بیتا وکیلی و باغی که تاریخ را به یاد میآورد
قدرت اثر در این است که اجازه میدهد چندین خوانش همزمان کنار هم باقی بمانند؛ در این نقاشی به جای نوستالژی، پرسش برانگیخته می شود و همین روح معاصریت است که بیتا وکیلی را در صحنه هنر خاورمیانه مورد توجه قرار می دهد.
ایران آرت : نقاشی از بیتا وکیلی [ متولد ۱۳۵۲ تهران ] ، نقاش شناخته شده را بررسی می کنیم؛ اثری از مجموعه «این باغ، تاریخ است» ، یکی از شناخته شده ترین سری آثار بیتا با پالت رنگی برانگیزاننده و مضمونی کنجکاوی برانگیز.
بیتا وکیلی این کار را در سال ۱۴۰۰ و در ابعاد ۱۰۰ در ۷۰ سانتیمتر خلق کرد، اثری که در گنجینه هنری "سید امیرعلی دادمرزی" نگهداری می شود.

بیتا وکیلی معمولاً در آثارش: مورفولوژی شهری، هویت سرزمین، عناصر معماری، کلاژهای تطبیقی را تلفیق میکند،
در مواجهه با نقاشیهای بیتا، معمولاً نمیتوان خیلی زود تصمیم گرفت که با چه چیزی روبهرو هستیم. چشم در همان نگاه اول چیزی را میبیند که آشناست؛ رگههایی از طبیعت، معماری، گل، بدن و شاید حتی منظرهای شهری.
اما کمی که بیشتر نگاه کنیم، این عناصر از شکل آشنای خود فاصله میگیرند و در یکدیگر حل میشوند. انگار نقاشی نمیخواهد چیزی را بهطور کامل به ما نشان دهد؛ اثر از ما دعوت به جستوجو و کشف و شهود می کند. این ویژگی ها به وضوح در همین اثر از مجموعه «این باغ، تاریخ است» پیداست.
در این تابلو، «باغ» آن باغ آرام و آشنایی نیست که در نقاشیهای منظره انتظار داریم ببینیم. اینجا با باغی مواجهیم که انگار سالهای زیادی را پشت سر گذاشته است؛ چیزی در آن رشد کرده، چیزی از بین رفته، چیزی باقی مانده و چیز دیگری دوباره از دل همان ویرانی سر برآورده است.
_ رنگهایی که آرام نمیگیرند
اولین چیزی که در این اثر چشم را متوقف میکند، رنگ است؛ بهخصوص قرمز.
قرمزهای تند در قسمت بالایی نقاشی، در کنار سیاهی خطوط و لکههای سفید و کرم، حالتی پرتنش به وجود آوردهاند. این قرمز میتواند یادآور حیات باشد، اما همزمان چیزی از خون، زخم و اضطراب هم در خود دارد. درست در مقابل آن، رنگهای فیروزهای، آبی، سبز، صورتی و ارغوانی در قسمتهای میانی و پایینتر، فضای دیگری ایجاد میکنند؛ فضایی که بیشتر به رشد، طبیعت و زایش نزدیک است.

اما وکیلی این دو فضا را از هم جدا نمیکند. قرمز به رنگهای آرامتر نفوذ کرده و رنگهای لطیف نیز در میان خطوط تیره و ساختارهای پیچیده گرفتار شدهاند.
همینجا است که رنگ در نقاشی از یک انتخاب زیباشناسانه فراتر میرود. زندگی در این اثر، یک اتفاق ساده و بیدردسر نیست.
_ چیزی در مرکز در حال شکل گرفتن است
در مرکز تابلو فرمی شکل گرفته که شاید در نگاه اول بتوان آن را گل دانست؛ اما هرچه بیشتر نگاه کنیم، شکلهای دیگری هم در آن پیدا میشود. گاهی شبیه یک اندام زنده است، گاهی گل یا ریشه و حتی میتواند یادآور جنینی باشد که در حال شکل گرفتن است.
ارزش این فرم دقیقاً در همین ابهام است. قرار نیست هنرمند به ما بگوید «این گل است» یا «این بدن است». فرم بین چند امکان معلق مانده و هر بیننده میتواند از تجربه خودش چیزی در آن پیدا کند.
این فرم مرکزی را میتوان قلب نقاشی دانست؛ جایی که بخش زیادی از اتفاقات تصویری اثر به آن ختم میشود. اطرافش اما آرام نیست. خطوط، معماریها و تودههای رنگی آن را احاطه کردهاند؛ گویی این هستهی زنده در میان تاریخی سنگین و انباشته در حال ادامه دادن است.
_ شهری که در باغ رشد کرده است
یکی از جذابترین بخشهای نقاشی، حضور فرمهایی است که به معماری و شهر شباهت دارند. در میان این همه رنگ و خط، ساختمانها و ساختارهایی را میبینیم که به فضای شهری اشاره میکنند.
اما شهر در اینجا یک عنصر جدا از طبیعت نیست. گاهی به نظر میرسد ساختمانها از دل باغ بیرون آمدهاند و گاهی برعکس، طبیعت در حال پس گرفتن شهر است.
این رفتوآمد میان طبیعت و معماری، فضای اثر را پیچیده میکند. دیگر نمیتوان گفت یک طرف «طبیعت» است و طرف دیگر «شهر». هر دو در هم فرو رفتهاند؛ درست مثل خاطراتی که نمیتوانیم بخشهای مختلفشان را بهسادگی از یکدیگر جدا کنیم.
_خطهایی که شبیه ریشه، رگ و سیم هستند
خط در این نقاشی جایگاه ویژهای دارد. خطوط تیره و گاه هیجانی، تقریباً در تمام سطح اثر حرکت میکنند. بعضی جاها شبیه شاخهاند، بعضی جاها ریشه، جایی دیگر سیم یا شبکهای شهری و در قسمتهایی حتی میتوان آنها را به رگهای بدن تشبیه کرد. این خطوط به نقاشی حرکت میدهند. اجازه نمیدهند چشم در یک نقطه بماند.
از بالا به پایین حرکت میکنیم، وارد مرکز میشویم، دوباره به حاشیهها برمیگردیم و جزئیات تازهای پیدا میکنیم. نقاشی به جای اینکه یک تصویر را یکباره در اختیارمان بگذارد، کمکم خودش را آشکار میکند. شاید به همین دلیل است که این اثر در یک نگاه تمام نمیشود.
_باغی میان زندگی و ویرانی
شاید جذابترین وجه این اثر، همین دوگانگی باشد. از یک طرف با نشانههای زندگی مواجهیم: گل، رنگهای روشن، فرمهای روینده و ساختارهای ارگانیک. از طرف دیگر، سیاهی، قرمز، تراکم، معماریهای سخت و خطوط شکسته، حس دیگری به وجود میآورند.

_هیچکدام بر دیگری غلبه کامل ندارد
نه با یک نقاشی کاملاً تاریک روبهرو هستیم و نه با تصویری خوشبینانه از طبیعت.
زندگی و ویرانی، زیبایی و اضطراب، طبیعت و شهر، گذشته و آینده در کنار هم قرار گرفتهاند.
شاید همین است که اثر را از یک ترکیب رنگی چشمنواز فراتر میبرد.
_ پرسه زدن در نقاشی
این تابلو را نمیشود فقط از دور دید. جزئیات آن مخاطب را به جلو میکشند. هر بار که نگاه روی گوشهای از اثر متوقف میشود، شکل یا ساختار دیگری خودش را نشان میدهد.
در اینجا بیننده بیشتر شبیه کسی است که در یک باغ قدم میزند تا کسی که مقابل یک منظره ایستاده است.

راه مشخصی وجود ندارد. میتوان از حاشیهها وارد شد، به مرکز رسید، دوباره بیرون آمد و مسیر دیگری را امتحان کرد.
و شاید این همان چیزی است که عنوان مجموعه به آن اشاره میکند: برای رسیدن به تاریخ، گاهی باید در میان لایههای آن پرسه زد.
_ تاریخ، اما نه به شکل یک روایت
بیتا وکیلی تاریخ را در این اثر به شکل یک واقعه یا روایت تصویری بازگو نمیکند. خبری از یک صحنه تاریخی یا شخصیت مشخص نیست. تاریخ در اینجا بیشتر حضور دارد تا اینکه روایت شود: در رنگهاست، در تراکم سطح است، در فرمهای درهمرفته و در چیزی که مدام در حال شکل گرفتن و از بین رفتن به نظر میرسد.
همین نگاه، «باغ» را نیز از یک مکان واقعی دور میکند. باغ در اینجا میتواند ذهن باشد، خاطره باشد، بدن باشد، شهر باشد یا حتی سرزمینی که گذشته و حال آن هنوز در یکدیگر تنیدهاند.
قدرت اثر در این است که اجازه میدهد چندین خوانش همزمان کنار هم باقی بمانند؛ در این نقاشی به جای نوستالژی، پرسش برانگیخته می شود و همین روح معاصریت است که بیتا وکیلی را در صحنه هنر خاورمیانه مورد توجه قرار می دهد.
_ قیمت آثار بیتا وکیلی در بازار هنر
بیتا وکیلی، نقاش زن متولد ۱۳۵۲ تهران، بیش از سه دهه است با نقاشی زندگی می کند: تحصیلات آکادمیک در دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد و حضور در بالاترین سطح صحنه هنر خاورمیانه از درخشش در حراجی های بین المللی تا ارائه آثارش در بیش از ۸۰ نمایشگاه در امارات، کانادا، آمریکا، چین، موناکو، ارمنستان، مالزی، فرانسه، آلمان ، انگلستان، عمان و البته ایران.
بیتا وکیلی در حراج کریستیز شش فروش جالب توجه دارد که رکورد او به ۱۸ آپریل ۲۰۱۲ برمی گردد که اثر " رویای نیویورک " او ۴۵ هزار دلار چکش خورد.
نقاشی های بیتا وکیلی تاکنون در ده دوره حراج تهران حضور داشته و ضمن فروش صد در صدی همه آثار در همه دوره ها، آخرین رکورد فروشش با اثر سه لتی از مجموعه "باغ تاریخ" در بیستمین دوره این رویداد هنری در تیرماه ۱۴۰۳ به قیمت ۵۵۰ میلیون تومان چکش خورد
آثار بیتا وکیلی در گنجینه های مهمی مانند بانک پاسارگاد، بانک گردشگری و معتبرترین مجموعه داران ایرانی مانند کلکسیون محمدرضا قائم مقامی [ کلکسیون رها گالری] ، بنیاد فرجام دبی ، کلکسیون حمیدرضا هاشم نیا، کلکسیون زنده یاد پرفسور فیروز نادری ، مجموعه جلیل خسروشاهی و ... نگهداری می شود.

این اثر بیتا وکیلی از مجموعه «این باغ، تاریخ است» در سال ۱۴۰۰ و در ابعاد ۱۰۰ در ۷۰ سانتیمتر خلق شده و اکنون در مجموعه هنری "سید امیرعلی دادمرزی" نگهداری می شود.