انعکاس فردخت کیایی مهر ؛ انسان در میان چهرههایی که از او عبور نمیکنند
ایران آرت: از فردخت کیایی مهر، نقاش جوان و خلاق اثر نقاشی با عنوان "انعکاس" از سری " تکاپو" با تکنیک رنگروغن روی بوم در ابعاد ۱۰۰ × ۷۰ سانتیمتر را تحلیل می کنیم که حتی در نگاه نخست مخاطب را به خود جلب می کند.
«انعکاس» عنوان نقاشیای در ابعاد ۱۰۰ × ۷۰ سانتیمتر است؛ اثری که در آن چهره انسان بهانهای برای پرداختن به رابطه پیچیده میان فرد، دیگری و تجربه زیسته قرار گرفته است. در نگاه نخست، مخاطب با مجموعهای از صورتها مواجه میشود؛ چهرههایی با ویژگیهای بصری متفاوت که در فضایی تیره در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. اما هرچه نگاه بیشتر در اثر مکث میکند، این چهرهها از یک مجموعه پرتره فاصله میگیرند و به اجزای یک روایت واحد تبدیل میشوند؛ روایتی درباره تأثیر آدمها بر یکدیگر و اینکه چگونه حضور دیگری میتواند بخشی از «من» را شکل دهد.
در مرکز ترکیب، چهرهای قرار گرفته که با نگاه مستقیم خود، بیش از سایر صورتها با مخاطب وارد رابطه میشود. اطراف آن، چهرههایی دیده میشوند که بخشی از آنها از قاب خارج شده و تنها قسمتی از صورتشان در میدان نقاشی حضور دارد. این انتخاب، ترکیب را از یک چیدمان متقارن و ایستا دور میکند و در عوض، حسی از ادامهدار بودن جهان اثر به وجود میآورد؛ گویی آنچه دیده میشود، تنها بخشی از مجموعهای بزرگتر از آدمها و روابطی است که شخصیت مرکزی در طول زندگی با آنها مواجه شده است.

این حضورهای ناقص و بریدهشده، از یک منظر میتوانند استعارهای از حافظه نیز باشند. ما آدمهای زندگیمان را همیشه بهصورت کامل به یاد نمیآوریم. گاهی چیزی که از یک انسان در ما باقی میماند، یک نگاه است، یک احساس، یک جمله یا حتی کیفیتی از حضور او. ممکن است خودِ آدم از زندگی ما خارج شده باشد، اما تأثیرش همچنان در ما ادامه پیدا کند. «انعکاس» از همین نقطه آغاز میشود: از این پرسش که پس از عبور آدمها از زندگی ما، چه چیزی از آنها در ما باقی میماند؟
در اینجا، چهرهها صرفاً موضوع نقاشی نیستند؛ هر کدام میتوانند بخشی از تجربه انسانیِ چهره مرکزی باشند. به همین دلیل، مرز میان «خود» و «دیگری» در اثر بهتدریج کمرنگ میشود. شاید بتوان هر یک از این صورتها را فردی مستقل دید، اما میتوان آنها را همزمان بخشهایی از یک شخصیت واحد نیز خواند؛ بخشهایی که در مواجهه با جهان و آدمهای اطراف شکل گرفتهاند.
رنگگذاری اثر نیز این چندگانگی را تشدید میکند. چهرهها با رنگهای طبیعی و واقعگرایانه محدود نشدهاند و پوست، چشمها، مو و سطوح مختلف صورت، تحت تأثیر طیفهایی از سبز، آبی، قرمز، زرد، نارنجی و صورتی شکل گرفتهاند. در نتیجه، رنگ از وظیفه توصیف ظاهر عبور کرده و به بخشی از زبان روانی اثر تبدیل شده است. هر چهره حالوهوای رنگی خود را دارد؛ درست همانطور که هر انسانی با تجربهها، خاطرات و تأثیرات متفاوتی وارد زندگی ما میشود.

تضاد میان این رنگهای متنوع و پسزمینه سیاه، یکی از عناصر تعیینکننده ترکیب است. فضای سیاه صرفاً یک پسزمینه خنثی نیست؛ مانند فاصلهای است که میان آدمها وجود دارد، اما همزمان آنها را از دل یک فضای مشترک بیرون میکشد. چهرهها از این تاریکی جدا شدهاند، اما بدون آن نیز ساختار و شدت حضورشان را از دست میدهند. این رابطه میان «فاصله» و «ارتباط» یکی از نکات قابل توجه در خوانش اثر است.
حرکت قلممو نیز اجازه نمیدهد چهرهها کاملاً ثابت و قطعی به نظر برسند. ضربههای قابل مشاهده رنگ، بهخصوص در بخشهای مختلف صورت، فرم را در وضعیتی میان بازنمایی و بیان قرار میدهد. چهرهها قابل شناساییاند، اما قرار نیست تنها به شباهت ظاهری محدود شوند. سطح نقاشی در بسیاری از قسمتها مانند عرصهای برای برخورد رنگها عمل میکند؛ جایی که فرم، رنگ و احساس به یکدیگر نزدیک میشوند.
از این منظر، «انعکاس» را نمیتوان صرفاً نقاشیای درباره چهرهها دانست. چهره در این اثر تبدیل به نقطهای برای مواجهه با مفهوم هویت شده است؛ هویتی که برخلاف تصور ما، در خلأ و بهصورت مستقل شکل نمیگیرد. انسان در مسیر زندگی دائماً در حال دریافت کردن، پس دادن، پذیرفتن و تغییر کردن است. آدمهایی که وارد زندگی او میشوند، هر کدام چیزی را در این مسیر جابهجا میکنند؛ گاهی تصویری از خودمان را به ما نشان میدهند و گاهی چیزی را در ما تغییر میدهند که تا پیش از آن حتی از وجودش آگاه نبودهایم.

عنوان «انعکاس» نیز در همین نقطه معنای خود را پیدا میکند. انعکاس، تصویری عیناً مشابه اصل نیست؛ تصویری است که در برخورد با یک سطح، شکل تازهای پیدا میکند. شاید رابطه انسانها نیز چنین باشد. ما دیگران را همانگونه که هستند دریافت نمیکنیم؛ هر انسانی تصویری از دیگری را از فیلتر تجربه، حافظه و جهان درونی خودش عبور میدهد. بنابراین آنچه از آدمها در ما باقی میماند، الزاماً خودِ آنها نیست؛ بلکه انعکاسی است که در وجود ما ساختهاند.
از این زاویه، چهرههای موجود در اثر را میتوان هم آدمهای اطراف یک انسان و هم لایههای مختلف شخصیت او دانست.
فردخت کیایی مهر متولد 1379 است که کارشناسی نقاشی خودش رو از دانشگاه سوره تهران گرفته و هفت سال در هنر فعالیت دارد از دیگر مجموعه های کیایی مهر می شود به چاپ های دستی با تکنیک لاین آرت و مجموعه قلم فلزی و آبرنگ اشاره کرد.