مهرداد فلاح و نقاشی شیر یا خط !/ نوآوری در سنت؛ کنش گری میان دیدن و خواندن
مهارت مهرداد فلاح را می بینید از تبدیلشدن کلمه به فرم، فرم به حیوان و حیوان به نشانه. او در این اثر شیر را نقاشی نکرده است؛ شیر را به زبانی بین المللی نوشته است.
ایران آرت : ملیکا فلاح : یکی از نقاشی های مهرداد فلاح ، نقاش شناخته شده ایرانی را بررسی می کنیم که از سری معروف او محسوب می شود:" شیرخط ها".
مهرداد فلاح در مجموعه «شیرخطها» به سراغ یکی از آشناترین نشانههای تصویری فرهنگ ایرانی [ خاورمیانه ] میرود: شیر.
اما آنچه در آثار او اهمیت دارد، بازنمایی شیر به معنای متعارف آن نیست؛ فلاح شیر را از دل خط بیرون میکشد. در اینجا خط دیگر وسیلهای برای نوشتن نیست؛ خود به مادهای تصویری بدل میشود که با آن میتوان بدن، حرکت، قدرت و حتی حافظه فرهنگی را ساخت.
اثر «بدون عنوان»، متعلق به دهه ۱۳۸۰ شمسی، با ابعاد ۲۰ × ۳۰ سانتیمتر و با تکنیک میکسمدیا ، نمونهای قابل تأمل از همین رویکرد است؛ اثری که در آن مرز میان خوشنویسی، نقاشی، تصویر و نشانه دائماً جابهجا میشود.

_دو شیر، یک میدان؛ تقابل در سکوت
در نخستین نگاه، دو شیر قرمز را میبینیم که در دو سوی کادر روبهروی یکدیگر قرار گرفتهاند. ترکیببندی بر نوعی تقارن استوار است؛ اما این تقارن کامل و مکانیکی نیست.
تفاوتهای ظریف در حرکت خطوط و جزئیات بدنها، از تبدیلشدن تصویر به یک الگوی صرفاً تزئینی جلوگیری میکند.
دو شیر به سمت مرکز کشیده شدهاند، اما هرگز به یکدیگر نمیرسند. فضای باریک میان آنها، به یکی از مهمترین عناصر ترکیب تبدیل شده است؛ یک خلأ عمودی که در ظاهر چیزی در آن وجود ندارد، اما در ساختار اثر نقش محوری دارد. گویی دو نیرو در آستانه مواجهه متوقف شدهاند؛ نه جنگ آغاز شده و نه آرامشی کامل شکل گرفته است. همین تعلیق، انرژی اثر را میسازد.
_ شیرهایی که نوشته شدهاند
اما اتفاق اصلی در فاصله نزدیک رخ میدهد. آنچه از دور بدن شیر به نظر میرسد، در نگاه دقیقتر مجموعهای از خطها، پیچشها، حلقهها و حرکتهای قلمگونه است. سر، یال، بدن، پاها و دم، همگی از همین شبکه خطی شکل گرفتهاند. اینجاست که اثر از یک تصویر حیوانی فراتر میرود.
مهرداد فلاح شیر را با خط میسازد؛ نه اینکه تصویر یک شیر را ترسیم کند و سپس خط را روی آن بیفزاید. در نتیجه، خط در این اثر همزمان چند نقش دارد: اسکلت تصویر، بافت بدن، نشانه نوشتاری و عامل حرکت. به بیان دیگر، خط در «شیرخطها» تزئین نیست؛ ماده اصلی مجسمهوارِ تصویر است.
_ از کلمه تا تصویر
یکی از جذابترین وجوه اثر، نسبت آن با سنت خوشنویسی ایرانی است. خطوط در اینجا دیگر الزاماً برای خواندهشدن به کار نمیروند. پیچشها، امتدادها و انحناهای آنها بیش از آنکه حامل یک متن مشخص باشند، به عناصر بصری تبدیل شدهاند.
این همان نقطهای است که تجربه نقاشیخط اهمیت پیدا میکند: حرف از وظیفه خواندهشدن فاصله میگیرد و ظرفیت تصویری خود را آشکار میکند.
اما فلاح یک گام دیگر برمیدارد؛ او از خط نه صرفاً برای ساختن یک ترکیب انتزاعی، بلکه برای ساختن یک موجود قابل شناسایی استفاده میکند.
در نتیجه، مسیر اثر را میتوان چنین دید:
خط → فرم → شیر
و در سوی دیگر:
شیر → نشانه → خط
این رفتوبرگشت، هسته مفهومی اثر را شکل میدهد.
_ قرمز؛ رنگ قدرت، حرکت و هشدار
قرمزهای تند و متراکم شیرها در برابر زمینه سرد خاکستری ـ آبی، نخستین ضربه بصری را وارد میکنند. رنگ، شیرها را از زمینه جدا میکند و به آنها کیفیتی نشانهای میبخشد؛ گویی دو علامت زنده و پرانرژی بر سطح اثر قرار گرفتهاند.
در کنار قرمز، سیاه نقش ساختاری دارد. خطوط سیاه، فرمها را مهار میکنند، جزئیات را از یکدیگر جدا میسازند و به قرمز وزن و عمق میدهند.
در مقابل، زمینه سرد و فرسوده، امکان تنفس این دو رنگ را فراهم میکند.
به این ترتیب، میتوان ساختار رنگی اثر را چنین خواند:
قرمز؛ انرژی و حضور
سیاه؛ ساختار و مهار
خاکستری ـ آبی؛ زمینه و حافظه

_ زمینهای که خودش داستان دارد
خراشها، لکهها و خطوط پراکنده روی زمینه، کیفیتی کنجکاوی برانگیز و تاریخی به آن دادهاند.
این سطح گاه شبیه دیواری قدیمی به نظر میرسد و گاه یادآور صفحهای است که بارها روی آن نوشته، پاک و دوباره نوشته شده است.
خطوط آزاد و پراکنده اطراف شیرها نیز باعث میشوند مرز میان «فیگور» و «زمینه» کاملاً قطعی نباشد. حتی بیرون از بدن شیرها نیز خط در حرکت است. بنابراین، اگر شیرها مرکز انرژی اثر باشند، تمام سطح تابلو میدان این انرژی است.
_ شیر؛ یک حیوان یا یک حافظه فرهنگی؟
انتخاب شیر در هنر ایرانی همواره بار تصویری و فرهنگی ویژهای داشته است. شیر در حافظه تصویری ایران با مفاهیمی چون قدرت، شکوه، پهلوانی، شکار و اقتدار پیوند خورده است.
اما مهرداد فلاح شیر تاریخی را بازسازی نمیکند او شیر را از دریچه نگاه خویش نوخوانی می کند.
او به جای آنکه یک تصویر آشنا را تکرار کند، آن را از طریق زبان خط معاصر دگرگون میکند.
به همین دلیل، اهمیت شیر در اینجا فقط به معنای نمادین آن محدود نمیشود. شیر بهانهای برای گفتوگو میان حافظه فرهنگی و زبان معاصر هنر است.
این نکته با عنوان مجموعه، «شیرخطها»، نیز بهخوبی همخوان است: واژهای که خودش از پیوند دو جهان ساخته شده است؛ شیر و خط.
_ سنت در برابر نوآوری یا سنت برای نوآوری؟
یکی از خوانشهای مهم این مجموعه را میتوان در نسبت میان سنت و نوآوری جستوجو کرد.
فلاح عناصر کاملاً آشنایی را انتخاب میکند: شیر، خط، ترکیب متقارن و نشانههای تصویری ریشهدار در فرهنگ ایرانی. اما هیچکدام را به شکل تاریخی خود بازتولید نمیکند.
آنها توسط مهرداد فلاح از نو سازماندهی میشوند.
در این فرآیند، سنت نه به عنوان یک تصویر ثابت، بلکه به عنوان ماده خامی برای آفرینش معاصر عمل میکند.
از همین منظر، «شیرخطها» را میتوان تجربهای درباره این پرسش دانست که چگونه میتوان از گذشته استفاده کرد، بیآنکه صرفاً آن را تکرار کرد.
_ خشونتِ زیبا
اثر در نگاه نخست جذاب و حتی تزئینی است؛ قرمزهای درخشان، تقارن دو شیر و پیچشهای فراوان خطی، چشم را به خود میکشند. اما زیر این زیبایی، نوعی خشونت بصری وجود دارد.
خطوط فشردهاند، بدنها درهمتنیدهاند، پنجهها و سرها انرژی تهاجمی دارند و زمینه نیز آرام و بیحرکت نیست. همین تضاد، جذابیت اثر را افزایش میدهد: زیبایی از دل تراکم و خشونت خطی بیرون آمده است.
_ کوچک اما متراکم
ابعاد ۲۰ × ۳۰ سانتیمتر نیز در تجربه اثر بیاهمیت نیست. در فاصله دور، مخاطب ابتدا با تصویر کلی دو شیر مواجه میشود؛ اما نزدیکتر که شود، جزئیات خطوط و پیچشهای درون آنها آشکار میشود.
اثر در نتیجه دو تجربه متفاوت را همزمان ممکن میکند:
از دور: شیر.
از نزدیک: خط.
همین رفتوبرگشت میان تصویر کلی و جزئیات، یکی از ویژگیهای مهم ساختار بصری آن است.
_ میکسمدیا؛ سطحی میان نقاشی و ماده
تکنیک میکسمدیا نیز با ماهیت این اثر تناسب دارد. سطح اثر یکدست و تکمادهای به نظر نمیرسد؛ لایههای رنگ، خط، خراش، بافت و عناصر گرافیکی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و سطحی چندلایه ایجاد کردهاند.
این چندگانگی تکنیکی با منطق مفهومی اثر نیز همجهت است: همانگونه که شیر از یک زبان واحد ساخته نشده، سطح اثر نیز از یک ماده و یک رفتار بصری واحد شکل نگرفته است.
خط، رنگ و بافت، هرکدام بخشی از ساختن تصویر را بر عهده گرفتهاند.
_ شیر یا خط؟
شاید جذابترین پرسش این اثر همین باشد. اگر از دور نگاه کنیم، دو شیر میبینیم.
اگر نزدیک شویم، انبوهی از خطوط را مشاهده میکنیم. اما اگر کمی بیشتر مکث کنیم، متوجه میشویم که این دو در واقع از ابتدا دو چیز جداگانه نبودهاند.
فلاح در «شیرخطها» مرز میان دیدن و خواندن را جابهجا میکند؛ خط را به تصویر تبدیل میکند و تصویر را دوباره به خط بازمیگرداند. از این منظر، این کار «بدون عنوان» فقط تصویری از دو شیر نیست؛
این اثر مهرداد فلاح روایتی بصری از تبدیلشدن است: تبدیل کلمه به فرم، فرم به حیوان و حیوان به نشانه.
و شاید بتوان تمام اثر را در یک جمله خلاصه کرد:
مهرداد فلاح در این اثر شیر را نقاشی نکرده است؛ شیر را نوشته است، به زبانی بین المللی نوشته است.

_ قیمت آثار مهرداد فلاح
مهرداد فلاح در سال ۱۳۵۴ در تهران متولد شد. مهرداد فلاح در خانواده ای سنتی قد کشید اما این یک خانه عادی نبود. در این خانه یکی از مهم ترین پیشگامان نقاشان معاصر ایران نیز زاده شده بود: صادق تبریزی.
زنده یاد صادق تبریزی، دائی مهرداد بود و مهرداد شاگرد خاص و برگزیده او شد.
آثار مهرداد فلاح تاکنون در چهار حراجی مختلف ارائه و همگی بالاتر از برآورد اولیه به فروش رسیده اند: در مهر ماه ۱۴۰۳ در بیست و یکمین حراج تهران ۱۸۷ میلیون تومان، دومین حراج ملی در سال ۱۳۹۴، حراج گوهران و یک حراج خیریه در لس آنجلس.
آثار مهرداد فلاح در کشورهای انگلستان، سوئیس، ایتالیا، بلاروس، قبرس، ترکیه، آمریکا (لس آنجلس) ، دبی و البته ایران بارها به نمایش درآمده است؛
از جمله آثار مهرداد فلاح در نمایشگاه "نجوای پارسی" در گالری آریان در مجموعه Pars Place ویرجینیا آمریکا نوامبر ۲۰۲۵ به تماشا رفت و ده اثر به فروش رسید
و نمایشگاه نقاشی «نوستالژی» مهرداد، اکتبر ۲۰۲۵ در مرکز فرهنگی اتو-ماور (Otto-Mauer-Zentrum) وین اتریش با فروش هفت اثر برگزار شد.
ورود حرفه ای مهرداد به دنیای هنر به ۲۳ سالگی، سال ۱۳۷۷ باز می گردد که یک نمایشگاه نقاشی پشت شیشه در گالری ۶۶ به تماشا گذاشت. [گالری جریان سازی که بنیانگذارش صادق تبریزی بود ]
و سپس شش نمایشگاه انفرادی که شاید مهم ترین آن که بازتاب وسیع داشت، نمایشگاه "شیر با خط" در گالری آرت سنتر در سال ۱۳۹۴ بود.
فلاح در این سالها آثار متعددی با ترکیب نقاشی و نمادپردازی ایرانی خلق کرده و امضای خود را یافته و در زمره نقاشانی ست که از سنت های نقاشی ایرانی برای آفرینش آثار مدرن و معاصر بهره می برد؛ در این میان سه سری شیر ها ، خروس و البته عجایب المخلوقات برای او شهرت بسیاری آوردند.
صاحب نظران متعددی مهرداد فلاح را در زمره هنرمندانی می دانند که ادامه دهنده و احیاء کننده ی "مکتب سقاخانه" در عصر حاضر هستند.