اقتصاد نوین تهران را لبریز از نقاشی کرد/ ۱۰۶ نقاشی و عکس چشم مردم پایتخت را نوازش می دهد/ عکس ها
در روزهایی که مجموعهای از دشواریها و خبرهای تلخ، مجال خندیدن و شاد بودن را از بسیاری از مردم گرفته و تهران، زیر فشار گرانیهای افسارگسیخته، روزهای چندان شادابی را پشت سر نمیگذارد، تماشای رنگ و نقاشی بر بیلبوردهای شهری در اتوبان ها و خیابان ها، میتواند برای لحظهای چشم و ذهن را از سنگینی روزمرگی جدا کند؛ رختی نو از هنر بر تن شهر بپوشاند و شاید همچون جرعهای آب خنک یا یک شربت زعفران در میانه گرمای تابستان، به جان خسته زن و مرد ایرانی بنشیند.
ایران آرت : تهران این روزها یه یک گالری بزرگ از نقاشی و عکس بدل شده است؛ بخشی از گنجینه نوین بانک اقتصاد نوین هم زمان با نمایشگاه در موزه هنرهای معاصر تهران، سر از بیلبوردهای شهری درآورده و به شهر موجی از رنگ و انرژی پاشیده اند.
تهران این روزها به نمایشگاهی بزرگ تبدیل شده است؛ ۱۰۶ اثر از گنجینه هنری بانک اقتصادنوین بر بیلبوردهای شهر نقش بستهاند تا هنر از دیوارهای موزه عبور کند و به مسیر هر روزه مردم برسد؛ اتفاقی که تماشای هنر را از یک مقصد مشخص به تجربهای در دل شهر تبدیل میکند.

عنوانی که روابط عمومی بانک اقتصادنوین برای این اتفاق انتخاب کرده، «تهران گالری اقتصادنوین شد»، شاید بهترین توصیف برای این تجربه متفاوت باشد؛ آن هم در روزهایی که مجموعهای از دشواریها و خبرهای تلخ، مجال خندیدن و شاد بودن را از بسیاری از مردم گرفته و تهران، زیر گرمای طاقتفرسای تابستان و فشار گرانیهای افسارگسیخته، روزهای چندان شادابی را پشت سر نمیگذارد. در چنین شرایطی، دیدن رنگ و تصویر و بخشی از هنر معاصر ایران در مسیرهای روزمره شهر، میتواند برای لحظهای چشم و ذهن را از سنگینی روزمرگی جدا کند؛ رختی نو از هنر بر تن شهر بپوشاند و شاید همچون جرعهای آب خنک یا یک شربت زعفران در میانه گرمای تابستان، به جان خسته زن و مرد ایرانی بنشیند. هنر، یکی از کارکردهای اصیل خود را همینجا نشان میدهد: ایجاد لحظهای برای مکث، نفس کشیدن، دیدن و امید داشتن. از همین منظر، باید به بانک اقتصادنوین برای این اقدام فرهنگی و نگاه متفاوتش به نسبت میان هنر، شهر و مردم، دستمریزاد گفت.

خلق این گنجینه که به تاسیس گالری نوین بدل شد به سال ۱۳۸۵ برمی گردد و اکنون بانک اقتصادنوین با هوشمندی بسیار در پی ارزش افزوده آفرینی برای آن است.

آثاری که هر یک بخشی از روایت هنر معاصر ایران را در خود دارند و امروز در کنار هم یکی از گنجینههای هنری قابل توجه شکلگرفته در یک نهاد اقتصادی را ساختهاند.
_ از گنجینه به خیابان
در این روزها ممکن است رهگذری در مسیر کار یا خانه، مقابل تصویری مکث کند که پیش از این در قاب یک گنجینه نگهداری میشد. تهران در این روایت تنها میزبان نمایش آثار نیست؛ خود شهر به دیوار یک گالری بزرگ بدل شده است.

آنچه این پروژه را متفاوت میکند، صرفاً تعداد آثار نیست؛ بلکه محل مواجهه مخاطب با آنهاست. مخاطب برای دیدن این آثار لازم نیست الزاماً بلیت موزه تهیه کند یا در یک گالری حاضر شود. او ممکن است هنگام رانندگی، در مسیر بازگشت از محل کار یا در حال عبور از یکی از بزرگراههای اصلی تهران، ناگهان با تصویری از یک اثر هنری روبهرو شود.
در واقع، ایده اصلی این طرح را میتوان در تغییر یک معادله ساده دید: به جای آنکه مخاطب برای دیدن هنر به یک فضای مشخص مراجعه کند، هنر به سراغ مخاطب میرود.
تصاویر ارسالی از اجرای این طرح نیز نشان میدهد تابلوهای مربوط به گنجینه اقتصادنوین در نقاط پرتردد و مهم شهری نصب شدهاند و در روز و شب، در امتداد مسیرهای بزرگراهی، خیابان های پرتردد ... بخشی از منظر بصری تهران را شکل دادهاند.
_فراتر از تبلیغات؛ دارایی فرهنگی من تقدیم نگاه تو
در نگاه نخست، بیلبورد رسانهای برای معرفی یک برند است؛ اما وقتی محتوای این بیلبوردها به آثار هنری یک گنجینه هنری اختصاص پیدا میکند، کارکرد آن تغییر میکند.
در اینجا، برند دیگر تنها نام و خدمات خود را تبلیغ نمیکند؛ بلکه دارایی فرهنگی خود را با شهر به اشتراک میگذارد.

این تغییر زاویه، از منظر ارتباطات سازمانی نیز قابل توجه است. یک بانک میتواند درباره مسئولیت اجتماعی، فرهنگ یا حمایت از هنر سخن بگوید؛ اما زمانی که بخشی از سرمایه فرهنگی خود را در معرض دید میلیونها شهروند قرار میدهد، روایت فرهنگی آن از سطح شعار به یک تجربه عینی نزدیکتر میشود.
از همین منظر، پروژه اقتصادنوین را میتوان در امتداد مفهومی گستردهتر یعنی مسئولیت اجتماعی فرهنگی شرکتها و بنگاههای اقتصادی دید؛ رویکردی که در آن هنر صرفاً ابزار تزئین دفترهای مدیریتی یا بخشی از هویت بصری سازمان نیست، بلکه به عنوان بخشی از سرمایه اجتماعی و فرهنگی یک مجموعه به رسمیت شناخته میشود.
_ موزهای که در شهر ادامه پیدا میکند
همزمان با این اکران شهری، ۲۵ اثر منتخب از گنجینه بانک اقتصادنوین در موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش درآمده است و علاقهمندان میتوانند نسخه اصلی این آثار را تا پنجشنبه ۵ شهریور، هر روز از ساعت ۱۰ تا ۱۸ در موزه هنرهای معاصر تهران ببینند.

این همزمانی، وجه مهم دیگری به پروژه میدهد: نسخههای بزرگشده آثار در خیابان دیده میشوند و نسخههای اصلی در موزه. به این ترتیب، مسیر مخاطب میتواند از یک مواجهه اتفاقی در خیابان آغاز شود و به تماشای اثر اصل در موزه برسد.
شاید جذابترین بخش ماجرا همین باشد؛ کسی که در یکی از بزرگراههای تهران تصویری را روی یک تابلو میبیند، ممکن است برای نخستین بار با نام یک هنرمند یا یک اثر روبهرو شود و بعد، در موزه، نسخه اصلی همان اثر را جستوجو کند.
این همان نقطهای است که تبلیغات محیطی به ارتباط فرهنگی نزدیک میشود.
_ تهران؛ یک گالری بدون دیوار/ ایده درست بانک اقتصادنوین الگو شود
در شهرهایی که بخش بزرگی از زندگی روزمره مردم در خیابان میگذرد، فضای عمومی میتواند یکی از مهمترین بسترهای دسترسی به فرهنگ باشد. پروژه «گالری اقتصادنوین شد» نیز از همین منظر قابل خواندن است: تبدیل بخشی از سیمای تبلیغاتی تهران به بستری برای معرفی هنر ایرانی.

این طرح همچنین یادآور یک واقعیت مهم درباره گنجینههای هنری سازمانی است؛ بسیاری از مجموعههای ارزشمند در بانکها، شرکتها و مؤسسات بزرگ وجود دارند، اما تا زمانی که از فضای داخلی سازمان فراتر نروند، مخاطب عمومی امکان مواجهه با آنها را پیدا نمیکند.
اقتصادنوین حالا بخشی از این گنجینه را از قابهای بسته خارج کرده و به خیابان آورده است؛ جایی که رهگذر، راننده و شهروند عادی، بدون برنامه قبلی و بدون قرار قبلی با هنر مواجه میشود.

شاید به همین دلیل، عنوان « تهران گالری اقتصادنوین شد» بیش از یک شعار تبلیغاتی باشد؛ چون در این تجربه، بخشی از تهران واقعاً برای مدتی به یک گالری بزرگ شهری تبدیل شده است؛
گالریای که دیوارهایش بزرگراهها و خیابان ها هستند، مخاطبانش میلیونها شهروند و آثارش بخشی از تاریخ هنر معاصر ایران.
و شاید مهمتر از همه، این پرسش را پیش روی دیگر مجموعههای اقتصادی قرار دهد: گنجینهای که سالها در اختیار یک سازمان بوده، تا چه اندازه میتواند به یک سرمایه فرهنگی برای همه شهر تبدیل شود؟

بانک اقتصادنوین یک الگو درست آفریده است، آن هم وقتی که ۲۵ سالگی اش گفته: " با شما نوینیم "