EN

فاطمه احمدیان و اثر آرش کمانگیر/ بازخوانی اسطوره

نکته مهم در این نقاشی فاطمه احمدیان، تبدیل این اسطوره و آیکون تاریخی به یک ساختار تصویری چندلایه است؛ کنش نقاشانه او توانسته روایتی کهن را به تجربه‌ای بصری در زمانه معاصر بدل کند.

فاطمه احمدیان  و اثر آرش کمانگیر/ بازخوانی اسطوره

ایران آرت : از فاطمه احمدیان، نقاش جوان که آثار در کلکسیون های ایرانی و خارجی حضور دارد، نقاشی آرش کمانگیر را بررسی می کنیم؛ اثری که با تکنیک تکنیک رنگ روغن روی بوم در ابعاد ۱۶۰ در ۱۶۰ سانتیمتر در سال ۲۰۲۲ خلق شده و توسط آقای Jason Carey  مجموعه دار هنری جامائیکایی مقیم دبی خریداری شده است.

فاطمه احمدیان

 

_استیتمنت فاطمه احمدیان درباره نقاشی آرش کمانگیر

«آرش کمانگیر» برای من فقط روایت یک قهرمان اسطوره‌ای نیست. بیشتر از هر چیزی درباره جنگ، قدرت، تصمیم‌های اشتباه و آدم‌هایی است که بهای این تصمیم‌ها را با جان و زندگی‌شان می‌دهند.

در بالای تابلو منوچهر را کشیدم؛ پادشاهی که در دل نزاع ایران و توران قرار دارد. او همچنان با صلابت و شکوه سر جای خودش ایستاده، اما اطرافش نشانه‌های جنگ را می‌بینیم؛ سپاه‌ها، سر بریده، اسب و آدم‌هایی که قربانی این درگیری شده‌اند. برای من این بخش تابلو خیلی مهم است، چون همیشه در جنگ‌ها کسانی هستند که تصمیم می‌گیرند و کسان دیگری هستند که هزینه آن تصمیم‌ها را می‌دهند.

در پایین تابلو، آرش کمانگیر را قرار دادم. برای من آرش فقط کسی نیست که تیر انداخت؛ او کسی است که خودش را برای پایان دادن به یک نزاع فدا می‌کند. به همین دلیل سعی کردم جایگاهش در تابلو حالت مقدس و ماندگار داشته باشد. دو فرشته از پایین او را گرفته‌اند و فرشته‌های دو طرف هم انگار او را به سمت بالا می‌برند.

شاخه‌هایی که از اطراف فرشته‌ها بیرون آمده هم برای من نماد ریشه دواندن است. یعنی بعضی آدم‌ها با مرگشان تمام نمی‌شوند. کاری که انجام می‌دهند در جامعه، در تاریخ و در ذهن آدم‌ها می‌ماند. خیلی‌ها در جنگ‌ها کشته می‌شوند و اسمشان از یاد می‌رود، اما آرش به خاطر کاری که انجام داد هنوز زنده است و اسمش باقی مانده.

در پس‌زمینه تابلو هم دوباره نزاع فرشته و دیو را نشان داده‌ام؛ همان کشمکش همیشگی خیر و شر، انسانیت و خشونت، فداکاری و قدرت‌طلبی.

رنگ غالب تابلو قرمز است، چون موضوع کار به جنگ، خون و تنش برمی‌گردد. ولی نمی‌خواستم تابلو خشن یا آزاردهنده باشد. برای همین از رنگ‌های درخشان، تزئینات و جزئیات زیاد استفاده کردم تا مخاطب اول با زیبایی تصویر روبه‌رو شود و بعد کم‌کم تلخی موضوع را بفهمد.

برای من مهم بود که تابلو در ظاهر زیبا باشد، ولی وقتی کسی بیشتر به آن نگاه می‌کند، کم‌کم متوجه شود که پشت این زیبایی، یک روایت تلخ از جنگ و قربانی شدن انسان‌ها وجود دارد.

اگر بخواهم همه این تابلو را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: آن‌که قدرت دارد شاید سر جای خودش باقی بماند، اما آن‌که خودش را برای دیگران فدا می‌کند، در تاریخ ماندگار می‌شود.

فاطمه احمدیان

 

_ تحلیل زیبایی شناسی نقاشی آرش کمانگیر اثر فاطمه احمدیان

با خوانش زیبایی‌شناختی از نقاشی آرش کمانگیر فاطمه احمدیان می توان این تعبیر را به کار برد:" جایی که حماسه، نگارگری و تخیل معاصر به یکدیگر می‌رسند."

کنش نقاشانه فاطمه احمدیان، برای بازخوانی یکی از ماندگارترین اسطوره‌های ایرانی در قلمرو نقاشی سیمایی کهن و کلاسیک اما گویشی معاصر دارد.

فاطمه احمدیان در این اثر به بازنمایی صرف یک روایت حماسی بسنده نمی‌کند؛ او جهانی تصویری می‌سازد که در آن اسطوره، تاریخ، نمادهای فرهنگی، تخیل و آرایه‌های بصری در ساختاری چندلایه به هم پیوند می‌خورند. حاصل، تصویری است که بیش از آنکه به یک صحنه روایی متعارف شباهت داشته باشد، به یک پرده تمثیلی و اسطوره‌نگارانه نزدیک می‌شود.

 

 

۱. کمپوزیسیون؛ معماری متقارن یک روایت حماسی

نخستین ویژگی چشمگیر اثر فاطمه احمدیان، سازمان‌دهی هندسی و تقارن نسبتاً قدرتمند آن است. هنرمند با قرار دادن پیکره‌های اصلی در محور عمودی و استقرار عناصر مشابه در دو سوی ترکیب‌بندی، نوعی تعادل آیینی ایجاد کرده است. این تقارن، صرفاً راهکاری برای نظم‌بخشیدن به تصویر نیست؛ بلکه به جهان اسطوره‌ای اثر کیفیتی تشریفاتی و فراتاریخی می‌بخشد.

پیکره مرکزی در بخش بالایی، با هاله‌ای تزیینی و گسترده، مهم‌ترین نقطه تمرکز بصری است. در ادامه محور عمودی، پیکره دیگری با پوشش رزمی و آرایه‌های فراوان قرار گرفته که در میان دو فرشته و مجموعه‌ای از عناصر نمادین احاطه شده است. این چینش، چشم مخاطب را از مرکز به پیرامون و سپس به بخش‌های پایین تصویر هدایت می‌کند.

در واقع، کمپوزیسیون اثر از منطق روایت خطی فاصله می‌گیرد و به ساختاری هم‌زمان و چندمرکزی نزدیک می‌شود؛ گویی گذشته، حال و حافظه اسطوره‌ای در یک قاب به ملاقات یکدیگر آمده‌اند.

فاطمه احمدیان

 

۲. رنگ؛ سرخی حماسه و درخشش امر قدسی

پالت رنگی فاطمه احمدیان در نقاشی آرش کمانگیر،  یکی از مهم‌ترین ابزارهای بیان مفهومی است. سلطه طیف‌های قرمز، زرشکی، عنابی و قهوه‌ای تیره، فضایی آکنده از شور، تنش و حماسه ایجاد می‌کند. قرمز در اینجا تنها رنگ خون و نبرد نیست؛ هم‌زمان می‌تواند یادآور شکوه، اقتدار، آتش و نیروی زندگی باشد.

در برابر این زمینه گرم و متراکم، آبی‌های درخشان پوشش پیکره‌های جانبی و کتیبه‌های دو سوی تصویر، نقش نقاط تنفس بصری را ایفا می‌کنند. این تضاد رنگی، مانع از آن می‌شود که سطح تصویر در انباشت قرمزها یکدست و خسته‌کننده شود.

طلایی نیز حضوری تعیین‌کننده دارد. در هاله مرکزی، بال‌ها، زره‌ها، تاج‌ها و آرایه‌های گیاهی، طلایی به رنگی برای تأکید بر شکوه و جایگاه اسطوره‌ای تبدیل شده است. درخشش آبی، طلایی و سفید در کنار قرمز، نوعی نظام سلسله‌مراتبی رنگی پدید می‌آورد که در آن نگاه مخاطب پیوسته میان قدرت، تقدس و هیجان حرکت می‌کند.

 

۳. خط و نقش؛ میراث نگارگری در زبان نقاشی امروز

یکی از وجوه قابل توجه اثر فاطمه احمدیان، اهمیت خط در سازمان‌دهی فرم‌هاست. پیکره‌ها، پوشش‌ها، زره‌ها، گیاهان و حتی ساختارهای تزیینی، با خطوطی دقیق و پیوسته تعریف شده‌اند. این ویژگی، نقاشی را به سنت نگارگری ایرانی و نقاشی روایی نزدیک می‌کند؛ سنتی که در آن خط نه صرفاً مرز میان اشیا، بلکه عنصری مستقل در زیبایی‌شناسی اثر است.

احمدیان از این میراث به شکلی آشکار بهره می‌گیرد، اما آن را عیناً تکرار نمی‌کند. او با استفاده از رنگ‌روغن، برجسته‌سازی رنگی، سایه‌روشن‌های محدود و پرداخت جزئیات، به فرم‌ها کیفیتی متفاوت می‌بخشد. به این ترتیب، اثر در فاصله میان نقاشی ایرانیِ مبتنی بر روایت و نقاشی معاصرِ متکی بر بیان شخصی حرکت می‌کند.

 

فاطمه احمدیان

 

۴. بافت و جزئیات؛ زیبایی‌شناسی انباشت

فاطمه احمدیان در این نقاشی، سطح بوم را به فضایی برای نمایش جزئیات تبدیل کرده است. سنگ‌های رنگین روی لباس‌ها، نقش‌مایه‌های گیاهی، زره‌ها، پرها، تاج‌ها و تزئینات اسب‌ها، همگی در ایجاد بافتی متراکم مشارکت دارند.

این تراکم، نوعی لذت بصری ناشی از کشف جزئیات ایجاد می‌کند؛ مخاطب با هر بار نگاه‌کردن می‌تواند عنصر تازه‌ای را در گوشه‌ای از تصویر پیدا کند. در عین حال، این ویژگی یک چالش زیبایی‌شناختی نیز به همراه دارد: چگونه می‌توان میان غنای تزیینی و خوانایی کلی اثر تعادل برقرار کرد؟

احمدیان با حفظ محور مرکزی و تکرار ساختارهای متقارن، تا اندازه زیادی این خطر را کنترل کرده است. با این حال، غلبه جزئیات گاه توجه را از کنش اصلی روایت منحرف می‌کند و خود به موضوعی مستقل برای تماشا تبدیل می‌شود.

 

۵. پیکره‌پردازی؛ میان انسان، قهرمان و نماد

نگاه‌های مستقیم، صورت‌های نسبتاً آرام، تناسبات آرمانی و حالت‌های تشریفاتی، شخصیت‌ها را بیشتر به نشانه‌های اسطوره‌ای تبدیل می‌کنند تا انسان‌هایی با حالات فردی و پیچیدگی‌های عاطفی.

این انتخاب با منطق نقاشی اسطوره‌ای سازگار است. قهرمان در چنین جهانی صرفاً یک فرد نیست؛ حامل معنایی فراتر از وجود شخصی خود است.

دو پیکره جانبی با پوشش‌های رزمی و حرکت‌های مشابه، علاوه بر ایجاد تقارن، نوعی نیروی محافظ و آیینی به فضای اثر می‌بخشند. فرشتگان پایین تصویر نیز با بال‌های گسترده و آرایش متقارن خود، فضای حماسی را به قلمرو تمثیل و امر فراواقعی پیوند می‌زنند.

فاطمه احمدیان

 

۶. فضا و عمق؛ جهانی میان واقعیت و خیال

فاطمه احمدیان از پرسپکتیو متعارف و بازنمایی واقع‌گرایانه فضای سه‌بعدی فاصله گرفته است. عناصر در سطوح مختلف و با مقیاس‌هایی متفاوت کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. پیکره‌ها، نشان‌ها، اسب و صحنه‌های نبرد، بیش از آنکه تابع قوانین یک فضای طبیعی باشند، تابع اهمیت روایی و نمادین خود هستند.

این ویژگی، یادآور منطق تصویری نگارگری ایرانی است؛ جایی که زمان و مکان می‌توانند در یک سطح واحد هم‌زمان حضور داشته باشند.

پس‌زمینه قرمز و تیره نیز به جای ایجاد عمق جغرافیایی، نوعی فضای ذهنی و نمایشی می‌سازد؛ فضایی که انگار همه عناصر آن در حافظه جمعی یک ملت اتفاق می‌افتند.

 

۷. نمادپردازی؛ از ایران و توران تا حافظه تاریخی

دیگر کنش نقاشانه آگاهانه فاطمه احمدیان، خلق دو نشان آبی‌رنگ «توران» و «ایران» در دو سوی تصویر است که خوانش اثر را به سوی تقابل اسطوره‌ای دو قلمرو هدایت می‌کند. صحنه‌های نبرد در دو بخش بالایی نیز این تقابل را تقویت می‌کنند.

در اسطوره آرش کمانگیر، مسئله اصلی صرفاً پیروزی نظامی نیست؛ تعیین مرز سرزمینی و نجات جمعی از طریق فداکاری یک قهرمان است. بنابراین، کمانگیر در این روایت به نماد پیوند میان فرد و سرنوشت یک سرزمین تبدیل می‌شود.

نکته مهم در نقاشی فاطمه احمدیان، تبدیل این مفهوم به یک ساختار تصویری چندلایه است. حضور نشانه‌های رزمی، پیکره‌های اسطوره‌ای، عناصر تزیینی و آرایش تشریفاتی، حماسه را از یک واقعه تاریخی فراتر می‌برد و به قلمرو حافظه فرهنگی منتقل می‌کند.

 

فاطمه احمدیان

۸. آرش به مثابه تصویر یک هویت

«آرش کمانگیر» را می‌توان نمونه‌ای از تلاش برای بازگرداندن ظرفیت‌های تصویری اسطوره ایرانی به زبان نقاشی معاصر دانست.

فاطمه احمدیان به جای انتخاب رویکردی مینیمال یا بازنمایی واقع‌گرایانه، جهانی متراکم، رنگین و آرایه‌مند خلق کرده است؛ جهانی که در آن زیبایی‌شناسی نگارگری، نقاشی روایی، نمادپردازی و تخیل شخصی به هم می‌رسند.

نقطه قوت اثر، توانایی بانوی هنرمند در ساختن یک نظام بصری منسجم از عناصر متعدد است؛ نظامی که رنگ، خط، بافت و تقارن در آن نقش‌هایی مکمل دارند. البته همین وفور جزئیات، گاهی از تمرکز روایی می‌کاهد، اما در عوض امکان خوانش‌های متنوع و کشف پیوسته عناصر تازه را فراهم می‌آورد.

ارزش این نقاشی را نباید تنها در بازنمایی یک قهرمان اسطوره‌ای جست‌وجو کرد. مسئله اصلی، چگونگی تبدیل یک روایت کهن به تجربه‌ای بصری در زمانه معاصر است. آرش در این بوم، دیگر فقط کمانداری نیست که تیری برای تعیین مرز پرتاب می‌کند؛ او به نشانه‌ای از فداکاری، تعلق، هویت و پیوند سرنوشت فرد با سرنوشت جمعی تبدیل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که نقاشی از بازگویی اسطوره عبور می‌کند و به بازآفرینی معنای آن می‌رسد.

گفتنی ست نقاشی زیبا و تامل برانگیز زن، اثر فاطمه احمدیان توسط آقای Jason Carey مجموعه دار جامائیکایی مقیم دبی خریداری و در کلکسیون هنری خود نگاهداری می کند.

جیسون کری Jason Carey

 

_ قیمت آثار  فاطمه احمدیان 

 

 فاطمه احمدیان [ ۱۳۶۱ خوانسار ] فارغ التحصیل کارشناسی هنرهای اسلامی، گرایش سفال و مجسمه، از دانشگاه هنر اصفهان است،

در سال ۲۰۲۱ تابلوی "یونس نبی"  فاطمه احمدیان در ابعاد ۱۶۰×۲۰۰ سانتی‌متر در معامله‌ای خصوصی به قیمت ۴۵۰۰ دلار توسط آقای Jason Carey مجموعه دار جامائیکایی مقیم دبی خریداری و در کلکسیون هنری او نگاهداری می شود.

نقاشی فاطمه احمدیان با عنوان «خوان چهارم رستم؛ نبرد رستم با جادوگر» که در سال ۲۰۲۱ با تکنیک رنگ روغن روی بوم در ابعاد ۱۶۰ × ۲۰۰ سانتی‌متر خلق شده توسط آقای شهداد فاضلی خریداری و اکنون در کتابخانه موزه فاضل در شهر خوانسار در استان اصفهان نگهداری می شود.

فاطمه احمدیان

آثار فاطمه احمدیان به جهت جهان بینی و تم خاص آثارش مورد توجه جامعه هنر و بازار هنر است؛ کانسپت های نقاشی های احمدیان چنان است که در نگاه نخست، کلاسیک و سنتی و پس از گذشت چند دقیقه، سویه های معاصر آن مشهود می شود. همین عنصر متفاوت معنایی و صد البته قدرت طراحی او ، سبب اقبال روز افزون به آثارش شده است.

ارسال نظر