EN

سیدمحمد عمرانی: وقتی یک اثر هنری برای دومین بار فروخته می‌شود؛ بازار اولیه و بازار ثانویه چگونه ارزش یک اثر را می‌سازند؟

بازار اولیه و بازار ثانویه یکی از ساده‌ترین و در عین حال مهم‌ترین راه‌ها برای فهمیدن این است که قیمت یک اثر هنری چگونه شکل می‌گیرد،

سیدمحمد عمرانی: وقتی یک اثر هنری برای دومین بار فروخته می‌شود؛ بازار اولیه و بازار ثانویه چگونه ارزش یک اثر را می‌سازند؟

ایران آرت: سیدمحمد عمرانی، کارشناس اقتصاد هنر :

در بازار هنر، همه فروش‌ها شبیه هم نیستند.

ممکن است یک تابلو در یک گالری به فروش برسد، سال‌ها بعد همان اثر در یک حراجی ظاهر شود و بار دیگر معامله شود. هر دو اتفاق را می‌توان «فروش اثر هنری» نامید، اما از منظر اقتصاد هنر، این دو معامله در دو جهان متفاوت اتفاق افتاده‌اند: بازار اولیه و بازار ثانویه.

شناخت این دو بازار، یکی از ساده‌ترین و در عین حال مهم‌ترین راه‌ها برای فهمیدن این است که قیمت یک اثر هنری چگونه شکل می‌گیرد، چه کسی آن را تعیین می‌کند و چگونه یک هنرمند از یک نام تازه‌وارد به یک «برند هنری» تبدیل می‌شود.

 

_ بازار اولیه؛ جایی که اثر برای نخستین‌بار وارد اقتصاد هنر می‌شود

 

بازار اولیه، نقطه شروع زندگی اقتصادی یک اثر است. هنرمند اثر را خلق کرده و اثر برای نخستین‌بار به خریدار عرضه می‌شود. این اتفاق ممکن است در یک گالری، نمایشگاه انفرادی، نمایشگاه گروهی، آرت‌فر، استودیو یا حتی از طریق یک پلتفرم آنلاین رخ دهد.

برای مثال، تصور کنید یک هنرمند نقاشی تازه‌ای خلق کرده است. گالری او این اثر را برای نخستین‌بار با قیمت ۱۵ هزار دلار عرضه می‌کند و یک مجموعه‌دار آن را خریداری می‌کند. این معامله، بازار اولیه است.

در اینجا هنوز سابقه‌ای از خریدوفروش اثر وجود ندارد. قیمت، بیش از آنکه نتیجه یک سابقه معاملاتی باشد، بر اساس عواملی مانند جایگاه هنرمند، سابقه نمایشگاه‌ها، اندازه و تکنیک اثر، دوره خلق، کیفیت اثر، سیاست گالری و البته میزان تقاضا شکل می‌گیرد.

به همین دلیل، بازار اولیه را می‌توان جایی دانست که قیمت اولیه یک اثر ساخته می‌شود.

گالری در این مرحله فقط یک فروشنده نیست. در بسیاری از موارد، نقش آن چیزی فراتر از عرضه یک تابلو است: گالری برای هنرمند روایت می‌سازد، نمایشگاه برگزار می‌کند، مخاطب و مجموعه‌دار پیدا می‌کند، قیمت‌گذاری می‌کند و به تدریج جایگاه هنرمند را در بازار تثبیت می‌کند.

بنابراین، در بازار اولیه، فروش اثر تنها یک معامله اقتصادی نیست؛ بخشی از فرایند ساختن بازار برای یک هنرمند است.

سیدمحمد عمرانی

_ اما داستان اثر بعد از اولین فروش تمام نمی‌شود

 

اتفاقاً بخش جذاب‌تر ماجرا ممکن است از همین‌جا آغاز شود.

مجموعه‌داری که آن نقاشی را ۱۵ هزار دلار خریده، ممکن است پنج سال بعد تصمیم بگیرد آن را بفروشد. حالا اثر دیگر مستقیماً از هنرمند به خریدار نمی‌رود؛ یک مالک در میان وجود دارد. اثر وارد مرحله دیگری از زندگی خود شده است: بازار ثانویه.

در این بازار، اثر هنری برای نخستین‌بار نیست که فروخته می‌شود؛ بلکه دوباره معامله می‌شود.

این فروش می‌تواند از طریق یک حراجی بزرگ، یک گالری فعال در بازار ثانویه، یک معامله خصوصی میان مجموعه‌داران یا یک دلال تخصصی انجام شود.

فرض کنیم همان اثر ۱۵ هزار دلاری، پنج سال بعد در یک حراجی با قیمت ۷۰ هزار دلار فروخته شود. این معامله دیگر بازار اولیه نیست؛ یک معامله ثانویه است.

 

_ بازار ثانویه؛ جایی که قیمت آزموده می‌شود

 

اگر بازار اولیه محل «قیمت‌گذاری» باشد، بازار ثانویه را می‌توان محل آزمون قیمت دانست. در بازار اولیه ممکن است گالری بگوید این اثر ۱۵ هزار دلار می‌ارزد. اما بازار ثانویه سؤال دیگری مطرح می‌کند: آیا واقعاً کسی حاضر است برای آن ۱۵ هزار دلار، ۳۰ هزار دلار یا ۷۰ هزار دلار بپردازد؟

اینجاست که نقش حراجی‌ها و معاملات ثانویه اهمیت پیدا می‌کند.

وقتی اثری در یک حراجی عرضه می‌شود، قیمت آن در برابر مجموعه‌ای از خریداران قرار می‌گیرد. رقابت میان آنها می‌تواند قیمت را بالا ببرد، یا نبود تقاضای کافی می‌تواند نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم بزند. به این ترتیب، بازار ثانویه به یکی از مهم‌ترین مکان‌های Price Discovery یا «کشف قیمت» در بازار هنر تبدیل می‌شود.

قیمتی که در یک معامله ثانویه شکل می‌گیرد، فقط ارزش همان اثر را نشان نمی‌دهد؛ گاهی می‌تواند بر تصور بازار از ارزش آثار دیگر همان هنرمند نیز تأثیر بگذارد.

 

_ حراجی‌ها؛ ویترین بازار ثانویه

 

حراجی‌های بزرگ جهان مانند کریستیز ساتبیز ، بونامز ، فیلیپس .... از شناخته‌شده‌ترین بازیگران بازار ثانویه هنر هستند.

اما یک نکته ظریف وجود دارد: حراجی به خودی خود مترادف بازار ثانویه نیست.

آنچه یک معامله را اولیه یا ثانویه می‌کند، محل فروش نیست؛ بلکه سابقه مالکیت اثر و اینکه آیا اثر پیش‌تر وارد بازار شده است یا نه، اهمیت دارد.

بنابراین اگر یک اثر قبلاً در اختیار یک مجموعه‌دار بوده و حالا در حراجی فروخته شود، معامله ثانویه است.

در مقابل، اگر اثری برای نخستین‌بار مستقیماً از سوی هنرمند یا نماینده او عرضه شود، ماهیت معامله می‌تواند اولیه باشد؛ حتی اگر محل عرضه، یک پلتفرم یا سازوکار غیرمعمول باشد.

سیدمحمد عمرانی

_ چرا بازار ثانویه برای هنرمند اهمیت دارد؟

 

شاید در نگاه اول به نظر برسد که بازار ثانویه چندان به هنرمند مربوط نیست. بالاخره اثر قبلاً فروخته شده و حالا دو نفر دیگر درباره قیمت آن مذاکره می‌کنند.

اما واقعیت دقیقاً برعکس است.

بازار ثانویه می‌تواند به شکل چشمگیری بر اعتبار و ارزش اقتصادی یک هنرمند تأثیر بگذارد. تصور کنید آثار یک هنرمند در بازار اولیه با قیمت ۲۰ هزار دلار عرضه می‌شوند، اما چند سال بعد، آثار او در بازار ثانویه با قیمت‌های ۵۰، ۸۰ یا ۱۰۰ هزار دلار معامله می‌شوند.

این اتفاق یک پیام قدرتمند برای بازار دارد: تقاضا برای این هنرمند فقط یک ادعا نیست؛ بازار حاضر است برای آثار او پول بیشتری بپردازد.

از همین‌جا ممکن است قیمت‌های بازار اولیه نیز تغییر کند.

گالری می‌تواند قیمت آثار جدید هنرمند را افزایش دهد، مجموعه‌داران بیشتری به سراغ او بیایند و توجه موزه‌ها، منتقدان و مؤسسات هنری نیز بیشتر شود.

در واقع، بازار اولیه و ثانویه دو جزیره جدا از هم نیستند؛ آنها دائماً بر یکدیگر اثر می‌گذارند.

 

_ یک چرخه دائمی

 

هر بار که اثر دوباره معامله می‌شود، اطلاعات بیشتری درباره ارزش آن در بازار شکل می‌گیرد.

سابقه فروش، قیمت معامله، خریداران، نمایشگاه‌ها و میزان تقاضا به تدریج به بخشی از «رزومه اقتصادی» اثر تبدیل می‌شوند.

به همین دلیل، در بازار هنر فقط خود اثر اهمیت ندارد؛ سابقه آن نیز ارزشمند است.

یک اثر ممکن است همان اثر فیزیکی باشد، اما پس از چند معامله موفق، با یک سابقه قیمتی و اعتباری کاملاً متفاوت در بازار ظاهر شود.

سیدمحمد عمرانی

_ و اینجا مفهوم «بازارسازی» وارد می‌شود

 

درک تفاوت بازار اولیه و ثانویه، ما را به یکی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصاد هنر می‌رساند: ساختن بازار برای یک هنرمند.

یک هنرمند برای تبدیل شدن به یک نام مهم در بازار، صرفاً به آثار خوب نیاز ندارد. او به نمایشگاه، گالری، مجموعه‌دار، منتقد، موزه، رسانه، حراجی و در نهایت به یک شبکه اقتصادی و فرهنگی نیاز دارد که بتواند ارزش آثارش را در طول زمان تثبیت کند.

بازار اولیه معمولاً جایی است که این مسیر آغاز می‌شود.

بازار ثانویه جایی است که بازار، این ارزش را آزمایش می‌کند.

و هنگامی که این دو بازار در یک چرخه سالم به یکدیگر متصل شوند، اتفاق مهم‌تری رخ می‌دهد:

یک اثر هنری از یک محصول فرهنگی به یک دارایی دارای سابقه، قیمت و جایگاه در بازار تبدیل می‌شود.

البته این به معنای آن نیست که ارزش هنر را می‌توان فقط با قیمت اندازه گرفت. هنر همچنان پیش از آنکه کالا باشد، یک محصول فرهنگی، زیبایی‌شناختی و فکری است.

اما در اقتصاد هنر، فهمیدن اینکه چه کسی اثر را برای نخستین‌بار می‌فروشد، چه کسی آن را دوباره می‌فروشد و قیمت آن در هر مرحله چگونه تغییر می‌کند، برای فهم سازوکار بازار ضروری است.

در نهایت، بازار اولیه جایی است که اثر وارد بازار می‌شود؛ بازار ثانویه جایی است که ارزش آن دوباره به رأی بازار گذاشته می‌شود.

و شاید بتوان تفاوت این دو را در یک جمله خلاصه کرد:

بازار اولیه برای یک اثر، قیمت آغازین می‌سازد؛ بازار ثانویه به آن قیمت سابقه می‌دهد.

ارسال نظر