زهره مهربان: فریز در ابوظبی بازل در دوحه، خاورمیانه در حال جانمایی خود در نقشه هنر جهان
بنیانگذار و مدیر گالری ماد: حضور برندهای جهانی برای گالریهای منطقه، یک فرصت است؛ اما همزمان یک مسئولیت نیز هست: ما باید بتوانیم هنرمندان خود را با استانداردهای جهانی معرفی کنیم،
ایران آرت: زهره مهربان، بنیانگذار و مدیر گالری ماد در یک مطلب تحلیلی در رسانه هنری خاورمیانه Artdayme.news حضور برندهای جهانی فریز ، بازل، گوگنهایم، لوور را بررسی کرده است ؛ متن کامل این نوشتار ترجمه و بازنشر است :
گاهی ورود یک برند به یک شهر، فقط ورود یک نام تازه نیست؛ نشانه تغییر جایگاه آن شهر در یک نقشه بزرگتر است.
به همین دلیل، من حضور Frieze Abu Dhabi را صرفاً یک آرتفر تازه در تقویم رویدادهای هنری منطقه نمیبینم. آنچه در ابوظبی در حال شکلگیری است، میتواند بخشی از یک تغییر مهمتر باشد: تغییر جایگاه خاورمیانه در اقتصاد، فرهنگ و گردش جهانی هنر.
فریز ابوظبی قرار است از ۱۹ تا ۲۲ نوامبر ۲۰۲۶ در منارات السعدیات برگزار شود؛ در قلب منطقهای که امروز بیش از هر زمان دیگری به یک کانون فرهنگی بینالمللی تبدیل شده است. نخستین دوره این رویداد بیش از ۸۰ گالری از ۶۴ شهر و ۳۷ کشور و منطقه را گرد هم میآورد؛ از گالریهای منطقهای تا نامهایی مانند Gagosian، Pace Gallery، Thaddaeus Ropac و Victoria Miro. اما اهمیت واقعی این اعداد، در خود اعداد نیست. مسئله این است که چه چیزی در کنار چه چیزی قرار میگیرد؟

وقتی گالریهایی از امارات، عربستان، لبنان، ایران، ترکیه، مصر، تونس، هند و دیگر نقاط منطقه در کنار گالریهای بزرگ اروپا، آمریکا و آسیا قرار میگیرند، یک اتفاق مهم رخ میدهد: بازار هنر منطقه دیگر فقط محلی برای نمایش هنر خاورمیانه به جهان نیست؛ بلکه به تدریج به محل گفتوگوی برابر میان بازارهای مختلف هنر جهان تبدیل میشود و این تفاوت بسیار مهم است.
_ اقتصاد هنر؛ بازار زمانی رشد میکند که زیرساخت رشد کند
اقتصاد هنر فقط با افزایش قیمت آثار یا رکوردهای حراجی ساخته نمیشود. یک بازار قدرتمند به مجموعهای از عناصر بههمپیوسته نیاز دارد: هنرمند، گالری، مجموعهدار، موزه، کیوریتور، مؤسسه فرهنگی، سرمایهگذار، رسانه، نمایشگاههای حرفهای و البته رویدادهایی که بتوانند این اجزا را در مقیاس بینالمللی به یکدیگر متصل کنند.
از این منظر، اهمیت فریز ابوظبی در این است که میتواند یک زیرساخت ارتباطی و اقتصادی جدید برای بازار هنر منطقه ایجاد کند.
ابوظبی پیش از این نیز با Abu Dhabi Art چنین مسیری را طی کرده بود؛ رویدادی که طی ۱۷ سال توانسته بود میان هنرمندان، گالریها، مجموعهداران و مؤسسات منطقه ارتباط ایجاد کند. فریز اکنون بر روی همین سابقه و شبکه شکل میگیرد، اما آن را به شبکه جهانی خود متصل میکند.
این نکته از نگاه گالریدار بسیار مهم است. برای یک گالری منطقهای، حضور در یک آرتفر بینالمللی فقط به معنای فروش چند اثر نیست. آرتفر جایی است که در آن اعتبار، ارتباط، شناخت و بازار همزمان ساخته میشوند.
مجموعهداری که امروز برای دیدن آثار به ابوظبی میآید، ممکن است فردا برای دیدن نمایشگاه یک هنرمند به دبی، بیروت، استانبول، تهران یا دهلی سفر کند. کیوریتوری که در ابوظبی با یک هنرمند آشنا میشود، ممکن است چند ماه بعد او را وارد یک نمایشگاه موزهای کند. گالریای که در این شبکه دیده میشود، ممکن است به بازارهای تازهای راه پیدا کند.

بنابراین اثر اقتصادی یک آرتفر حرفهای، بسیار فراتر از رقم فروش غرفههای آن است. ارزش واقعی، در شبکهای است که ایجاد میکند.
_ ابوظبی، دبی و دوحه؛ سه نقطه، یک اکوسیستم
من آینده هنر منطقه را نه در رقابت میان شهرهای خاورمیانه، بلکه در همافزایی آنها میبینم.
در سالهای اخیر، دبی با Art Dubai به یکی از مهمترین نقاط اتصال بازار هنر خاورمیانه با جهان تبدیل شده است. دوحه با Art Basel Qatar در حال ساختن یک نقطه ثقل تازه برای هنر در منطقه است و اکنون ابوظبی با Frieze Abu Dhabi وارد مرحلهای تازه میشود.
این سه رویداد، اگرچه هر یک هویت و ساختار متفاوتی دارند، میتوانند در کنار یکدیگر یک اتفاق بزرگتر را رقم بزنند: ساختن یک مدار هنری جدید در خاورمیانه.
مداری که در آن مجموعهدار میتواند برای یک فصل هنری به دبی سفر کند، برای رویدادی دیگر به دوحه برود و در ابوظبی با بخشی دیگر از صحنه هنر جهانی مواجه شود.
در چنین شرایطی، مخاطب بینالمللی دیگر خاورمیانه را مجموعهای از بازارهای کوچک و جدا از هم نمیبیند؛ بلکه آن را بهعنوان یک منطقه فرهنگی و اقتصادی بههمپیوسته تجربه میکند. این همان نقطهای است که اقتصاد هنر میتواند از یک بازار پراکنده به یک اکوسیستم تبدیل شود.
_ اما هنر فقط اقتصاد نیست
شاید مهمتر از بازار، اتفاقی باشد که در حوزه فرهنگ رخ میدهد. خاورمیانه منطقهای است با تاریخهای بسیار پیچیده، تمدنهای متنوع، مسیرهای تجاری کهن، مهاجرت، جنگ، جابهجایی و تبادل فرهنگی. هنر معاصر این منطقه نیز دقیقاً از همین لایههای تاریخی و اجتماعی تغذیه میکند.
فریز ابوظبی از این منظر یک ویژگی مهم دارد: قرار نیست صرفاً یک نمایشگاه از هنر بینالمللی باشد که در خاورمیانه برگزار میشود.
ساختار اعلامشده برای آن، از ابتدا بر گفتوگو با منطقه تأکید دارد. بخش Global Futures به هنرمندانی میپردازد که با تاریخها و ایدههای فرهنگی امارات و منطقه ارتباط برقرار میکنند و Frieze Masters Abu Dhabi نیز با محوریت اقیانوس هند، مسیر حرکت اشیا، انسانها و ایدهها را از طریق تجارت و تبادل فرهنگی دنبال میکند.
این انتخاب کیوریتوری برای من بسیار معنادار است. زیرا خاورمیانه را از جایگاه «حاشیه» بیرون میآورد و آن را بهعنوان بخشی از تاریخ شکلگیری ارتباطات فرهنگی جهان بازخوانی میکند. این منطقه همیشه محل عبور بوده است؛ اما امروز میتواند محل تلاقی باشد.
_ یک فرصت برای هنر منطقه؛ و یک آزمون جدی
البته نباید از این تحول تصویری بیش از حد خوشبینانه ساخت. آمدن برندهای بزرگ جهانی به منطقه، به خودی خود تضمینکننده رشد هنر منطقه نیست. اگر قرار باشد بازار فقط به محل فروش آثار هنرمندان بینالمللی تبدیل شود، فرصت اصلی از دست خواهد رفت.
اهمیت فریز ابوظبی [ و البته آرت بازل دوحه و آرت دبی] زمانی چند برابر میشود که حضور برند جهانی بتواند به رشد هنرمندان، گالریها و مؤسسات منطقه نیز کمک کند؛ یعنی جریان سرمایه و توجه فقط وارد منطقه نشود، بلکه از منطقه نیز به جهان بازگردد.
در این میان، حضور گالریهایی از امارات، ایران، لبنان، عربستان، ترکیه، مصر، تونس و هند در کنار گالریهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد.
این برای ما، بهعنوان گالریهای منطقه، یک فرصت است؛ اما همزمان یک مسئولیت نیز هست. ما باید بتوانیم هنرمندان خود را با استانداردهای جهانی معرفی کنیم، روایتهای محلی را به زبان بینالمللی ترجمه کنیم و نشان دهیم که هنر منطقه نه یک «موضوع خاص» برای مخاطب جهانی، بلکه بخشی از گفتوگوی معاصر هنر جهان است.

_ رقابت واقعی، دیگر بر سر برگزاری یک آرتفر نیست
به گمان من، اتفاق مهمتر در سالهای آینده این خواهد بود که شهرهای منطقه دیگر فقط بر سر تعداد گالریها یا تعداد بازدیدکنندگان با یکدیگر رقابت نکنند.
رقابت واقعی بر سر ساختن اکوسیستم است :
چه شهری میتواند مجموعهدار بیشتری جذب کند؟
کدام شهر میتواند هنرمند بیشتری را به شبکه جهانی معرفی کند؟
کدام شهر میتواند موزهها، گالریها، دانشگاهها، بنیادها و سرمایهگذاران را کنار یکدیگر قرار دهد؟
کدام شهر میتواند گردش فرهنگی ایجاد کند؟
و مهمتر از همه، کدام منطقه میتواند کاری کند که مخاطب جهانی برای تجربه هنر، نه فقط برای خرید، به آن سفر کند؟
اگر ابوظبی، دبی و دوحه بتوانند به جای نگاه کردن به یکدیگر بهعنوان رقیب، بهعنوان سه گره از یک شبکه بزرگتر عمل کنند، ظرفیت آن را دارند که در کمتر از یک دهه چهره بازار هنر منطقه را تغییر دهند.
فریز ابوظبی در این میان میتواند یک شتابدهنده مهم باشد.
_ خاورمیانه و بازتعریف خویشتن در ساحت بازار هنر
شاید بهترین توصیف برای آنچه در حال رخ دادن است، تغییر یک واژه باشد. خاورمیانه سالها برای جهان هنر، یک مقصد بود؛ مقصدی برای کشف، مشاهده، خرید یا سرمایهگذاری. اما اکنون این منطقه میتواند به یک مرکز تبدیل شود؛ مرکزی که خودش تولیدکننده جریان فرهنگی، اقتصادی و فکری باشد. این تغییر، بسیار بزرگتر از ورود یک آرتفر است.

فریز ابوظبی در کنار Art Dubai و Art Basel Qatar میتواند سه پنجره متفاوت اما مکمل به روی یک منطقه باز کند؛ پنجرههایی که از طریق آنها هنرمندان، گالریها، مجموعهداران و مؤسسات فرهنگی منطقه با جهان ارتباط میگیرند و در عین حال، جهان نیز با روایتهای متنوع خاورمیانه مواجه میشود. و شاید مهمترین اتفاق همین باشد:
خاورمیانه دیگر نباید فقط جایی باشد که هنر جهان در آن به نمایش درمیآید؛ باید یکی از جاهایی باشد که آینده هنر جهان در آن شکل میگیرد.
فریز ابوظبی هنوز آغاز نشده است. اما اهمیت آن را میتوان از همین حالا درک کرد. زیرا بعضی رویدادها را باید نه از روی آنچه در روز افتتاحیه نمایش میدهند، بلکه از روی تغییری که میتوانند در سالهای بعد ایجاد کنند سنجید. و فریز ابوظبی، از این منظر، میتواند یکی از مهمترین نقاط عطف فصل تازه هنر در خاورمیانه باشد.