را از «واسطهگری فروش» به «مدیریت حرفهای تولید هنری» تبدیل کرد؛ مدلی که بعدها پایه شکلگیری بازار هنر قرن بیستم شد.
