تحلیل سیدمحمد عمرانی از آرت بازل دوحه؛ نقطه عطفی تازه در اقتصاد هنر خاورمیانه
تحلیل سیدمحمد عمرانی از آرت بازل دوحه؛ نقطه عطفی تازه در اقتصاد هنر خاورمیانه
ایران آرت: سیدمحمد عمرانی – کارشناس اقتصاد هنر:
برپایی آرت بازل در دوحه قطر [ که این روزها در حال برگزاری ست] را میتوان یکی از مهمترین تحولات ساختاری اقتصاد هنر خاورمیانه در دهه اخیر دانست؛
رویدادی که نهتنها جایگاه منطقه را در نقشه جهانی بازار هنر ارتقا میدهد، بلکه معادلات قدرت، سرمایه و مرجعیت هنری را وارد مرحلهای تازه میکند.
آرت بازل، بهعنوان معتبرترین برند آرتفرهای جهان، همواره نقشی تعیینکننده در جهتدهی به جریان سرمایه، انتخاب هنرمندان مرجع و تثبیت مراکز جدید هنری داشته است و ورود آن به دوحه، نشانهای روشن از بلوغ تدریجی اقتصاد هنر در خاورمیانه است.
بازار جهانی هنر در سالهای اخیر، با وجود نوسانات اقتصادی و تنشهای ژئوپلیتیک، گردش مالی قابل توجهی را حفظ کرده است. بر اساس گزارشهای بینالمللی، حجم بازار جهانی هنر در سال ۲۰۲۳ حدود ۶۵ تا ۶۸ میلیارد دلار برآورد شده و آرتفرها سهمی نزدیک به ۳۰ تا ۳۵ درصد از این گردش مالی را به خود اختصاص دادهاند.

آرت بازل، با چهار رویداد اصلی در بازل، میامی، هنگکنگ و اکنون دوحه، بهتنهایی میلیاردها دلار فروش مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میکند و حضور آن در قطر، عملاً بخشی از این جریان مالی را به خاورمیانه منتقل خواهد کرد.
دوحه طی دو دهه گذشته، با تکیه بر سرمایهگذاری کلان دولتی و صندوقهای ثروت ملی، به یکی از بازیگران مهم فرهنگی منطقه بدل شده است.
موزه هنر اسلامی، موزه ملی قطر و مجموعهسازی هدفمند خاندان حاکم، زیرساختی را شکل داده که اکنون با آرت بازل وارد فاز بهرهبرداری اقتصادی گستردهتری میشود.
تجربه شهرهایی چون هنگکنگ نشان میدهد که استقرار آرت بازل میتواند در مدت کوتاهی فروش آثار هنری منطقه را دهها درصد افزایش دهد.
برای نمونه، پس از تثبیت آرت بازل هنگکنگ، سهم هنر آسیا از بازار جهانی از حدود ۲۰ درصد به بیش از ۳۰ درصد در کمتر از یک دهه رسید. چنین الگویی، بهصورت بومیشده، میتواند برای خاورمیانه نیز تکرار شود.
اهمیت آرت بازل دوحه صرفاً به ارقام فروش محدود نمیشود. این رویداد، شبکهای از گالریهای طراز اول جهان، کلکسیونرهای بزرگ، مدیران موزهها و مشاوران هنری را به منطقه میکشاند و باعث میشود هنرمندان خاورمیانه بیش از گذشته در معرض دید بازار اولیه و ثانویه جهانی قرار گیرند.

برآوردها نشان میدهد فروش آثار هنرمندان خاورمیانه در حراجهای بینالمللی طی سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳ رشدی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد داشته است؛ آرت بازل دوحه میتواند این روند را شتاب دهد و حتی ساختار بازار را از وابستگی صرف به حراجها به سمت تقویت بازار گالریمحور سوق دهد.
از منظر اقتصاد کلان، این آرتفر نقش مستقیمی در توسعه گردشگری فرهنگی، خدمات مالی وابسته به هنر، لجستیک تخصصی و حتی بازار بیمه آثار هنری خواهد داشت.
تجربه میامی و بازل نشان میدهد که هر دلار فروش مستقیم در آرتفرها، چند برابر اثر غیرمستقیم بر اقتصاد شهری و ملی ایجاد میکند.
برای قطر، آرت بازل ابزاری استراتژیک برای تنوعبخشی به اقتصاد پس از انرژی و تثبیت جایگاه این کشور بهعنوان هاب فرهنگی و هنری منطقه.
در این میان، پیامدهای آرت بازل دوحه برای کشورهای همسایه، از جمله ایران، نیز قابل توجه است. تقویت زیرساخت منطقهای بازار هنر، میتواند مسیرهای تازهای برای دیدهشدن هنرمندان، گالریها و مجموعهداران ایرانی فراهم کند؛ هرچند بهرهمندی واقعی از این فرصت، مستلزم حل موانع ساختاری، تسهیل ارتباطات مالی و حضور فعال در شبکههای حرفهای هنر است. تجربه نشان داده است که هرچه بازار منطقهای قدرتمندتر شود، امکان چانهزنی و دیدهشدن بازیگران مستقل نیز افزایش مییابد.
آرت بازل دوحه را باید فراتر از یک رویداد نمایشی یا فرهنگی دید. این آرتفر، نماد ورود اقتصاد هنر خاورمیانه به مرحلهای جدید از تثبیت، رقابت و اثرگذاری جهانی است.

اگر این روند با شفافیت بازار، حمایت واقعی از هنرمندان و توسعه نهادهای حرفهای همراه شود، خاورمیانه میتواند در دهه آینده سهمی بهمراتب فراتر از یک درصد کنونی از بازار جهانی هنر به دست آورد؛ سهمی که نهتنها در ارقام فروش، بلکه در مرجعیت فرهنگی و قدرت نرم منطقه بازتاب خواهد یافت.