محبوبه کاظمی، رضا مافی، موزه هنرهای معاصر تهران؛ خوانش نوین از انسان هنرمند
رضا مافی تنها ۳۹ سال زندگی کرد، اما در همین عمر کوتاه، با نوآوری و نبوغ منحصربهفرد خود، یکی از مهمترین و بنیادیترین تحولات را در خوشنویسی و نقاشیخط معاصر ایران رقم زد. محبوبه کاظمی بنیانگذار و مدیر گالری ترانه باران با کیوریتوری نمایشگاه پژوهشی در موزه هنرهای معاصر تهران، رضا مافی و آثارش را متفاوت به تماشای نوین گذاشت.
ایران آرت : گاهی یک نمایشگاه، فراتر از یک نمایش جلوه میکند؛ چیدمان آثار و نشانههای مختلف بر دیوارهای یک موزه، بهانهای میشوند برای یادآوری چیزی فراتر از هنر: یک هنرمند، یک دوره تاریخی، یک خط فکری که غبار زمان گرفته و حتی سهم جامعهای که در صیانت از میراث فرهنگی خود کوتاهی کرده است؛ و البته نسل امروز که از دیروز خود آگاهی بایسته ندارد.
نمایشگاه پژوهشی_ هنری " برگزیدهای از آثار رضا مافی [۵ آذر ۱۳۲۲–۴ مهرماه ۱۳۶۱ خورشیدی] " که به کیوریتوری محبوبه کاظمی [بنیانگذار حراج تخصصی خط، خوشنویسی و هنرهای ایرانی ـ اسلامی باران ] با همت گالری ترانه باران در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد از همین جنس بود.

این نمایشگاه از ۲۵ اردیبهشت تا ۱۰ تیر ۱۴۰۳ در شش گالری موزه برپا شد و با ارائه ۱۶۲ اثر ارزشمند، مجموعهای کمنظیر و کم تر دیده شده از خط، خوشنویسی، نقاشیخط، دستخطها، مشقها و وسایل و مجموعه شخصی این هنرمند فقید را پیش روی مخاطبان قرار داد.

اما اهمیت واقعی این رویداد را شاید نتوان در عدد ۱۶۲ خلاصه کرد. ماجرا از جایی جذاب میشود که بدانیم این نمایشگاه، تصمیمی ناگهانی برای برگزاری این رویداد متفاوت نبود. ایده برگزاری نمایشگاهی پژوهشی ـ هنری و درخور رضا مافی ـ به عنوان یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان معاصر ایران که نوآوری و نبوغش مسیر نقاشیخط را دگرگون ساخت ـ سالها پیش شکل گرفته بود.
گالری ترانه باران پیشتر، در سالهای ۱۳۹۶ در روز جهانی موزه و نیز سال ۱۳۹۸ پروژههایی با محوریت رضا مافی برگزار کرده بود و حتی در دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر در سال ۱۳۹۸ حتی فضایی با عنوان «موزه رضا مافی» در فرهنگستان هنر برپا کرد؛ فضایی که در آن، علاوه بر آثار، وسایل کار، اسناد، بریدههای مطبوعاتی و اشیای مرتبط با زندگی هنرمند نیز نمایش داده شد.
بنابراین آنچه در موزه هنرهای معاصر تهران اتفاق افتاد، در حقیقت نقطه اوج یک پروژه چندساله با همکاری نهاد موزه، هنرمندان همعصر او، مجموعهداران و همراهی ارزشمند و بیدریغ خانواده رضا مافی، بهویژه برادر ایشان بود. و این تفاوت بسیار مهم است.

_ برای مانایی مافی که در ۳۹ سالگی رفت و یک پرسش بزرگ خلق کرد
در تاریخ هنر، هنرمندان فقط به دلیل کیفیت آثارشان ماندگار نمیشوند. بخشی از ماندگاری آنان به شبکهای از موزهها، مجموعهداران، پژوهشگران، گالریها، منتقدان، ناشران و هنرمندان و کیوریتورها وابسته است؛ کسانی که یک نام را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند. هنرمندی که این شبکه را از دست بدهد، ممکن است حتی با وجود آثار مهم، به تدریج از شناخت عمومی کنار گذاشته شود.
رضا مافی تنها ۳۹ سال زندگی کرد، اما در همین عمر کوتاه، با نوآوری و نبوغ منحصربهفرد خود، یکی از مهمترین و بنیادیترین تحولات را در خوشنویسی و نقاشیخط معاصر ایران رقم زد.

مافی از آن دسته هنرمندان تأثیرگذاری بود که نسبت میان «خط» و «نقاشی» را از درون سنت خوشنویسی جستوجو میکرد. در اسناد تاریخ هنری که درباره او وجود دارد، او تأکید میکند که خط را بر نقاشی مقدم میداند و از دریچه خوشنویسی به نقاشی نگاه میکند.
شاید به همین دلیل است که آثار مافی فراتر از زیباییشناسی هنری، بخشی از یک پرسش بزرگترند: «چگونه میتوان یک سنت دیرپا را حفظ کرد، بیآنکه آن را به تکرار شکلهای گذشته تبدیل کرد؟»
این پرسشی بود که خود زندهیاد مافی نیز به آن میاندیشید. در دستنوشتههای او، ایده حفظ تاریخ تمدن و هویت ایرانی و مواجهه انتقادی با نفوذ هنر غرب دیده میشود.

محبوبه کاظمی نیز در روایت پژوهشی خود از مافی بر همین وجه تأکید کرده و از نگاه او به هویت ایرانی و خطر خلق هنرهای بیهویت سخن گفته است. اما جذابیت این پروژه دقیقاً در همینجاست: رویکرد کیوریتوری نمایشگاه تلاش نکرد مافی را فقط با آثارش معرفی کند، بلکه با نگاهی پژوهشی، او را به عنوان یک انسان هنرمند و دغدغهمند به موزه بازگرداند.
روایت نمایشگاه گالری ترانه باران در موزه هنرهای معاصر تهران، مستقیماً بر مبنای استیتمنت «از دید رضا مافی » طراحی شده بود؛ روایتی منطبق بر گفتوگوهای بهجامانده از رضا مافی و اسناد موجود که مسیر فکری و جهانبینی هنرمند را بازتاب میداد.
در همین راستا، فیلم مستند «مجنون قلم» به تهیهکنندگی محبوبه کاظمی تولید شد؛ مستندی که در روز افتتاحیه در سینماتک موزه هنرهای معاصر اکران شد و در آن، علاوه بر خوانش برگی از دستنوشتههای رضا مافی، بخشهایی از فیلمهای فرآیند خلق آثار، نوآوریها و نبوغ هنری او به تصویر کشیده شد.
افزون بر این، نمایش دستخطها، عکسها و اشیای شخصی مافی با همراهی و همیاری خانواده او سبب شد تا مخاطب نه فقط با یک تصویر تاریخی، که با ابعاد گستردهتری از وجود این هنرمند برجسته مواجه شود. این رویکرد از منظر کیوریتوری و پژوهشی بسیار قابل تأمل است.
_ رضا مافی فراتر از قاب هنر
یک موزه معمولاً اثر را از زندگی روزمره جدا میکند و آن را در چارچوب تاریخ هنر قرار میدهد. اما زاویه نگاه محبوبه کاظمی به عنوان کیوریتور این نمایش ، اشیای شخصی، دستخطها و اسناد به بخشی از روایت موزهای تبدیل شدند. نتیجه این بود که مخاطب میتوانست فاصله میان «هنرمند تاریخی» و «انسان واقعی» را در یک قاب ببیند.

با همین ایده کیوریتوریال، در این نمایش حتی یک عکس یادگاری قدیمی توانست به اندازه یک اثر هنری اهمیت پیدا کند: مانند عکس " رضا مافی در کنار علی حاتمی" [فیلمساز شناختهشده ایرانی].
این عکس فقط یک خاطره شخصی نیست؛ دریچهای به تاریخ فرهنگی ایران است. مافی و حاتمی با یکدیگر دوستی عمیقی داشتند و نام مافی با پروژه بزرگ سریال «هزاردستان» [ به نویسندگی و کارگردانی علی حاتمی ] نیز گره خورده است؛ سریالی که هنوز هم در تاریخ فیلم و سریال ایران، یک رفرنس و یک شاهکار بر بنای آموزه های کهن ایرانی محسوب می شود؛ حاتمی در بخشهایی از این سریال، برای اجرای خوشنویسی، علاوه بر نمایش خط نگاره های مافی، دستهای او و شیوه قلم گیری و کنش خطاطانه اش را در فیلم ثبت و ضبط کرده است.
اینجاست که مافی دیگر فقط یک نام در تاریخ نقاشیخط نیست. او ناگهان در شبکهای از سینما، ادبیات، خوشنویسی، فرهنگ عامه و هنرهای تجسمی قرار میگیرد. و شاید همین نگاه چندلایه محبوبه کاظمی در کیوریتوری، یکی از نقاط قوت این رویداد پژوهشی ـ هنری در موزه هنرهای معاصر تهران باشد.
_ بازار هنر بدون تاریخ هنر قدرتمند نمیشود
این نمایشگاه پژوهشی البته یک پیام مهم دیگر نیز برای ساختار هنر ایران داشت: بخش خصوصی، مجموعهداران و خانواده هنرمند میتوانند در تعاملی همافزا با نهادهای رسمی، به تولید و بازسازی روایت فرهنگی کمک کنند.
منوچهر لطفی، رئیس انجمن مجموعهداران ایران، در زمان برگزاری نمایشگاه تأکید کرد که برگزاری این رویداد پس از بیش از چهار دهه، اقدامی ابتکاری بوده و از نقش موزه هنرهای معاصر با مشارکت بخش خصوصی در چنین پروژههایی سخن گفت. او تصریح کرد که امور فرهنگی نباید صرفاً منتظر حرکت نهادهای دولتی بماند و همکاری مجموعهداران و علاقهمندان در کنار نهادهای موزهای میتواند اتفاقات تازهای را رقم بزند. این نکته برای بازار هنر نیز اهمیت دارد.

در جهان هنر امروز، گالری فقط محل خرید و فروش اثر نیست. یک مجموعه هنری فرهنگی پیشرو میتواند نقش آرشیو، ناشر، پژوهشگر، کیوریتور، مستندساز، موزهساز و حتی تولیدکننده تاریخ فرهنگی را نیز ایفا کند.
زمانی که یک نهاد هنری سالها روی یک هنرمند کار میکند، آثار پراکنده را از مجموعههای مختلف و با کمک خانواده هنرمند گرد میآورد، اسناد را جستوجو میکند، مستند میسازد، روایت هنرمند را بازسازی میکند و در نهایت آن را با همکاری موزه به فضای موزهای میبرد، در حقیقت در حال ساختن «زیرساخت فرهنگی» برای آن هنرمند است. و این زیرساخت در نهایت میتواند به ارزش اقتصادی نیز تبدیل شود.
بازار هنر بدون تاریخ هنر قدرتمند نمیشود. هیچ بازار جدیای نمیتواند فقط با عرضه و تقاضای روزمره، ارزش بلندمدت یک هنرمند را بسازد. ارزش پایدار زمانی شکل میگیرد که پشت نام یک هنرمند، پژوهش، آرشیو، نمایشگاههای موزهای، مستندسازی، کتاب، مجموعهداری و روایت تاریخی وجود داشته باشد.
از این منظر، پروژه رضا مافی را میتوان نمونهای قابل توجه از ارزشآفرینی فرهنگی پیش از ارزشآفرینی اقتصادی دانست.
ابتدا باید هنرمند دوباره دیده شود؛ سپس درباره نبوغ و جایگاه تاریخی او بحث شود؛ بعد آثارش وارد گفتوگوی جدی مجموعهداران و پژوهشگران شوند و در نهایت بازار نیز بتواند ارزش واقعی آنها را بازتعریف کند.
این دقیقاً همان مسیری است که در بسیاری از بازارهای بالغ هنر جهان طی شده است: موزه، پژوهش و مجموعهداری به یکدیگر متصل میشوند و گالری در میان این شبکه فقط فروشنده نیست؛ یکی از سازندگان این اکوسیستم است.
از این زاویه، بازگشت رضا مافی به موزه هنرهای معاصر تهران به ابتکار محبوبه کاظمی بنیانگذار و مدیر گالری ترانه باران اتفاقی فراتر از یک بزرگداشت بود. این نمایشگاه در واقع یک سؤال جدی را پیش روی هنر ایران گذاشت: چه تعداد هنرمند تأثیرگذار دیگر داریم که آثارشان وجود دارد، مجموعهداران و خانوادههایشان آثار را حفظ کردهاند، اما روایتشان هنوز به شکل جدی وارد شناخت عمومی نشده است؟

و شاید سؤال مهمتر این باشد: چه تعداد از این هنرمندان برای بازشناسی در تاریخ هنر ایران، به یک «کیوریتوری پژوهشی/هنری» نیاز دارند، نه فقط یک نمایشگاه ساده؟
نمایشگاه رضا مافی نشان داد که فاصله میان فراموشی و بازگشت، گاهی نه با یک اثر تازه، که با یک اراده تازه و همکاری همهجانبه ارکان هنر پر میشود.
یک گالری میتواند شروع کند. یک کیوریتور میتواند روایتی متفاوت بسازد. خانواده هنرمند و مجموعهداران میتوانند آثار و اسناد را از گنجینههای خصوصی بیرون بیاورند. موزه میتواند درهایش را باز کند. و مخاطب، پس از چهار دهه، دوباره با هنرمندی مواجه شود که زمانی بسیار زود از صحنه کنار رفت.
در پایان نمایشگاه نیز محبوبه کاظمی، تدوین و انتشار کتاب جامع رضا مافی را به عنوان یادگار ماندگار و مرجع پژوهشی این پروژه اعلام کرد.
این کتاب که تکمیلکننده مسیر پژوهشی نمایشگاه و فیلم مستند «مجنون قلم» است، میتواند مهمترین دستاورد پروژه را نه فقط در ۱۶۲ اثر نمایشدادهشده، که در ایجاد یک مرجع ماندگار و علمی برای مطالعه نوآوریهای مافی تثبیت کند.
رضا مافی در ۳۹سالگی از دنیا رفت؛ اما شاید مسئله امروز دیگر سن کوتاه زندگی او نباشد. مسئله این است که چرا برای بازگشت جدی یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان معاصر ایران به روایت رسمی و عمومی تاریخ هنر، باید بیش از چهار دهه صبر میکردیم؟!

نمایشگاه ترانه باران در موزه هنرهای معاصر تهران، از این منظر، تنها نمایش آثار رضا مافی نبود. این نمایشگاه درباره خودِ شناخت هنری، بازیابی روایت فرهنگی و بازخوانی جایگاه یک هنرمند در تاریخ هنر ایران بود. درباره اینکه چه کسی تصمیم میگیرد یک هنرمند را به یاد بیاوریم. درباره اینکه چه کسی میتواند میان مجموعه خصوصی و موزه پل بزند. و درباره اینکه در اقتصاد هنر، گاهی باارزشترین کاری که میتوان برای یک هنرمند انجام داد، فروش یک اثر نیست؛ خوانش نام او از منظرهای نوین، ارائه مستندات پژوهشی و بهروزرسانی موقعیت او در تاریخ هنر است.