EN

تکاپو ی فردخت کیایی مهر برای مواجه با لایه‌های پنهان تجربه انسانی

مجموعه «تکاپو» در امتداد جست‌وجوی فردخت کیایی مهر برای مواجه با لایه‌های پنهان تجربه انسانی شکل گرفته است؛ مجموعه‌ای که در آن انسان، نه به‌عنوان یک تصویر ثابت، بلکه به‌مثابه موجودیتی در حال تغییر، شکل‌گیری و بازتعریف مورد توجه قرار می‌گیرد.

تکاپو ی فردخت کیایی مهر برای مواجه با لایه‌های پنهان تجربه انسانی

ایران‌آرت: مجموعه «تکاپو» در امتداد جست‌وجوی فردخت کیایی مهر برای مواجه با لایه‌های پنهان تجربه انسانی شکل گرفته است؛ مجموعه‌ای که در آن انسان، نه به‌عنوان یک تصویر ثابت، بلکه به‌مثابه موجودیتی در حال تغییر، شکل‌گیری و بازتعریف مورد توجه قرار می‌گیرد.

در نگاه هنرمند، نقاشی صرفاً ابزاری برای بازنمایی جهان بیرونی نیست؛ بلکه بستری برای مواجهه با بخش‌هایی از تجربه انسانی است که همیشه امکان دیده‌شدن یا بیان مستقیم ندارند. از همین منظر، چهره و پیکره انسانی در مجموعه «تکاپو» بیش از آنکه موضوعی برای بازنمایی باشند، به نقطه‌ای برای ورود به لایه‌های درونی‌تر انسان تبدیل شده‌اند.

«تکاپو» از ایده‌ی انسان به‌عنوان موجودیتی شکل‌گرفته از لایه‌های متعدد آغاز می‌شود؛ لایه‌هایی که بخشی از آن‌ها قابل مشاهده و بخشی دیگر در زیر سطح باقی می‌مانند. این دوگانگی، در فرآیند نقاشی نیز دنبال می‌شود؛ جایی که رنگ، بافت و فرم گاه چیزی را آشکار می‌کنند و گاه بخشی از تصویر را در خود می‌پوشانند.

فردخت کیایی مهر Fardokht kiaeimehr

یکی از محورهای اصلی این مجموعه، رابطه میان جسم و جهان درونی انسان است. در این نگاه، بدن تنها یک فرم فیزیکی نیست و آنچه در سطح دیده می‌شود، تمامیت انسان را تعریف نمی‌کند. آنچه پنهان می‌ماند، به اندازه آنچه آشکار است، در شکل‌گیری هویت و تجربه انسانی نقش دارد.

این رویکرد باعث شده هنرمند به جای رسیدن به تصویری کاملاً قطعی و نهایی، فضایی را دنبال کند که در آن فرم‌ها همچنان امکان تغییر داشته باشند. ناتمام‌بودن، محوشدن و دوباره پدیدارشدن، بخشی از فرآیند شکل‌گیری آثار است؛ گویی تصویر نیز مانند خود انسان، در وضعیت دائمیِ شدن قرار دارد.

در ساختار «تکاپو»، رنگ و بافت تنها عناصر زیبایی‌شناختی نیستند، بلکه بخشی از زبان مفهومی مجموعه‌اند. انتخاب پالت‌های محدود و حضور گسترده طیف‌های سفید و کم‌رنگ، در کنار بافت‌های متمایز، امکان شکل‌گیری فضایی مینیمال را فراهم کرده است؛ فضایی که به جای ارائه پاسخ‌های قطعی، مخاطب را به مکث و مواجهه با لایه‌های پنهان اثر دعوت می‌کند.

در این میان، سفید برای هنرمند ظرفیتی چندگانه دارد؛ می‌تواند به روح، هاله، خلأ، خلوص یا حتی امکانِ شکل‌گیری چیزی تازه اشاره کند. در مقابل، رنگ‌های دیگر بیشتر به وجه مادی و ملموس انسان نزدیک می‌شوند. این تقابل، نه به معنای جدایی مطلق جسم و روح، بلکه تلاشی برای بررسی رابطه پیچیده میان این دو است.

فردخت کیایی مهر Fardokht kiaeimehr

تکنیک نیز در این مجموعه در خدمت همین نگاه قرار گرفته است. استفاده از رنگ‌گذاری‌های تکه‌تکه و عدم ترکیب کامل رنگ‌ها، اجازه می‌دهد هر ضربه‌ی قلم‌مو هویت مستقل خود را حفظ کند و در عین حال، در کنار ضربه‌های دیگر به شکل‌گیری یک تصویر واحد منجر شود. این شیوه، که هنرمند آن را متأثر از تجربه نقاشانی همچون ون‌گوگ می‌داند، برای او صرفاً یک انتخاب تکنیکی نیست؛ بلکه راهی برای حفظ حرکت، ناتمامی و فردیت در فرآیند خلق اثر است.

در «تکاپو»، نقاشی به فرآیندی برای یافتن پاسخ نهایی تبدیل نمی‌شود؛ بلکه خودِ جست‌وجو اهمیت پیدا می‌کند. هر لایه می‌تواند لایه‌ای دیگر را پنهان کند، هر تصویر امکان تغییر داشته باشد و هر فرم، بخشی از مسیری باشد که هنوز به پایان نرسیده است.

از این منظر، عنوان «تکاپو» نیز تنها اشاره‌ای به حرکت فیزیکی یا آشفتگی بصری ندارد؛ بلکه به تلاش مداوم انسان برای شناخت، دیده‌شدن، معنا دادن به تجربه زیسته و یافتن جایگاه خود میان جهان بیرونی و درونی اشاره می‌کند.

فردخت کیایی مهر Fardokht kiaeimehr

یکی از آثار این مجموعه، اثری بدون عنوان با تکنیک رنگ روغن در ابعاد ۱۰۰ × ۱۵۰ سانتی‌متر است که در امتداد همین رویکرد شکل گرفته است.

«تکاپو» را می‌توان تلاشی برای نزدیک‌شدن به بخشی از تجربه انسانی دانست که پیش از آنکه در کلمات قابل بیان باشد، در لایه‌های تصویر، رنگ و ماده اتفاق می‌افتد؛ جایی که نقاشی نه صرفاً تصویری از انسان، بلکه عرصه‌ای برای جست‌وجوی آن چیزی است که در پشت تصویر باقی می‌ماند.

 

ارسال نظر