یادداشت سردبیر / بازسازى هنرى؛ الگوبردارى از گروههاى محیط زیستى
حسین عبدالهاشمپور: ١٥ بهمن ماهى که گذشت براىتان نوشتم: ˝ایرانى در وضعیت اورژانسى˝ ... شنیدن ˝هنرمندان چشم دیدن یکدیگر را ندارند˝ براى مردم عادى شده...
ایران آرت: امروز و چند روز پیش رو، بیش از هر زمان دیگر در سال، تزکیه نفس، بازیابى فطرت انسانى و بازگشت به اصول اخلاقى و دینى مورد توجه است؛
خاطر مبارک تان باشد ١٥ بهمن ماهى که گذشت، وقتى همین جا براى تان نوشتم "ایرانى در وضعیت اورژانسى"، کم نبودند دوستانى که خرده گرفتند اگر امروز حال ایرانى خوب نیست، نباید سیاه نمایى کرد؛ گفتند اگر دروغ و همه بداخلاقى دوره مان کرده ماحصل دوران است و مى گذرد!
از شما چه پنهان به این حجم خوش بینى غبطه خوردم و دوست هم داشتم باور کنم دور نیست صبحى که چشم باز کنیم و ببینم: ایران طلایه دار جامعه مدنى ست : همه با لبخند به هم نگاه مى کنند و شایسته سالارى مجالى براى اختلاس نگذاشته است ...
اما حتى با وجود چنین خوش باورى شیرینى هم، عقل مى گوید: باید هنر، جامعه امروز را آیینه دارى کند؛ نشان دادن ، صفت مشترک هنر و آیینه است؛ جامعه امروز ما آن سان در وجوهات متعدد کج و ماوج است که دیگر نیازى به کاریکاتور نیست، انعکاس واقع گرایانه این روزهاى مان، خود نمایش کاریکاتور است؛
براى نائل آمدن به این نقد درون و شکستن خود ، جامعه هنرى باید از خود آغاز کند؛
حال هنر ما به مانند دیگر اعضاى جامعه خوش نیست،به گمانم چون حال هنرمندان مان خوب نیست؛ شنیدن چنین جملاتى که "هنرمندان چشم دیدن یکدیگر را ندارند"، براى مردم عادى شده و "منیتها" سبب شده باورپذیرى اجتماع از نقش اصلاح گرى هنر در جامعه کمرنگ شود ...
کاش مانند گروههاى محیط زیستى که داوطلبانه نایلون زباله به دست مى گیرند و در ساحل دریا و دامان جنگل زباله جمع مى کنند ( که خود نماد جامعه تحول خواه ایران است) هنرمندان هم روابط میان خویش را غبارروبى و پاکیزه کنند ... بازسازى و بازیابى هنرى مى تواند پیش نیاز درمان ایرانى در بستر بیمارى بداخلاقى باشد ...
شاید این روزها بهترین فرصت است. - این یادداشت امروز سه شنبه ١٦ تیر در روزنامه شرق، صفحه ١٤ به چاپ رسیده است.