شگفت از گزارش شرق/ نقد حسین هاشم پور به روزنامه ای که ستون نویس آن است
بهعنوان روزنامهنگار هنری که در دورههای مختلف «شرق» نوشتههایی داشته، دور از انصاف است اشاره نکنم «شرق» در شش دوره گذشته حراج تهران رویکردی مشوقانه توأم با نقادیهای حرفهای بروز داده و بهناگاه در دوره هفتم فراری و پورشه خریداران آثاری هنری را لید آورده است!
ایران آرت: حسین هاشم پور : گزارش خبری «شرق» «هشت تصویر از حراج تهران»، در همین صفحه، یکشنبهای که گذشت، شگفتزدهام کرد؛ بهخصوص آنکه گویا ازسوی گروه هنر روزنامه تهیه شده بود!
«شرق» که هماره در پیشبرد اقتصاد هنر نقشآفرینی کرده، حتی حراجیهای خارجی را با آبوتاب بازتاب و چهبسا تیتر صفحه اول به آنها داده، رکوردشکنی پیکاسو، اندی وارهول و ادوارد مونش را برجسته کرده، اکنون درباره یک پدیده مشابه وطنی، از منظر فقیر و غنی گزارشگری کرده است!
بهعنوان روزنامهنگار هنری که در دورههای مختلف «شرق» نوشتههایی داشته، دور از انصاف است اشاره نکنم «شرق» در شش دوره گذشته حراج تهران رویکردی مشوقانه توأم با نقادیهای حرفهای بروز داده و بهناگاه در دوره هفتم فراری و پورشه خریداران آثاری هنری را لید آورده است!
یک: وقتی سال 92 در دومین حراج تهران، تابلویی از سهراب سپهری 700میلیون تومان چکش خورد، یک بخش خبری در تلویزیون انتقاد کرد «درحالیکه مردم گرفتار خرج روزانهشان هستند، یک تابلو نقاشی در تهران 700میلیون تومان به فروش رسید». البته گوش شیطان کر، نگاه صداوسیما به این پدیده درست شده است؛ احتمالا بهتحقیق پی بردهاند حراج تهران میتواند در راستای اقتصاد مقاومتی تعریف شود و حتی در امر کارآفرینی در گستره هنر راهگشایی کند؛ اما شگفت که اکنون، روزنامه اصلاحطلب توسعهخواه شرق، دچار همان اشتباه استراتژیک شده است.
دو: نمیدانم با سهراب سپهری سهمیلیارد و صدمیلیونتومانی، خانم و آقایی که در متن گزارش «شرق» در حال چرتکهانداختن بودند، چند باب خانه میتوانند بخرند، اما واقعا حتی شوخیاش هم خوب نیست که قیمت آثار قلههای هنری ما اینقدر پایین باشد؛ درحالیکه کشورهای عرب اطرافمان در تکاپوی برندسازی نقاشانی مانند محمود سعید، شفیق عبود، لویا کیالی، فاتح مدرس و حتی نقاش جوانی مانند ایمن بعلبکی و... هستند، «شرق» منتقد میلیاردیشدن سهراب است؟ هنوز قیمت آثار سهراب و بسیاری از هنرمندان ناب ایران از اتومبیلهایی که در شهر ویراژ میدهند بسیار پایینتر است، اگر سهراب یکی، دومیلیونی بماند که دو دهه پیش بود، باقی نقاشان از جمله دانشجویان نقاشی چگونه از راه هنر روزگار بگذرانند؟ خداراشکر در کنار گزارش مورد بحث، بانوی فرهیخته، لیلی گلستان، در یادداشتی درباره قیمت و اصالت این آثار نکاتی مهم نوشتهاند، ازاینرو به گمانم ادامهدادن این نکته برای خواننده آگاه «شرق»، تلفکردن وقت است.
سه: «متقلبین غریبه نیستند» و «دادگاه ویژه اصالت آثار هنری»، سوم و دهم آذرماه 1394 تیتر این ستون بود که خواستار رسیدگی سریع به وضعیت تولید آثار هنری تقلبی شدم؛ اما بهحتم دامنزدن به شایعات و بداخلاقیهای رایجشده در این عرصه، کمک به قدرتگرفتن متقلبها و ضربهزدن به بازار نوپای هنر ایران است؛ تقلبیخواندن هر چیزی نیازمند سند و مدرک است، درخصوص آثار هنری دوچندان؛ غریب است روزنامه وزین شرق گزارش خبریاش را آغشته به شایعات پوچ کند.
چهار: پیرزنی که نان خشک در آب میزند مطلع گزارش «شرق» از حراج تهران است؛ رویکردی پوپولیستی که مناظرههای انتخاباتی اخیر و شعارهایی که جامعه را به چهار درصد و 96 درصد تفکیک میکرد به یاد میآورد.
پنج: شکاف طبقاتی و فقر در هرجایی که باشد جانسوز و درد همگانی ست، اما چسباندن آن به رویدادهایی که میتواند ایران را یک قدم به جلو ببرد این شکاف را پر نمیکند، عمیقتر میکند؛ حراج تهران، رویدادی در بخش خصوصی است که در متلاطمترین اوضاع اقتصادی، بدون چشمداشت به بیتالمال، توانست حجمی قابلملاحظه از سرمایههای سرگردان را به هنر تزریق و دهها نقاش پیر و جوان را برای اولینبار به مارکت هنر معرفی کند، به گمان من، این رویداد اتفاقا در مسیر کاستن از شکافها قدم برمیدارد.
شش: حراج تهران مانند هر رویداد دیگری نقاط قوت و ضعف بسیار دارد، اما بدونتردید، خریداران آثار هنری در زمره نقاط قوت پررنگ آن محسوب میشوند، زیرا بهجای انباشت پول در سکه، زمین و دلار، در هنر سرمایهگذاری میکنند؛ چنین فراریسوارانی شایسته تقدیرند. برخی از آنها گالریدارانی هستند که بدون یک ریال وام دولتی، به سرانه فرهنگی شهر اضافه کردهاند و برخی دیگر مجموعهدارانی هستند که اگر آثار هنری نمیخریدند، امروز ایران از بزرگان هنر خالی مانده بود.
- این یادداشت ۲۰ تیر ۱۳۹۶ در شرق و هنرآنلاین منتشر شد.