EN

یاسمن رمضان‌ماهی، نقاشی‌های مجید کامرانی و ستایش سکوت طبیعتی والا

ذهن خلاق کامرانی، سرشار از احترام به طبیعت است؛ از این رو زمین و آنچه از آن برخاسته، معبدگونه و مقدس‌وار می‌نماید.

یاسمن رمضان‌ماهی، نقاشی‌های مجید کامرانی و ستایش سکوت طبیعتی والا

ایران آرت: نمایشگاه نقاشی های مجید کامرانی تا ۲۴ مهرماه در گالری ماد در تهران به تماشاست.

" در ستایش سکوت" عنوان کنجکاوی برانگیزی این نمایش است.

یاسمن رمضان‌ماهی استاد هنر، پژوهشگر هنری و مدیر هنری گالری ماد، یادداشتی درباره این نمایشگاه نوشته است که متن کامل آن اینجا منتشر می شود:

یاسمن رمضان ماهی

نقاشی‌های مجید کامرانی تجسمی ذهنی از ادراک طبیعتی سترگ و مهیب است که به واسطه صخره‌هایی سنگی و سنگین، بصری‌سازی شده‌اند. علاقمندی به بازنمایی طبیعت و ترکیب آن با جهانی خیال‌انگیز، موجب شده هنرمند عالمی را بر بستر بوم‌هایی بزرگ شکل ‌دهد که بکر و کهن می‌نماید و گویی در سکوتی عمیق فرو رفته است. 

ذهن خلاق مجید کامرانی، سرشار از احترام به طبیعت است؛ از این رو زمین و آنچه از آن برخاسته، معبدگونه و مقدس‌وار می‌نماید. در میان انبوه صخره‌های بلند و سترگ، حضور آسمانی آبی، بسان کشف روزنه‌ای به بیرون است که روح را از فضایی جسیم، سنگین و سرد به هوایی رقیق و سبک پرواز می‌دهد و ذهن را از فشاری سخت رها می‌سازد.

مجید کامرانی

کوه‌ها و صخره‌های انبوه و به هم فشرده، به واسطه بافت‌های شیارگونه، گاه تمثالی از درختان اساطیری می‌شوند که گویی ریشه‌های خود را در تن خاک فرو کرده و بر آن قرار یافته‌اند. شکوه بی‌مثال صخره‌ها و سنگ‌ها به واسطه عریان بودن خاک، روح انسانی را به خضوع وامی‌دارد. گویی در برابر این عظمتِ طبیعت چاره‌ای جز تسلیم نیست؛ تسلیمی که کوچکی انسان را زنهار می‌دهد و مام طبیعت را در عظیم‌ترین حالتِ خود بازنمایی می‌کند. قدرت طبیعت، ذهن مخاطب را به مکاشفه‌ای درونی در مفهوم والایی و زیبایی فرا می‌خواند. در واقع آثار کامرانی فراخوانی است به مشاهده نیرویی درونی، که گویی در پسِ هر ستون سنگی پنهان شده و هنرمند آن را در عریانی صخره‌هایی سخت، بی‌بَر و خالی از درخت، در بکرترین و شفاف‌ترین حالت خود به نمایش گذاشته‌است.

با این حال در این جهان ذهنی، ردپای حضور انسانی کاملا هویدا است. ردِ شیار بر زمین‌های شخم زده، وجود سنگ قبرهایی برافراشته، تیرک‌های خطوط برق، مسیر سنگ‌لاخی جاده، پله‌های سنگی در کنار خانه‌هایی روستایی، بازمانده‌هایی از حضور انسان‌هایی است که گویی روزگاری در میان سترگی طبیعت زیسته‌اند، اما در کنار شکوه آن، امکانی برای ظهور ندارند. آدمهایی ناشناخته، در روزگاری گذشته، که اکنون در میان انبوه حفره ها و تورفتگی ها و برآمدگی صخره‌ها پنهان شده‌اند و چشم را به جستجو برای یافتن فرامی‌خوانند. حیرت از حضور در این فضای وهم‌گونه، نویدبخش رازی عمیق در طبیعت است که خیال را به تأمل و تفکر در میان برکه‌های مه‌آلود، آسمان‌های بی‌رمق و زمین بایر فرامی‌خواند و به یاد تنهایی‌های همیشگی بشر در هستی بی‌کران جهان می‌اندازد. 

زهره مهربان مجید کامرانی

این صخره ها که ریشه در خاک و سر در افلاک دارند، آوردگاه زندگی کوتاه انسان‌هایی هستند که به دنبال جاودانگی، عمر خود را برای تغییر و ساختن و اثرگذاری هدر می‌دهند؛ غافل از آنکه آنچه می‌ماند تنها شکوه طبیعت است و بس.

این تلاش در راه تاثیرگذاری بر طبیعت، اینبار در عمل نقاش بازآفرینی می‌شود؛ کامرانی تلاش می‌کند به واسطه برداشتن رنگ از سطح بوم، جهانی را خلق کند که متاثر از حضور هنرمند است. نقاش بجای رنگ‌گذاری و ساخت توهمی حجم‌گونه از صخره‌ها، ابتدا لایه رنگی ضخیمی را بر سطح بوم گذاشته و سپس به واسطه لیفه و کاردک شروع به رنگ‌برداری از سطح بوم می‌کند. این عمل، که با خراشیدن و تراشیدن رنگ انجام می‌شود، یادآور تراشها و خراشهایی است که انسان از نخستین زمان موجودیت یافتن بر این خاک، در دل غارها و صخره ها از خود برجای گذاشته و حضور و بودن را در فرم دادن‌های کاهشی بر سنگ‌های سخت آرزو کرده است.

مجید کامرانی

آن دستی که در روزگاری بسیار دور تلاش می کرد سنگ را بتراشد، امروز در بازتولیدی هنرمندانه، به خراشیدن و شیار انداختن در رنگ‌های بوم بدل شده و این تکرارِ عمل، تلاش برای ثبتِ بودن و موجودیت انسانی را به عنوان مفهومی عمیق بازسازی می‌کند.

هنرمند برای رسیدن به بافتهای ظریف، از سوزن‌های جوال دوزی و ابزارهای خودساخته از چوب و فلز، استفاده کرده که در نهایت موجب دست یافتن به شیوه‌ای شخصی می شود و وجه منحصر به فردی را در نقاشی‌های او شکل می‌دهد. این وجه منحصر به فرد، هنر و تولید اثر هنری را به مثابه تنها امکان اثرگذاری در طبیعت بازمعنا می‌کند.

زهره مهربان مجید کامرانی

از آن زمان که انسانِ ابزارساز، نقش بر دل غارها زد تا به امروز که نقاش در حال عملِ نقاشی است، آنچه امکان حضور و بودن را برای آدمی ممکن می سازد تنها هنر و پرداختن به هنر است و شاید این مفهوم، دلیل نقاشی کردن‌های مکرر کامرانی از طبیعتی سترگ با حضور حداقلی انسانی است. 

از جمله ویژگی منحصر به فرد دیگر در نقاشی کامرانی می‌توان به لایه‌گذاری آنی رنگ بر سطوح زیرین بوم، اشاره کرد که غالباً با نوع حال‌گرایی و اکسپرسیو همراه است. 

گاه ردپای این لایه‌گذاری‌های زیرین رنگ را می‌توان در لبه‌های رها شده در کناره‌های تابلوی نقاشی مشاهده نمود. از این نظر آثار مجید کامرانی یادآور نقاشی‌های لبه‌باز در دوران معاصر است که عملِ نقاشی و امکان تصور فرایند شکل‌گیری اثر هنری را به مثابه معنای جدیدی از هنر بازمعنا می‌کنند.

مجید کامرانی

هرچند پرداخت به عناصر طبیعی، به واسطه ایجاد حس پرسپکتیو در عمق‌نمایی آثار، واقع‌‌گرایانه می‌نماید، اما نوع برخورد با مفهوم طبیعت در نقاشی‌های کامرانی، آرمانی و ایده‌آلیست‌گرایانه است. گویی آنچه به تصویر درآمده بیشتر از آنکه ماحصل عینیتی دقیق و همراه با مداقه در جهان بیرون باشد، مکاشفه‌ای ذهنی و تعمق‌وار در مفهوم طبیعت است که بکر و ازلی می‌نماید و از سویی دیگر به واسطه تسلط هنرمند در رنگ‌گذاری، یادآور سالها ممارست نیز هست که در کنار جهدی عارف‌گونه، خوانش ذهن هنرمند از طبیعت را به مثابه امری درونی بازنمایی می‌کند. 

ویژگی بعدی در نقاشی‌های کامرانی، سکوت و سکون وهم‌آلودی است که در تمامی مجموعه نقاشی‌های او تکرار می شود. در این جهان رمزآلود، اثری از حرکت نیست، همه چیز در سکوتی عمیق فرو رفته که شاید از تجربه زندگی هنرمند با مادری ناشنوا ریشه می‌گیرد. گویی جهانِ در سکوت فرورفته‌ی مادری محکم، در تمثال کوه‌مانند مام طبیعت متجلی می‌شود و مامن روح نقاش می‌گردد و در امضای هنرمند با عنوان «لال‌اغلو» به نشانه‌ای زبانی بدل می‌شود. 

زهره مهربان مجید کامرانی

در این جهان شگفتی، تنها موجودات زنده، سگ و گربه‌ای هستند که یادآور وفاداری و همدم تنهایی بشر اند و در حجم سکوت صخره‌ها آرام و بی‌صدا نفس می‌کشند.

ارسال نظر