فریده لاشایی در کلکسیون گالری نوین بانک اقتصاد نوین/ زیبایی در سادگی ست
آیا با تصویری از رشد مواجهیم یا با حضوری شکننده که در فضایی گسترده و مبهم معلق مانده است؟ این نقاشی زنده یاد فریده لاشایی در عین سادگی، تصویری از رابطه میان حضور و غیاب، استقرار و تعلیق، یا آشکارشدن و محوشدن را به ذهن مخاطب متبادر می سازد. دانست.
ایران آرت: بانک اقتصاد نوین ، نخستین بانک خصوصی ایران، از بدو تاسیس، حضوری پررنگ در هنر ایران داشته و با گردآوری گنجینه ای فاخر و تاسیس گالری نوین، چهره ای پیشگام در نمایش زیست بوم هنر ایران ارائه داده است.
یکی از آثار گنجینه بانک اقتصاد نوین، اثر درخشانی از استاد زنده یاد فریده لاشایی ست که با تکنیک اکریلیک روی بوم در ابعاد: ۱۰۰ × ۷۰ سانتیمتر خلق شده است.

فریده لاشایی (۱۳۲۳ - ۶ اسفند ۱۳۹۱) از پیشرو ترین زنان نقاش نوگرا ایران است که با شاعرانگی خاص خودش طبیعتی متفاوت خلق می کند؛ آثار او همواره در ایتالیا، آلمان، آمریکا، سوئیس ، انگلستان، فرانسه و البته ایران، با استقبال جالب توجه روبرو شده است.
این نقاشی بدون عنوان فریده لاشایی که در کلکسیون گالری نوین بانک اقتصاد نوین نگهداری می شود را میتوان اثری مبتنی بر رابطه میان طبیعت، رنگ و تجربهای درونی دانست؛ اثری که در آن بازنمایی مستقیم واقعیت جای خود را به بیانی شاعرانه و تا اندازهای رازآلود داده است. در نگاه نخست، زمینه آبی گسترده، فرمی سبز و کشیده در بخش بالایی و ظرفی سرخرنگ در پایین تابلو توجه مخاطب را جلب میکنند. این عناصر در عین برخورداری از نشانههای قابلشناسایی، از تثبیت یک روایت قطعی سر باز میزنند.
آنچه اهمیت دارد، نحوه ارتباط آنها با یکدیگر و فضایی است که از برخورد رنگها، خطوط و سطوح پدید میآید. نقاشی مخاطب را به مشاهدهای آرام و تأملبرانگیز دعوت میکند؛ مشاهدهای که در آن، معنای اثر بهتدریج و از خلال تجربه بصری شکل میگیرد.

_کمپوزیسیون عمودی
ترکیببندی اثر زنده یاد فریده لاشایی بر محور عمودی استوار است. فرم سبز در نیمه بالایی تصویر قرار دارد و امتدادی باریک از آن به سمت ظرف قرمز در پایین کشیده میشود. این ارتباط عمودی، دو بخش تصویر را به یکدیگر پیوند میدهد و نوعی حرکت از بالا به پایین ایجاد میکند.
قرارگیری ظرف در بخش پایینی و نزدیک به محور مرکزی، در برابر گستردگی زمینه آبی، تضادی میان جرم و فضا به وجود آورده است. ظرف، بهرغم ابعاد محدودش، به دلیل رنگ گرم و شدت بصری خود، جایگاهی محوری دارد. در مقابل، فرم سبز با امتداد عمودی و حضور در بخش بالایی، نگاه را به سمت خود میکشاند.
فضای خالی پیرامون این عناصر نیز نقشی اساسی ایفا میکند. این فضای خالی صرفاً پسزمینهای برای نمایش موضوع نیست، بلکه بخشی فعال از ساختار ترکیببندی است. گستردگی آن باعث میشود عناصر تصویر در نوعی انزوا و فاصله از یکدیگر قرار گیرند؛ فاصلهای که همزمان امکان ارتباط میان آنها را فراهم میکند.

_ از انواع آبی معناگرا تا آن قرمز داغ
آبی، رنگ غالب پالت فریده لاشایی در این نقاشی ست که در کلکسیون گالری نوین بانک اقتصاد نوین نگهداری می شود.
انواع آبی سطح بوم را در اختیار می گیرد و طیفهای آبی، از آبیهای عمیق و تیره تا نواحی روشنتر و متمایل به فیروزهای، مانع از یکنواختی زمینه شده است. تغییرات رنگی، به سطح تصویر عمق میبخشند و کیفیتی سیال و جوی ایجاد میکنند.
آبی در این نقاشی میتواند تداعیگر سکون، فاصله، خلوت یا گسترهای نامتعین باشد؛ بااینحال، معنای آن بهطور کامل به این تداعیها محدود نمیشود. تغییرات شدت و تیرگی رنگ، نوعی ناپایداری بصری ایجاد میکنند که زمینه را از یک سطح خنثی به فضایی زنده تبدیل میکند.
در برابر این گستره سرد، قرمز ظرف حضوری پرقدرت دارد. تضاد رنگهای مکملگونه قرمز و آبی، موجب افزایش برجستگی ظرف و تمرکز نگاه بر بخش پایینی اثر میشود. قرمز در اینجا نهفقط بهعنوان رنگ یک شیء، بلکه همچون نیرویی تصویری عمل میکند که تعادل رنگی تابلو را تحت تأثیر قرار میدهد.
سبز روشن فرم بالایی نیز رابطهای پیچیده با آبی پیرامون دارد. نزدیکی نسبی این دو رنگ، امکان ادغام بصری آنها را فراهم میکند؛ درحالیکه تفاوت در روشنایی، فرم سبز را از زمینه جدا میسازد. حاصل این رابطه، حضوری است که همزمان آشکار و در حال محوشدن به نظر میرسد.

_ خط، فرم و کیفیت بیان
فرم سبز، با ساختاری کشیده و نامتقارن، مهمترین عنصر ارگانیک این نقاشی خانم فریده لاشایی است. خطوط پیرامونی آن کاملاً صلب و هندسی نیستند و در بخشهایی بهآرامی در رنگ زمینه حل میشوند. این ویژگی از قطعیت مرزها میکاهد و به فرم حالتی زنده و ناپایدار میبخشد.
امتداد باریک و سبزرنگی که از این فرم به سمت ظرف پایین میآید، پیوند میان دو عنصر اصلی را تقویت میکند. این امتداد را میتوان از نظر بصری همچون ساقهای گیاهی دریافت کرد؛ بااینحال، اهمیت آن بیش از آنکه به شناسایی دقیق موضوع وابسته باشد، در ایجاد ارتباط عمودی و هدایت نگاه است.
ظرف قرمز در مقابل، فرمی نسبتاً هندسی دارد، اما سطح آن با خطوط، خراشها و تغییرات رنگی پوشیده شده است. بنابراین، هندسه کلی ظرف با کیفیت آزاد و نقاشانه سطح آن در تضاد قرار میگیرد. این تقابل میان فرم نسبتاً منظم و اجرای آزاد، به اثر تنشی ظریف میبخشد.

_بافت بیان گرا
سطح نقاشی از یکنواختی فاصله دارد. رد قلممو، لایههای رنگی و تغییرات شدت رنگ در نقاط مختلف قابلمشاهدهاند. این ویژگیها نشان میدهند که سطح بوم صرفاً پوششی برای نمایش موضوع نیست، بلکه خود به یکی از عناصر اصلی بیان تبدیل شده است.
در ظرف قرمز، خطوط متعدد و آثار حرکت ابزار نقاشی آشکارترند. این ردها، سطحی زنده و تا اندازهای ناآرام ایجاد میکنند. در زمینه آبی نیز تغییرات لایهها و تیرگی و روشنیها، عمق بصری را بدون اتکا به پرسپکتیو خطی شکل میدهند.
باید توجه داشت که بافت اثر علاوه بر جنبه فیزیکی در نحوه دریافت مخاطب نیز مؤثر است. چشم میان سطوح آرامتر و نواحی پرتحرک حرکت میکند و از این طریق، ریتمی دیداری شکل میگیرد.

_ فضا، عمق ، نور
فضای نقاشی نه کاملاً دوبعدی است و نه از قواعد متعارف بازنمایی سهبعدی پیروی میکند. عمق بیشتر از طریق همپوشانی رنگها، تغییرات روشنایی، محوشدن مرزها و تفاوت میان فرمهای روشن و زمینههای تیره ساخته میشود.
در این میان، فرم سبز به دلیل روشنایی بیشتر، به سطح تصویر نزدیکتر به نظر میرسد؛ درحالیکه بخشهایی از زمینه آبی، عمقی نامشخص و دوردست القا میکنند. بااینحال، نبود یک منبع نور مشخص و سایهپردازی واقعگرایانه، فضا را از منطق طبیعیگرایانه دور میکند.
این ابهام فضایی، یکی از ویژگیهای مهم اثر است. مخاطب نمیتواند بهآسانی موقعیت دقیق عناصر را در یک محیط واقعی تعیین کند و ناچار میشود به روابط رنگی و حسی تصویر توجه کند.

_تعادل، ریتم و حرکت چشم
تعادل این نقاشی فریده لاشایی بر پایه تقارن شکل نگرفته است. فرم سبز در قسمت بالایی و ظرف قرمز در پایین، با وجود تفاوت در شکل، اندازه و رنگ، یکدیگر را در امتداد محور عمودی متعادل میکنند.
ریتم اثر از تکرار مستقیم عناصر حاصل نمیشود، بلکه از تغییرات رنگ، حرکت خطوط و امتداد فرمها شکل میگیرد. نگاه ابتدا به فرم روشن سبز جذب میشود، سپس امتداد باریک آن را دنبال میکند و سرانجام به ظرف قرمز میرسد. پس از آن، گستره آبی نگاه را به بخشهای دیگر تصویر بازمیگرداند.
این گردش دیداری، ساختاری پیوسته ایجاد میکند که در آن هیچ عنصر کاملاً مستقل از سایر بخشها نیست.

_ معنا، نمادپردازی و خوانش مفهومی
یکی از ویژگیهای قابلتوجه این نقاشی زنده یاد فریده لاشایی که در کلکسیون گالری نوین بانک اقتصاد نوین نگهداری می شود، امکان خوانش نمادین آن بدون ضرورت تثبیت معنایی واحد است. فرم سبز میتواند یادآور برگ، گیاه یا نشانهای از رشد و حیات باشد و ظرف قرمز نیز امکان تداعی یک بستر، منبع یا نقطه تمرکز را فراهم میکند. بااینحال، این برداشتها باید بهعنوان تفسیرهای احتمالی در نظر گرفته شوند، نه معنای قطعی اثر.
رابطه میان فرم سبز و ظرف قرمز، پرسشی درباره پیوند حیات و بستر آن مطرح میکند: آیا با تصویری از رشد مواجهیم یا با حضوری شکننده که در فضایی گسترده و مبهم معلق مانده است؟ زمینه آبی، با حذف نشانههای روشن مکانی، این پرسش را بیپاسخ باقی میگذارد.
از این منظر، نقاشی را میتوان تصویری از رابطه میان حضور و غیاب، استقرار و تعلیق، یا آشکارشدن و محوشدن دانست. معنا در این اثر بیشتر از طریق روابط بصری شکل میگیرد تا روایتپردازی مستقیم.

_ زیبایی در سادگی ست
این نقاشی فریده لاشایی را میتوان اثری دانست که قدرت آن در سادگی ظاهری عناصر و پیچیدگی روابط میان آنها نهفته است.
گستره آبی، فرم سبز و ظرف قرمز، مجموعهای محدود از عناصر را تشکیل میدهند؛ اما تضاد رنگی، سازماندهی عمودی، بافتهای متنوع و فضای مبهم، ظرفیت تفسیری گستردهای به تصویر میبخشند.
نقطه قوت اثر، پرهیز از توضیح مستقیم و تکیه بر زبان مستقل نقاشی است. رنگ، خط، بافت و فضای خالی بهگونهای سازمان یافتهاند که مخاطب را به تجربهای فراتر از شناسایی موضوع دعوت میکنند. در اینجا، طبیعت نه لزوماً بهصورت منظرهای قابلشناسایی، بلکه همچون تجربهای ذهنی و حسی ظاهر میشود.
ارزش این نقاشی را میتوان در ایجاد تعادلی میان حضور و ابهام، ساختار و آزادی، و سکون و حرکت جستوجو کرد؛ تعادلی که تصویر را از یک بازنمایی ساده فراتر میبرد و به فضایی برای تأمل بصری و تجربه شخصی تبدیل میکند.

_گالری نوین بانک اقتصاد نوین
بانک اقتصاد نوین www.enbank.ir نخستین بانک خصوصی ایران، از همان سالهای آغازین فعالیت خود در مرداد ۱۳۸۰، نگاهی فراتر از مناسبات متعارف اقتصادی به مفهوم توسعه داشت؛ نگاهی که فرهنگ و هنر را نه حوزهای حاشیهای، بلکه بخشی جداییناپذیر از سرمایه اجتماعی و فرهنگی کشور میدانست.
در بیش از دو دهه گذشته، بانک اقتصادنوین با گردآوری مجموعهای ارزشمند از آثار هنری برجسته ایران، گنجینهای متشکل از بیش از یکصد اثر از هنرمندان نامدار و جریانساز هنر مدرن و معاصر را شکل داده است؛ گنجینهای که تنها یک مجموعه سازمانی نیست، بلکه روایتی تصویری از بخشی از تاریخ هنر ایران در سالهای اخیر به شمار میرود.

تأسیس گالری نوین و برگزاری نمایشگاههای ادواری از آثار این مجموعه نیز نشان داد که بانک اقتصاد نوین هنر را صرفاً برای نگهداری در مخازن و فضاهای اداری گردآوری نکرده است، بلکه کوشیده است امکان دیدهشدن و گفتوگو پیرامون این آثار را برای مخاطبان و جامعه هنری فراهم آورد. در دورانی که بسیاری از آثار شاخص هنر معاصر ایران در مجموعههای خصوصی دور از دسترس عموم نگهداری میشوند، نمایش عمومی این آثار به معنای مشارکت در گردش فرهنگی و تقویت ارتباط جامعه با میراث هنری معاصر است.
امروزه در جهان، نهادهای مالی بزرگ تنها با شاخصهای اقتصادی سنجیده نمیشوند. نقش آنان در ارتقای کیفیت زندگی، توسعه فرهنگی و حمایت از خلاقیت نیز بخشی از اعتبار و جایگاه اجتماعی آنها را شکل میدهد. تجربه بسیاری از بانکها و مؤسسات مالی معتبر جهان نشان میدهد که هنر میتواند پلی میان اقتصاد، فرهنگ و جامعه باشد؛ پلی که از رهگذر آن، سرمایه مالی به سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی تبدیل میشود.

همزمان با فرارسیدن بیستوپنجمین سال تأسیس بانک اقتصاد نوین، این نهاد اقتصادی موفق در نقطهای مهم از تاریخ خود ایستاده است؛ نقطهای که میتواند آغازگر فصلی تازه در نسبت میان اقتصاد و فرهنگ باشد.
مدیران بانک اقتصاد نوین در تدارک ارائه تعریفی نوین از حضور یک نهاد مالی در عرصه هنر هستند؛ تعریفی که از مرز مجموعهداری و نمایش آثار فراتر رفته و بر حمایت مؤثر از زیستبوم هنر ایران، تقویت اقتصاد خلاق، گسترش دسترسی عمومی به هنر و ایجاد بسترهای تازه برای تعامل میان هنرمندان، مخاطبان و بخش خصوصی استوار خواهد بود.
در شرایطی که جوامع امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایههای فرهنگی برای تقویت امید اجتماعی، گفتوگوی جمعی و بازآفرینی هویت نیاز دارند، ورود فعال و هدفمند نهادهای اقتصادی به حوزه هنر میتواند نقشی فراتر از حمایت مالی ایفا کند. چنین حضوری در واقع سرمایهگذاری بر آینده فرهنگی جامعه است؛ آیندهای که در آن توسعه اقتصادی و توسعه فرهنگی در امتداد یکدیگر معنا پیدا میکنند.

ربع قرن فعالیت بانک اقتصاد نوین، فرصت مناسبی ست تا این بانک بار دیگر نقش پیشگام خود را به نمایش بگذارد؛ این بار نه فقط در عرصه بانکداری خصوصی، بلکه در شکلدهی به الگویی تازه از مشارکت نهادهای اقتصادی در حیات فرهنگی و هنری ایران.