اسبهای شاعرانه ترقیجاه از حیوان بودن عبور میکنند و تبدیل به ریتم، خاطره، هویت و نشانه میشوند، اسبهای او موجوداتی سبکبال و رها از زمین اند و حتی گاه خوانش انسانی می یابند.
۱۱ مطلب
اسبهای شاعرانه ترقیجاه از حیوان بودن عبور میکنند و تبدیل به ریتم، خاطره، هویت و نشانه میشوند، اسبهای او موجوداتی سبکبال و رها از زمین اند و حتی گاه خوانش انسانی می یابند.
گزارش ویدئویی کیمیا نخعی خبرنگار ایران آرت را ببینید از یک اتفاق منحصر به فرد در موزه هنرهای معاصر تهران: ارائه گنجینه هنری یک بانک: بانک اقتصادنوین
مدیرعامل بانک اقتصادنوین: توسعه اقتصادی بدون توجه به کیفیت فرهنگی جامعه قابل تصور نیست، توسعهای که ساختمانهای بیشتری میسازد اما تخیل کمتری تولید میکند، توسعهای که سرمایه بیشتری جذب میکند اما سرمایه اجتماعی کمتری میسازد، یا اقتصادی که ثروت بیشتری ایجاد میکند اما نسبت خود را با هویت و فرهنگ جامعه از دست میدهد، در نهایت بخشی از معنای توسعه را از دست داده است.
در روزهایی که مجموعهای از دشواریها و خبرهای تلخ، مجال خندیدن و شاد بودن را از بسیاری از مردم گرفته و تهران، زیر فشار گرانیهای افسارگسیخته، روزهای چندان شادابی را پشت سر نمیگذارد، تماشای رنگ و نقاشی بر بیلبوردهای شهری در اتوبان ها و خیابان ها، میتواند برای لحظهای چشم و ذهن را از سنگینی روزمرگی جدا کند؛ رختی نو از هنر بر تن شهر بپوشاند و شاید همچون جرعهای آب خنک یا یک شربت زعفران در میانه گرمای تابستان، به جان خسته زن و مرد ایرانی بنشیند.
"گنجینه نوین" گزیده آثار گنجینه گالری نوین بانک اقتصاد نوین برای نخستین بار در موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش در آمد؛ این اتفاق با مراسمی باشکوه همراه بود که دهها چهره هنری و اقتصادی شناخته شده در آن حضور یافتند.
همزمان با بیست و پنجمین سال تأسیس بانک اقتصادنوین، برای نخستین بار گزیده ای از آثار گالری نوین در موزه هنرهای معاصر تهران، معتبرترین نهاد هنرهای مدرن و معاصر ایران، در معرض دید عموم قرار می گیرد.
این اثر روایتی است از تداوم فرهنگ ایرانی؛ صادق تبریزی در این بوم، کلمات را به رنگ، تاریخ را به بافت، خوشنویسی را به تصویر و عشق را به زبان مشترک هنر تبدیل کرده است.
این صحنه های کویری را هر کس از دور هم ببیند می داند نقاشی از پرویز کلانتری ست؛ استاد نقاش در این لوکیشن ها یک مکان آرمانی، یک آرمانشهر، سرزمین موعود آکنده از آرامش، تعادل، زیبایی و سعادت را آفریده است در حالی که در هیچ یک از این آثار حتی یک انسان حضور فیزیکی ندارد.
تراژدی فراموشی ؛ موضوع اصلی اثر، مرگ نیست؛ بلکه فراموشی است. کاغذ هنوز وجود دارد. نگاره هنوز زیباست. رنگها هنوز زندهاند. اما همه چیز زخمی شده است. اینجا انهدام، نابودی فیزیکی نیست؛ بلکه از بین رفتن حافظه تاریخی و فرهنگی است. برخلاف بسیاری از هنرمندان مدرن که سنت را کنار میگذارند، آغداشلو سنت را با نهایت احترام بازسازی میکند و سپس بهصورت نمادین آن را دچار آسیب میکند. او در "خاطرات انهدام " فروپاشی ارزشهای فرهنگی را هشدار می دهد.