آرمانشهر "پرویز کلانتری" در کلکسیون گالری نوین بانک اقتصاد نوین
این صحنه های کویری را هر کس از دور هم ببیند می داند نقاشی از پرویز کلانتری ست؛ استاد نقاش در این لوکیشن ها یک مکان آرمانی، یک آرمانشهر، سرزمین موعود آکنده از آرامش، تعادل، زیبایی و سعادت را آفریده است در حالی که در هیچ یک از این آثار حتی یک انسان حضور فیزیکی ندارد.
ایران آرت : بانک اقتصاد نوین، نخستین بانک خصوصی ایران، از بدو تاسیس، حضوری پررنگ در هنر ایران داشته و با گردآوری گنجینه ای فاخر و تاسیس گالری نوین، چهره ای پیشگام در نمایش زیست بوم هنر ایران ارائه داده است.
یکی از آثار گنجینه بانک اقتصاد نوین، اثر درخشانی از استاد زنده یاد پرویز کلانتری[فروردین ۱۳۱۰ اردیبهشتماه ۱۳۹۵ ] ست که در ابعاد ۷۰×۱۰۰ سانتی متر با تکنیک ترکیب مواد روی بوم خلق شده است. این اثر از مهم ترین سری نقاشی پرویز کلانتری موسوم به نقاشی های کاهگلی ست که که از ۱۳۵۳ خلق آنها را آغاز کرده است.

استاد زنده یاد پرویز کلانتری هنر را آکادمیک فراگرفت؛ نام او با نقاشی کتب درسی ایران و نیز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیوند خورده است؛ یک اثر از آثار این نقاش برجسته، در فهرست تمبرهای ویژه سازمان ملل به چاپ رسیده است. هم چنین تابلوی مشهور "شهر ایرانی از نگاه نقاش ایرانی" او در مقر سازمان ملل در نایروبی قرار دارد.
نقاشیهای کاهگلی به امضای خاص کلانتری بدل شده است؛ او می گفت: "من نقاش مناظر خاک آلود مملکتم هستم"، اما در واقع پرویز کلانتری هماره در این آثار یک آرمانشهر، بافتار آرمانی ، یک سرزمین موعود آکنده از آرامش، تعادل، زیبایی و سعادت را آفریده است در حالی که در هیچ یک از این آثار حتی یک انسان حضور فیزیکی ندارد.
نقاشی زنده یاد پرویز کلانتری که در کلکسیون گالری نوین بانک اقتصاد نوین نگهداری می شود تنها یک نقاشی نیست؛ بلکه دریچهای است به حافظهی جمعی یک ملت، به روزگاری که خشت، آفتاب و سایههای آرام عصرگاهی بر دیوار خانهها معنا میآفریدند.
نقاشی های پرویز کلانتری، فراتر از یک بازنمایی صرف از معماری سنتی است؛ استاد نقاش تصویری از سبک زندگی، نوع زیستن و مناسبات اجتماعی گذشته را به تصویر میکشد؛ خانههایی رو به درون، حیاطهایی پر از درخت و کوچههایی که نه تنها محل عبور، که فضای تعاملات انسانی بودند. گویی او در این قاب، هم یاد آن روزها را زنده میکند و هم تلویحاً نقدی بر گسست امروزی انسان با ریشهها و محیط زندگیاش دارد.
در نقاشیهای پرویز کلانتری، خانهها تنها بناهایی برای سکونت نیستند؛ دیوارهای کاهگلی، گنبدها، درهای چوبی و درختان، هر یک بخشی از حافظهای جمعیاند؛ خاطرهای از سرزمینی که در آن معماری، طبیعت و زندگی انسانی هنوز از یکدیگر جدا نشدهاند.
_ معماری شخصیت اصلی نقاشی
در این نقاشی با ابعاد ۷۰ × ۱۰۰ سانتیمتر که در کلکسیون گالری نوین بانک اقتصاد نوین نگهداری می شود، معماری بومی، زیست ایرانی منظرهای میان واقعیت و خاطره، میان جغرافیا و خیال بازآفرینی شده است.
در نگاه نخست، مجموعهای از خانههای خشتی، گنبدها و درختان در گسترهای افقی دیده میشود. اما با مکث بیشتر، نظم پنهان تصویر آشکار میشود؛ گنبدها، قوسها، دیوارها و درختان در کنار یکدیگر ریتمی آرام و موسیقایی میسازند.
چشم از یک فرم به فرم دیگر حرکت میکند و در این گردش، روستا نه به مجموعهای از خانهها، بلکه به موجودیتی زنده و یکپارچه تبدیل میشود.
در این اثر، معماری پسزمینه نیست؛ شخصیت اصلی نقاشی است: خانهها به زمین پیرامون خود پیوند خوردهاند. رنگ دیوارها و گنبدها از همان طیف خاکی زمین میآید و همین امر، مرز میان طبیعت و معماری را کمرنگ میکند. گویی خانهها از دل خاک روییدهاند و بخشی از همان سرزمینی هستند که بر آن بنا شدهاند.
این ویژگی، یکی از مهمترین وجوه جهان تصویری کلانتری است: تبدیل عناصر بهظاهر ساده و روزمره ــ خانه، دیوار، خاک، درخت و روستا ــ به نشانههایی از هویت فرهنگی و حافظه ایرانی. در اینجا، معماری فقط شکل نیست؛ روایت شیوهای از زندگی است.

_ گنبدهایی میان خاک و آسمان
در میان رنگهای گرم و خاکی اثر، لکههای محدود اما مؤثر آبی، اهمیت ویژهای دارند. گنبد مرکزی با نوار آبی، یکی از مهمترین نقاط تمرکز بصری نقاشی است.
آبی در این ترکیببندی، در برابر جهان خاکی اثر قرار میگیرد؛ همچون نشانهای از آسمان، آب، خنکی و امید. این رنگ، سکوت گرم و خاکی تصویر را میشکند و به آن انرژی میبخشد.
گنبدها نیز تنها عناصر معماری نیستند. آنها در ساختار تصویری اثر، نوعی حرکت عمودی ایجاد میکنند؛ حرکتی که از زمین و خانه آغاز میشود و به سوی آسمان امتداد مییابد.
_ رنگهایی که از اقلیم میآیند
پالت رنگی اثر، بهطور عمده بر طیفهای خاکی، نخودی، قهوهای، اکر و سبزهای خاموش استوار است. این انتخاب رنگی کاملاً با فضای معماری و اقلیمی تصویر هماهنگ است.
اما در میان این رنگهای خاموش، لکههای زرد، قرمز و سبز گیاهان ظاهر میشوند؛ لکههایی که همچون نشانههای زندگی از دل خشکی سربرآوردهاند.
درختان در این نقاشی صرفاً عناصر تزئینی نیستند. آنها در برابر دیوارها و خانههای خاکی، نقش نیروی حیاتی منظره را بر عهده دارند. اگر معماری نماینده سکون و ماندگاری است، درختان نشانه رشد، تغییر و زندگیاند. از همینرو، یکی از مهمترین تضادهای اثر، تقابل میان خاک و زندگی است.
_ بدون آدمها؛ اما سرشار از حضور انسان
به مانند رویه همیشگی نقاشی های استاد زنده یاد پرویز کلانتری، انسانی دیده نمیشود. با این حال، همهچیز از حضور انسان حکایت دارد.
خانهها ساخته انساناند؛ دیوارها، درها و مسیرهای میان آنها نیز. انسان در تصویر غایب است، اما آثار حضورش همهجا دیده میشود.
این غیاب، کیفیتی شاعرانه به اثر میبخشد. درهای بسته و ورودیهای تاریک، فضاهایی را پیش روی مخاطب قرار میدهند که امکان دیدن درونشان وجود ندارد. پشت هر در، میتوان زندگیای را تصور کرد؛ خانوادهای، خاطرهای یا داستانی که نقاش آن را به مخاطب واگذار کرده است.
به این ترتیب، کلانتری روستا را به تصویری از حضور انسان از طریق غیاب او تبدیل میکند.
برخی منتقدین هنری نیز معتقدند حذف انسان از سوی استاد نقاش در واقع اعتراض او به رفتار آدم ها در قبال این هویت و نوستالژی از یاد رفته است.

_سادگیای که حاصل حذف آگاهانه است
فرمهای نقاشی سادهاند؛ خانهها با حجمهای ابتدایی، گنبدها با خطوط نرم، درختان با فرمهایی خلاصهشده و درها با کمترین جزئیات ساخته شدهاند.
کلانتری جزئیات غیرضروری را حذف میکند تا به جوهره فرم برسد. یک قوس، یک در چوبی یا یک گنبد کافی است تا یک معماری کامل در ذهن مخاطب شکل بگیرد.
این ویژگی، ارتباطی عمیق با تجربه طولانی کلانتری در حوزه تصویرگری دارد؛ جایی که هنرمند میآموزد چگونه با کمترین عناصر، بیشترین روایت را ایجاد کند.
از همینرو، آثار او در مرز میان نقاشی و تصویرگری حرکت میکنند؛ تصویری که هم واجد ارزشهای مستقل نقاشانه است و هم ظرفیت روایتگری بالایی دارد.
_ نقاشیای درباره خاک و هویت
در جهان هنری پرویز کلانتری، خاک فقط یک رنگ نیست. خاک میتواند ماده، موضوع و حافظه باشد. در آثار مرتبط با تجربههای او در نقاشی کاهگلی، پیوند میان ماده اثر و موضوع آن اهمیتی ویژه پیدا میکند. کلانتری از طریق استفاده از عناصر و بافتهای زمینی، فاصله میان «تصویر خاک» و «خود خاک» را کاهش میدهد.
به همین دلیل، در مواجهه با چنین آثاری، این پرسش اهمیت پیدا میکند که آیا نقاشی صرفاً تصویری از یک معماری خشتی است یا خود نیز میکوشد بخشی از تجربه مادی آن معماری را به مخاطب منتقل کند. در اینجا، خاک به نشانهای از بازگشت تبدیل میشود: خانه از زمین ساخته میشود، انسان در آن زندگی میکند و سرانجام همهچیز دوباره به زمین بازمیگردد.
_ ایرانِ بهیادآوردهشده
این نقاشی مکان مشخصی را معرفی نمیکند. نام و موقعیت جغرافیایی و زمان دقیق آن مشخص نیست. همین امر، اثر را از یک منظره مستند جدا میکند.
آنچه کلانتری میسازد، بیش از آنکه ثبت یک مکان باشد، تصویر یک ایرانِ بهیادآوردهشده است.
ایرانی که در آن خانهها به زمین نزدیکاند، معماری با اقلیم سازگار است و طبیعت، هرچند در محیطی خشک، همچنان امکان زندگی را فراهم میکند.
به همین دلیل، نقاشی کیفیتی نوستالژیک دارد؛ اما این نوستالژی از طریق روایت مستقیم ساخته نمیشود. رنگها، فرمها، دیوارهای خاکی و درهای چوبیاند که خاطره را فعال میکنند.

_ ثبت یک سبک زندگی
خانههای این نقاشی جدا از یکدیگر نیستند. دیوارها ادامه پیدا میکنند، گنبدها در کنار هم قرار میگیرند و درختان در میان معماری رشد میکنند.
مکان در اینجا مجموعهای از خانههای منفرد نیست؛ یک ساختار جمعی است. این ویژگی، تصویری از نوعی زیست را به ذهن میآورد که در آن فرد و جامعه، خانه و فضای عمومی، طبیعت و معماری، پیوندی نزدیکتر از جهان امروز دارند. در این معنا، کلانتری تنها معماری را نقاشی نمیکند؛ او نوعی شیوه زندگی را به تصویر میکشد.
_یک منظره، یک خاطره
نقاشی پرویز کلانتری در نهایت، بیش از آنکه درباره مکانی مشخص باشد، درباره رابطه انسان با خانه و زمین است.
در این اثر، خاک به رنگ تبدیل میشود، معماری به خاطره بدل میگردد، گنبدها میان زمین و آسمان قرار میگیرند و خانههای خاموش، حضور انسان را از طریق غیاب او آشکار میکنند.
قدرت اثر در همین سادگی ظاهری نهفته است. کلانتری با چند رنگ، چند فرم و مجموعهای از معماریهای بومی، جهانی میسازد که برای بسیاری از مخاطبان ایرانی، آشنا و در عین حال دور از دسترس است؛ جهانی که شاید بیش از آنکه در جغرافیای امروز وجود داشته باشد، در حافظه ما زندگی میکند.
این نقاشی، تصویر یک جای مشخص نیست؛ تصویر خاطرهای جمعی از سرزمینی است که در آن انسان، خانه و خاک هنوز از یکدیگر جدا نشدهاند.

_گالری نوین بانک اقتصاد نوین
بانک اقتصاد نوین www.enbank.ir نخستین بانک خصوصی ایران، از همان سالهای آغازین فعالیت خود در مرداد ۱۳۸۰، نگاهی فراتر از مناسبات متعارف اقتصادی به مفهوم توسعه داشت؛ نگاهی که فرهنگ و هنر را نه حوزهای حاشیهای، بلکه بخشی جداییناپذیر از سرمایه اجتماعی و فرهنگی کشور میدانست.
در بیش از دو دهه گذشته، این بانک با گردآوری مجموعهای ارزشمند از آثار هنری برجسته ایران، گنجینهای متشکل از بیش از یکصد اثر از هنرمندان نامدار و جریانساز هنر مدرن و معاصر را شکل داده است؛ گنجینهای که تنها یک مجموعه سازمانی نیست، بلکه روایتی تصویری از بخشی از تاریخ هنر ایران در سالهای اخیر به شمار میرود.
تأسیس گالری نوین و برگزاری نمایشگاههای ادواری از آثار این مجموعه نیز نشان داد که بانک اقتصاد نوین هنر را صرفاً برای نگهداری در مخازن و فضاهای اداری گردآوری نکرده است، بلکه کوشیده است امکان دیدهشدن و گفتوگو پیرامون این آثار را برای مخاطبان و جامعه هنری فراهم آورد. در دورانی که بسیاری از آثار شاخص هنر معاصر ایران در مجموعههای خصوصی دور از دسترس عموم نگهداری میشوند، نمایش عمومی این آثار به معنای مشارکت در گردش فرهنگی و تقویت ارتباط جامعه با میراث هنری معاصر است.
امروزه در جهان، نهادهای مالی بزرگ تنها با شاخصهای اقتصادی سنجیده نمیشوند. نقش آنان در ارتقای کیفیت زندگی، توسعه فرهنگی و حمایت از خلاقیت نیز بخشی از اعتبار و جایگاه اجتماعی آنها را شکل میدهد. تجربه بسیاری از بانکها و مؤسسات مالی معتبر جهان نشان میدهد که هنر میتواند پلی میان اقتصاد، فرهنگ و جامعه باشد؛ پلی که از رهگذر آن، سرمایه مالی به سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی تبدیل میشود.
اکنون و در آستانه مرداد ۱۴۰۵، همزمان با فرارسیدن بیستوپنجمین سال تأسیس بانک اقتصاد نوین، این نهاد اقتصادی موفق در نقطهای مهم از تاریخ خود ایستاده است؛ نقطهای که میتواند آغازگر فصلی تازه در نسبت میان اقتصاد و فرهنگ باشد.
مدیران بانک اقتصاد نوین در تدارک ارائه تعریفی نوین از حضور یک نهاد مالی در عرصه هنر هستند؛ تعریفی که از مرز مجموعهداری و نمایش آثار فراتر رفته و بر حمایت مؤثر از زیستبوم هنر ایران، تقویت اقتصاد خلاق، گسترش دسترسی عمومی به هنر و ایجاد بسترهای تازه برای تعامل میان هنرمندان، مخاطبان و بخش خصوصی استوار خواهد بود.
در شرایطی که جوامع امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایههای فرهنگی برای تقویت امید اجتماعی، گفتوگوی جمعی و بازآفرینی هویت نیاز دارند، ورود فعال و هدفمند نهادهای اقتصادی به حوزه هنر میتواند نقشی فراتر از حمایت مالی ایفا کند. چنین حضوری در واقع سرمایهگذاری بر آینده فرهنگی جامعه است؛ آیندهای که در آن توسعه اقتصادی و توسعه فرهنگی در امتداد یکدیگر معنا پیدا میکنند.
ربع قرن فعالیت بانک اقتصاد نوین، فرصت مناسبی ست تا این بانک بار دیگر نقش پیشگام خود را به نمایش بگذارد؛ این بار نه فقط در عرصه بانکداری خصوصی، بلکه در شکلدهی به الگویی تازه از مشارکت نهادهای اقتصادی در حیات فرهنگی و هنری ایران.