کد خبر: 13452 A

نخستین سالن تئاتر مدرن ایران رنگ نمایش نمی بیند

نخستین سالن تئاتر مدرن ایران رنگ نمایش نمی بیند

ناصرالدین‌شاه قاجار از سه سفری که به فرنگ داشت سوغاتی‌های زیادی به ایران آورد.

ایران آرت : فرزانه ابراهیم زاده در جامعه فردا نوشته است: 18سال پیش وقتی برای اولین‌بار وارد دارالفنون تهران که آن‌ روزها خرابه‌ای رها شده بیش نبود، شدم روشن‌ترین خاطره‌ای که برایم ماند سالن بزرگی بود که در بخش جنوبی ساختمان قرار داشت و باقی‌مانده دکور زندان که در یکی از سریال‌های تلویزیونی در کنار مجسمه‌ای تمام‌قد از امیرکبیر رها شده بود. سالنی بزرگ و درحال نابودی که در خاطرات اعتمادالسلطنه درباره آن خوانده بودم و می‌دانستم، نخستین سالن تئاتر مدرن در ایران است:  "سوغاتی سلطان صاحبقران" 


ناصرالدین‌شاه قاجار از سه سفری که به فرنگ داشت سوغاتی‌های زیادی به ایران آورد. یکی از این سوغاتی‌ها تیاتر فرنگی بود که در سفر اول در روسیه شیفته آن شد.

تیاترهایی که با تعزیه و شبیه‌خوانی که او تا آن روز دیده بود و نمایش‌های شادی‌آوری که اجرا می‌شد تفاوت داشت و هم سرگرمی او به‌همراه تزار در سالن باله مسکو نخستین نمایش زندگی‌اش را دید و بعد از آن در پاریس و اتریش هم از فرصت‌های کوتاهی که به‌دست آورد برای دیدن این هنر سحرآور بهره برد و در بازگشت به تهران در عثمانی در سالن اختصاصی سلطان عبدالحمید کنار کاخ دولمه باغچه نمایشی را دید که تردیدها را برای راه‌اندازی سالن تئاتر از بین برد.

او در بازگشت به تهران مزین‌الدوله را مامور کرد تا نخستین سالن تئاتر را در مدرسه مبارکه راه‌اندازی کند. علی‌اکبرخان مزین‌الدوله نطنزی از دانش‌آموزانی بود که به فرانسه اعزام شد و در مدرسه عالی هنر پاریس نقاشی و موزیک را راه انداخت و در بازگشت به تهران در کنار مسیو لومر، معلم موزیک مدرسه به تدریس هنر مشغول شد.

اما شاه بعد از احضار او به کاخ بعد از اینکه مطمئن شد که در پاریس به‌اندازه کافی تیاتر فرنگی دیده به او فرمان داد تا در بخش جنوبی مدرسه مبارکه دارالفنون یک سالن بسازند.

اینکه چرا این سالن باید در بخش جنوبی مجموعه می بود هم روشن بود؛ شاه تصمیم داشت این سالن را مانند سالن سلطان عبدالحمید به‌صورت خصوصی قرق کند و این بخش چسبیده به ارگ سلطنتی بود و خیلی ساده می‌شد از حرم شاه تا این سالن دری باز کرد و شاه بدون اینکه کسی او را ببیند برای دیدار تیاترهای فرنگی که قرار بود در این سالن به صحنه برود بنشیند.
مزین‌الدوله با استفاده از طرح سالن‌های پاریس و رم صحنه نمایش را به سبک تماشاخانه ایتالیایی قاب تصویری طراحی کرد. صحنه در انتهای سالن قرار داشت و صندلی‌ها در میانه سالن چیده شده بود. در سالن هم در ابتدای آن طراحی شده و به سمت حیاط باز می‌شد. تالار ظرفیت ۳۰۰ نفر تماشاچی داشت اما بیشتر اوقات به‌طور اختصاصی برای چند نفر بیشتر اجرا نمی‌گذاشت.

گفته می‌شد دری دیگر در پشت صحنه قرار داشت که شاه مستقیم وارد سالن می‌شد و در جایگاه مخصوص خودش می‌نشست. زمانی که سالن افتتاح شد هنوز امین‌الضرب کارخانه برق را به تهران نیاورده بود و برای تامین نور سالن از چراغ گازهای قصر شاه استفاده می‌شد.

همزمان با راه‌اندازی سالن مزین‌الدوله از دسته‌های بازی مدرسه آلیانس فرانسه و بعضی از شاگردان مستعد را دعوت کرد و بعد از آموزش‌های مقدماتی قرار شد تا نمایشی را روی صحنه بیاورند. متنی که انتخاب شده بود از مولیر بود اما اینکه کدام یک برای نخستین‌بار به صحنه رفت اتفاق نظری وجود ندارد.

برخی از مورخان معتقدند این نمایش طبیب اجباری بوده و برخی دیگر خرس سیاه و سفید را گفتند. اما به‌نظر می‌رسد که هیچ کدام از این دو نمایش نبوده و‌گزارش مردم گریز بوده که میرزا حبیب‌‌اصفهانی باعنوان میزانتروپ به فارسی ترجمه کرده بود.

در این نمایش کریم شیره‌ای و اسماعیل بزاز دو بازیگر تئاتر تخته‌حوضی بازی می‌کردند.
اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خودش به تاریخ ۲۶ اسفند ۱۲۶۴ نوشت:«‌چند شب است در مدرسه دارالفنون وزیر علوم -به ‌احتمال زیاد رضاقلی میرزا هدایت- تماشاخانه‌ای باز کرده که بازیگرها فرنگی هستند که ابدا بازی نمی‌دانند و زبان نمی‌فهمند. اما طوطی‌وار فارسی را یاد گرفتند. از قراری که می‌گویند خیلی خنگ هستند.»
او در خاطره دیگری گفته شاه به تماشاخانه دارالفنون رفته و سرهنگ مجبوری را با بازی اسماعیل بزار دیده است.

در خاطره دیگری هم گفته که شاه محض خاطر ملیجک باز به دیدن تئاتر رفته است.

اینها نشان می‌دهد که ناصرالدین بیشتر شب‌ها به دیدن تئاترهایی می‌رفت که مزین‌الدوله برای او آماده می‌کرد. سالن تئاتر دارالفنون دوره‌ای تعطیل شد و در سال ۱۳۰۸ بعد از آنکه مارکف دارالفنون را بازسازی کرد به این نتیجه رسید که سالن را دوباره از نو بسازد. او سالن را طراحی تازه کرد و سالن قبلی را خراب باردیگر ساخت. سالن در سال ۱۳۱۳ بازگشایی و مدیریتش به سیدعلی‌خان نصر داده شد تا هنرستان هنرپیشگی را در آن راه‌اندازی کند. هرچند آنچه در دارالفنون پا گرفت سازمان پرورش افکار بود و بعد از آن تالار ۱۵۰۰ نفر آن برای برگزاری جشن‌ها و امتحان‌ها مورد استفاده قرار گرفت و ماند تا سال‌ها بعد که دارالفنون قرار بود بازسازی شود. یکی از اولویت‌ها هم بازسازی سالن تئاتر این مدرسه به شیوه قدیم بود.
چند‌سال پیش دوستی تصاویر سالن دارالفنون را فرستاد. نخستین سالن تئاتر کشور اما این سالن دیگر حتی کوچک‌ترین شباهتی حتی به آن سالن نیمه‌مخروبه ۱۸ سال پیش نداشت. سالنی با صندلی‌های سینمایی و به‌روز که به تشخیص مسئولان اداره نوسازی مدارس قرار است دیگر هیچ تیاتری را روی صحنه خود نبیند.

 

دارالفنون تهران
ارسال نظر