EN

فاطمه احمدیان و نقاشی زن ؛ روایت تراژدی های زنانه در لباس زیبایی

این بانوی جوان نقاش با مهارت مثال زدنی، نگارهای سنتی را برای به مرزهای معاصریت می کشاند و حرف های امروزین را با زبان کلاسیک واگویی می کند؛ دیگر اینکه در یک پهنه رنگی و زیبا از درد و تراژدی می گوید؛ او بلد است فاجعه را چنان چشم نواز و خوش رنگ روایت کند که خریدار اثر از آویختن تابلو بر دیوار روبروی نگاهش پرهیز نکند؛ همین سه مولفه نقاشی های فاطمه احمدیان را در ایران و کشورهای مختلف راهی گنجینه های هنری کرده است.

فاطمه احمدیان و نقاشی زن ؛ روایت تراژدی های زنانه در لباس زیبایی

ایران آرت :  از فاطمه احمدیان، نقاشی با عنوان " زن " را بررسی می کنیم؛ نقاشی "زن" که در ابعاد ۱۲۰ در۱۵۰ با تکنیک رنگ روغن روی بوم در سال ۲۰۱۹ خلق شده و آقای Jason Carey مجموعه دار جامائیکایی مقیم دبی آن را خریده و در کلکسیون هنری خود نگاهداری می کند.

 

فاطمه احمدیان

 

_ تحلیل زیبایی شناختی زن فاطمه احمدیان 

 

نقاشی "زن" اثر فاطمه احمدیان تصویری است که در آن ساختار تزیینی، روایت‌پردازی چندلایه و بازآفرینی زبان تصویری سنتی، به بستری برای شکل‌گیری معنایی پیچیده تبدیل شده‌اند.

این بانوی جوان نقاش با مهارت مثال زدنی، نگارهای سنتی را برای به مرزهای معاصریت می کشاند و حرف های امروزین را با زبان کلاسیک واگویی می کند؛ دیگر اینکه در یک پهنه رنگی و زیبا از درد و تراژدی می گوید؛ فاطمه احمدیان  بلد است قصه تلخ و تراژیک را زیبا و شیرین تعریف کند،  فاجعه را چنان چشم نواز و خوش رنگ روایت کند که خریدار اثر از آویختن تابلو بر دیوار روبروی نگاهش پرهیز نکند؛ همین سه مولفه نقاشی های فاطمه احمدیان را در ایران و کشورهای مختلف راهی گنجینه های هنری کرده است. 

در نقاشی زن، ترکیب‌بندی اثر بر محور پیکره مرکزی استوار است؛ زنی سوار بر اسب که به‌واسطه مقیاس بزرگ‌تر و جایگاه مسلط خود، نقطه تمرکز نگاه مخاطب را شکل می‌دهد. بااین‌حال، اهمیت این پیکره تنها به مرکزیت آن محدود نمی‌شود؛ خطوط منحنی بدن اسب، گستردگی دامن، امتداد ساز و تکرار نقش‌های پارچه، شبکه‌ای از حرکت‌های بصری می‌سازند که نگاه را در سطح تابلو به گردش درمی‌آورند. در نتیجه، تصویر با وجود تراکم عناصر، از انسجام درونی برخوردار است و اجزای آن در نسبت با یکدیگر معنا می‌یابند.

فاطمه احمدیان

رنگ در این نقاشی فاطمه احمدیان، نقشی فراتر از ایجاد جذابیت بصری دارد. زرد درخشان زمینه، قرمزهای عمیق لباس و نقوش پیرامونی و آبی‌های پراکنده در سطح پارچه، سه قطب اصلی نظام رنگی اثر را می‌سازند. تقابل این رنگ‌ها، بدون اتکا به سایه‌روشن‌های واقع‌گرایانه، به تصویر انرژی و برجستگی می‌بخشد. زرد و قرمز با شدت حضور خود، سطح نقاشی را به فضایی پرطنین تبدیل می‌کنند؛ درحالی‌که آبی‌های فیروزه‌ای و سبزهای محدود، وقفه‌هایی در این شدت ایجاد می‌کنند و به تعادل نسبی ترکیب‌بندی یاری می‌رسانند. نکته مهم آن است که رنگ‌ها خود به عناصر سازنده معنا تبدیل شده‌اند. همین استقلال نسبی رنگ از طبیعت‌گرایی، اثر را به سنت‌هایی نزدیک می‌کند که در آن‌ها ارزش تزیینی و نیروی عاطفی رنگ بر بازنمایی دقیق جهان بیرونی تقدم دارد.

از منظر فرم، نقاشی بر هم‌نشینی سطوح تخت و جزئیات پرتراکم استوار است. پیکره زن، اسب، پوشاک و عناصر حاشیه‌ای با خطوط مشخص از یکدیگر تفکیک شده‌اند؛ اما این مرزبندی به گسست تصویر نمی‌انجامد، زیرا تکرار نقوش گیاهی، هندسی و منحنی، میان بخش‌های مختلف پیوند برقرار می‌کند. 

اوج ظرافت کنش نقاشانه فاطمه احمدیان را در لباس زن ببینید: ریزه‌کاری‌های تزیینی و لایه‌های متعدد نقش‌مایه‌ها، سطحی غنی و تقریباً جواهرگون پدید آورده‌اند که هم مهارت و دست قوی نقاش و هم ابتکار عمل او برای خلق تأویل ، معنا و معاصریت عیان می کند.

در عین حال زمینه زرد با پهنه‌های نسبتاً باز خود، امکان تنفس بصری فراهم می‌کند. این رفت‌وآمد میان تراکم و خلأ نسبی، از یکنواختی تصویر جلوگیری می‌کند. 

همچنین، تفاوت مقیاس میان پیکره مرکزی و روایت‌های کوچک‌تر پیرامون، به جای ایجاد عمق پرسپکتیوی، نوعی سلسله‌مراتب معنایی می‌سازد؛ گویی تصویر به‌جای آنکه پنجره‌ای به جهان واقعی باشد، صفحه‌ای برای گردآمدن چند سطح از تجربه انسانی است.

یکی از ویژگی‌های قابل‌توجه اثر زن فاطمه احمدیان ، رابطه آن با سنت نگارگری و نقاشی‌های روایی ایرانی است. قرارگیری چند صحنه در یک سطح واحد، بی‌اعتنایی نسبی به تناسبات طبیعی و توجه به جزئیات پوشاک و آرایه‌ها، یادآور شیوه‌هایی است که در آن‌ها روایت به یک لحظه منفرد محدود نمی‌شود.

با این‌حال، این اثر را نمی‌توان صرفاً بازتولید یک الگوی تاریخی دانست، فاطمه احمدیان با کنار هم نشاندن پیکره اصلی و شخصیت‌های کوچک‌تر، ساختاری می‌آفریند که در آن عناصر فرعی صرفاً حاشیه‌پردازی نیستند، بلکه در خوانش کلی تصویر مشارکت دارند. این ویژگی، مخاطب را به مشاهده‌ای غیرخطی دعوت می‌کند: نگاه ابتدا به مرکز جذب می‌شود، سپس به جزئیات پیرامونی می‌رود و در بازگشت به پیکره اصلی، برداشت تازه‌ای از نسبت میان اجزای اثر پیدا می‌کند.

از منظر روان‌شناسی تصویر، آرامش ظاهری چهره زن در برابر آشفتگی بالقوه روایت‌های پیرامونی، فاصله‌ای معنادار ایجاد می‌کند، از این رو فاطمه احمدیان، آگاهانه چهره زن را با خطوط نرم، چشم‌های کشیده و حالتی کنترل‌شده پرداخت کرده است؛ حالتی که در برابر شدت رنگ‌ها و فراوانی جزئیات، نوعی سکون درونی پدید می‌آورد. این سکون، به پیکره مرکزی کیفیتی تأمل‌برانگیز می‌بخشد.

 اسب نیز با وجود قدرت بدنی و حضور حجیم خود، در خدمت ساختار کلی تصویر قرار گرفته و به عنصر اتصال میان پیکره زن و سطح زمین تبدیل شده است.

 ساز در دست زن، از نظر ترکیب‌بندی، خطی مورب می‌سازد که تعادل خطوط افقی و منحنی را برهم می‌زند و درعین‌حال، مسیر دیگری برای حرکت نگاه فراهم می‌کند. کارکرد معناگرایانه ساز و کد دادن درباره روح زنانه ، برای اثر بعد و پاساژ دیگری نیز می سازد.

فاطمه احمدیان

ارزش زیبایی‌شناختی نقاشی "زن" در توانایی آن برای جمع‌کردن زبان تزیینی، روایت چندمرکزی و بیان عاطفی در یک ساختار واحد نهفته است. اثر نه با حذف جزئیات به سوی سادگی می‌رود و نه با انباشت آرایه‌ها انسجام خود را از دست می‌دهد؛ بلکه میان این دو قطب تعادلی برقرار می‌کند که حاصل آن تصویری پرجزئیات، چشم‌نواز و درعین‌حال تأمل‌برانگیز است. 

مخاطب می‌تواند از هماهنگی رنگ‌ها، ظرافت نقش‌ها و کیفیت آرایه‌پردازی لذت ببرد، اما این لذت در سطح تماشای صرف باقی نمی‌ماند. هرچه نگاه در تصویر دقیق‌تر می‌شود، رابطه میان زیبایی سطح و پیچیدگی معنای آن نیز آشکارتر می‌شود. در اینجا، زیبایی شیوه‌ای برای سازمان‌دادن تجربه دیداری و هدایت مخاطب از مشاهده به تأمل است.

 

_ استیتمنت فاطمه احمدیان درباره نقاشی زن 

 

خانم فاطمه احمدیان نقاش اثر نقاشی زن درباره این اثر می گوید:" در این اثر، من جنگ را مستقیماً از طریق میدان نبرد یا صحنه‌های نظامی نشان نداده‌ام. چیزی که برای من اهمیت داشته، نقش و رنج زن در بستر جنگ بوده؛ زنی که هم می‌تواند قدرت داشته باشد و هم در عین حال، یکی از نخستین قربانیانِ تشدید خشونت و بی‌ثباتی باشد. در مرکز اثر، زنی را روی اسب نشان داده‌ام؛ زنی آرام، متین، آراسته و در عین حال قدرتمند. ساز در دست دارد و برای من مهم بود که در نگاه اول، زنانگی، وقار و زیبایی او دیده شود. اما وقتی مخاطب بیشتر در تصویر مکث می‌کند، متوجه می‌شود که پشت این آراستگی، قدرت هم وجود دارد. برای من، قدرت زن لزوماً به معنی کنار گذاشتن زنانگی نیست. زن می‌تواند هم لطیف و آراسته باشد و هم مقتدر."

فاطمه احمدیان می افزاید: " در گوشه‌ و کنار اثر، چند روایت کوچک‌تر قرار داده‌ام که هر کدام بخشی از تجربه زن را در ساختار قدرت و جنگ نشان می‌دهند. در بخش بالای سمت راست، پادشاهی دیده می‌شود که زنان را در قفس‌هایی نگه می‌دارد و آن‌ها را یکی پس از دیگری عوض می‌کند. این بخش برای من نمادی از زمانی است که زن به بازیچه قدرت و به موجودی قابل تعویض تبدیل می‌شود.

فاطمه احمدیان

در بخش دیگری، زن را در کنار ظرف‌های میوه قرار داده‌ام. این هم برای من اشاره‌ای است به شیءشدن زن؛ زمانی که زن به‌جای آن‌که به‌عنوان یک انسان دیده شود، به چیزی برای تماشا، مصرف یا تملک تقلیل پیدا می‌کند.

در پایین سمت راست، زنی را نشان داده‌ام که دستش بسته است و در اختیار موجودی دیوصفت قرار دارد. این تصویر به خشونت، اسارت و بی‌اختیاری زنان در شرایط جنگ اشاره دارد. برای من جنگ فقط یک درگیری نظامی نیست؛ جنگ شرایطی است که بسیاری از خشونت‌های از قبل موجود را شدیدتر می‌کند.

در سمت دیگر، زنی باردار را با دو جنین نشان داده‌ام. این بخش برای من به رنج مادری مربوط است؛ مادری که سختی بارداری و زایمان را تحمل می‌کند، اما بعد ممکن است فرزندانش را در جنگ از دست بدهد. دو سر بریده‌ای که در بخش بالاتر دیده می‌شوند، ادامه همین روایت‌اند. همیشه برای من این سؤال وجود داشته که در روایت‌های جنگ، چه کسی رنج مادر را می‌بیند؟ چه کسی فقدانی را می‌بیند که بعد از مرگ یک فرزند برای یک زن باقی می‌ماند؟"

این نقاش جوان در عین حال خاطر نشان می کند: "با وجود همه این تلخی‌ها، من نخواستم اثر از نظر بصری تیره و خشن باشد. برعکس، از رنگ‌های شاد، تزئینات، ریتم‌های پرتحرک و فضایی چشم‌نواز استفاده کرده‌ام. این تضاد برای من مهم است. من دوست دارم درباره موضوعات تلخ، با زبان زیبایی حرف بزنم.

این تابلو می‌تواند در یک فضای زندگی حضور داشته باشد و مخاطب از دیدنش لذت ببرد، اما در عین حال، موضوعی که درون آن جریان دارد، تلخ و جدی است. برای من زیبایی قرار نیست رنج را انکار کند؛ قرار است مخاطب را به آن نزدیک‌تر کند."

فاطمه احمدیان یادآوری می کند: " موضوع این اثر برای من زمان مشخصی ندارد. جنگ، اسارت، خشونت، شیءشدن زن و رنج مادری، محدود به یک دوره یا یک جغرافیا نیستند. این‌ها مسائلی‌اند که بارها در تاریخ تکرار شده‌اند و هنوز هم تکرار می‌شوند.

اگر بخواهم همه این اثر را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم:

برای من، تلخیِ موضوع در این نقاشی حذف نشده؛ فقط لباس زیبایی پوشیده است."

 

Jason Carey

گفتنی ست نقاشی زیبا و تامل برانگیز زن، اثر فاطمه احمدیان توسط آقای Jason Carey مجموعه دار جامائیکایی مقیم دبی خریداری و در کلکسیون هنری خود نگاهداری می کند.

 

_ قیمت آثار  فاطمه احمدیان 

 

 فاطمه احمدیان [ ۱۳۶۱ خوانسار ] فارغ التحصیل کارشناسی هنرهای اسلامی، گرایش سفال و مجسمه، از دانشگاه هنر اصفهان است،

در سال ۲۰۲۱ تابلوی "یونس نبی"  فاطمه احمدیان در ابعاد ۱۶۰×۲۰۰ سانتی‌متر در معامله‌ای خصوصی به قیمت ۴۵۰۰ دلار توسط آقای Jason Carey مجموعه دار جامائیکایی مقیم دبی خریداری و در کلکسیون هنری او نگاهداری می شود.

نقاشی فاطمه احمدیان با عنوان «خوان چهارم رستم؛ نبرد رستم با جادوگر» که در سال ۲۰۲۱ با تکنیک رنگ روغن روی بوم در ابعاد ۱۶۰ × ۲۰۰ سانتی‌متر خلق شده توسط آقای شهداد فاضلی خریداری و اکنون در کتابخانه موزه فاضل در شهر خوانسار در استان اصفهان نگهداری می شود.

فاطمه احمدیان

آثار فاطمه احمدیان به جهت جهان بینی و تم خاص آثارش مورد توجه جامعه هنر و بازار هنر است؛ کانسپت های نقاشی های احمدیان چنان است که در نگاه نخست، کلاسیک و سنتی و پس از گذشت چند دقیقه، سویه های معاصر آن مشهود می شود. همین عنصر متفاوت معنایی و صد البته قدرت طراحی او ، سبب اقبال روز افزون به آثارش شده است.

ارسال نظر