اثر مسعود اخوان جم در کلکسیون رها گالری/مجسمه ای درباره "شدن"
مجسمه Maturity [ بلوغ ] در جهان اندیشگی مسعود اخوان جم، مجسمهای درباره شدن است. انسان در این اثر یک موجود ثابت نیست؛ انسانی است که در مسیر زندگی، در اثر زمان، تجربه، تغییرات جسمی و تحولات روحی، دائماً در حال بازتعریف خویش است. و آن فلش کوچک کنار سر، شاید سادهترین و در عین حال مهمترین جمله اثر باشد: "زندگی ادامه دارد"
ایران آرت : کلکسیون رها گالری خاورمیانه که توسط مهندس محمدرضا قائم مقامی بنیانگذاری شده و مدیریت می شود بیش از دو دهه است با تمرکز بر ارتقای هنر منطقه فعالیت فرهنگی مستمر دارد، شاهکارهای مدرنیستی و معاصر متنوعی از هنرمندان ایرانی و عرب را نگاهداری می کند.
یکی از این آثار مجسمه زیبای Maturity [ بلوغ] مسعود اخوان جم است ؛ اثری که با فولاد ضدزنگ و تکنیک سطح فلزی صیقلی در ابعاد ۱۷۰ در سال ۲۰۱۵ خلق شده است.
مسعود اخوان جم، متولد ۱۹۶۹ در تهران، مجسمهسازی است که بخش مهمی از زبان بصری خود را بر پایهی فولاد ضدزنگ، برنز و بهویژه سطوح صیقلی و آینهگون فلز شکل داده است.
مسعود از معدود هنرمندان خاورمیانه است که در سه دوره اخیر بینال ونیز حضور داشته،
او در نوجوانی تجربه ساخت مجسمه را آغاز کرد و پس از تحصیل در رشته زیستشناسی در دانشگاه جورج واشنگتن و دریافت مدرک MBA اجرایی از دانشگاه علوم کاربردی کمپتن آلمان، دانش فنی و تجربه صنعتی خود را به حوزه مجسمهسازی وارد کرد. تجربه مدیریت بخش طراحی در کارخانه خانوادگی نیز در شکلگیری نگاه او به فلز و ساختارهای صنعتی اهمیت داشته است.
نخستین مجسمه برنزی او در سال ۲۰۱۱ ساخته شد و از آن پس، پیکرههای انسانی و فرمهای انتزاعی او در نمایشگاههایی در تهران و همچنین رویدادهایی در لندن، دبی، میامی، ونیز و دیگر نقاط به نمایش درآمدهاند.
در نگاه اخوان جم، فلز صرفاً یک ماده ساختمانی نیست؛ او با تبدیل مادهای سخت، صنعتی و مقاوم به فرمهایی نرم، انسانی و گاه شاعرانه، به تضاد میان قدرت و ظرافت، جسم و ذهن، ماده و معنا توجه میکند.

_ پیکرهای در محاصره زمان
از عنوان مجسمه بلوغ که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگهداری می شود پیداست مخاطب با مفهومی مواجه است که فراتر از یک وضعیت جسمانی است. خود هنرمند در استیتمنت اثر مینویسد: " در مسیر زندگی، رشد با بلوغ همراه میشود؛ بدن تغییر میکند، روح تغییر میکند و این دگرگونیها الگوهای فکری و سبک زندگی انسان را تغییر میدهند."
بنابراین، اگر عنوان اثر را کلید ورود به آن بدانیم، با مجسمهای درباره تغییر انسان در طول زمان مواجه هستیم.
_ بدن بهعنوان یک ساختار در حال تغییر
فرم بدن در این اثر مسعود، برخلاف بسیاری از پیکرههای کلاسیک، قرار نیست صرفاً زیبایی آناتومیک انسان را نمایش دهد. تنه بزرگ، شانههای پهن، سر اندکی رو به بالا و حذف جزئیات چهره، نوعی ابهت و سکون ایجاد کرده است.
اما این پیکره در عین قدرت، کاملاً سالم و یکپارچه به نظر نمیرسد. نوارهای فلزی، بدن را قطع میکنند. همین تضاد بسیار مهم است:
بدن قدرتمند است، اما پیوسته نیست. بدن کامل به نظر میرسد، اما درون آن نشانههایی از گسست دیده میشود. این ویژگی را میتوان یکی از مهمترین تمهیدات بصری اثر دانست.

_ نوارهای فلزی؛ مهمترین عنصر معنایی اثر
شاید مهمترین عنصر فرمی مسعود اخوان جم در مجسمه بلوغ همین نوارهای باریک و براق فولادی باشند که از اطراف بدن عبور کرده و آن را در نقاط مختلف دربر گرفتهاند.
این نوارها صرفاً تزئینی نیستند. آنها مانند خطوطی هستند که زمان بر بدن ترسیم کرده است.
از گردن آغاز میشوند، از روی سینه عبور میکنند، به اطراف تنه میپیچند و در پایینتر، بدن را دوباره قطع میکنند.
در نمای پشت نیز همین منطق ادامه دارد. بنابراین، نوارها یک عنصر پیوسته و مارپیچ میسازند که بدن را از بیرون احاطه کرده است.
میتوان آنها را استعارهای از زمان، تجربه، خاطره و تغییرات زندگی دانست؛ چیزهایی که انسان نمیتواند از آنها خارج شود.
_ مجسمه ای سه بعدی
اگر هنرمند قصد داشت صرفاً بدن را تقسیم کند، میتوانست از خطوط افقی یا عمودی استفاده کند. اما انتخاب خطی که میپیچد و حرکت میکند اهمیت زیادی دارد. این خطوط ایستا نیستند. آنها در اطراف بدن حرکت میکنند و مخاطب را وادار میکنند که مجسمه را از زوایای مختلف ببیند. به همین دلیل مجسمه بلوغ ، اساساً اثری نیست که فقط از یک نقطه دیده شود. مجسمه با حرکت مخاطب کامل میشود.
نمای روبهرو اطلاعاتی به ما میدهد و نمای پشت، همان اطلاعات را ادامه میدهد و تکمیل میکند. در واقع، بدن یک «سطح» نیست؛ یک مسیر فضایی است.

_ مجسمه بلوغ تغییر اندیشه نه تغییر بدن
در بالای سر، یکی از نوارها به شکلی واضح به فلش ختم میشود.
این جزئیات یکی از کلیدهای خوانش اثر بلوغ مسعود اخوان جم است که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگهداری می شود. فلش، برخلاف فرمهای دیگر مجسمه، یک نشانه مستقیم و قابل خواندن است: حرکت.جهت. ادامه. و شاید مهمتر از همه: پیش رفتن.
اگر نوارها را استعارهای از زمان بدانیم، فلش میتواند نشان دهد که زمان متوقف نمیشود. بلوغ نیز یک نقطه پایان نیست.
انسان از مرحلهای به مرحله دیگر حرکت میکند.
به همین دلیل، عنوان Maturity را نباید صرفاً «رسیدن» دانست؛ بلکه میتوان آن را "فرایند شدن " خواند.
نکته جالب: فلش در کنار سر قرار گرفته، نه در پایین بدن این انتخاب میتواند معنای دیگری نیز داشته باشد. فلش در محدوده سر و گردن قرار دارد؛ یعنی نزدیکترین بخش به ذهن و اندیشه.
این موضوع با استیتمنت خود هنرمند نیز هماهنگ است؛ جایی که او میگوید تغییرات بدن و روح، الگوهای فکر و سبک زندگی را دگرگون میکنند. پس بلوغ در این اثر فقط تغییر بدن نیست. تغییر در شیوه اندیشیدن است. بدن تغییر میکند، اما آنچه در نهایت اهمیت پیدا میکند، تغییر ذهن و نگاه انسان به زندگی است.
_ سطح آینهای؛ مخاطب وارد اثر میشود
یکی از ویژگیهای مهم آثار اخوان جم استفاده از فولاد ضدزنگ با سطوح صیقلی است. خود هنرمند نیز در معرفی حرفهایاش بر کار با فولاد ضدزنگ با سطح آینهای و بسیار صیقلی تأکید دارد این ویژگی اهمیت مضاعف پیدا میکند.
سطح فلزی اثر، محیط اطراف و گاهی تصویر مخاطب را بازتاب میدهد و مجسمه را از یک فضای کاملاً بسته به عنصری تعاملی ارتقا می دهد. جهان بیرون وارد بدن مجسمه میشود. این ویژگی یک خوانش بسیار جذاب ایجاد میکند: ما به بدن انسان نگاه میکنیم، اما همزمان بخشی از خودمان را روی آن میبینیم.
از این منظر «بلوغ» فقط درباره آن پیکره نیست. درباره ما نیز هست.

_ تضاد جذاب میان ماده و معنا
از نظر متریال، فولاد ضدزنگ مادهای سخت، مقاوم، صنعتی و سرد است.
اما هنرمند همین ماده را برای ساختن بدن انسان به کار گرفته است؛ بدنی که ذاتاً با مفاهیمی چون احساس، آسیبپذیری، رشد، پیری و مرگ ارتباط دارد.
اینجا یک تضاد بسیار زیبا شکل میگیرد: بدن انسانی از مادهای ساخته شده که در برابر زمان بسیار مقاومتر از خود انسان است.
انسان تغییر میکند؛ فولاد باقی میماند.
انسان پیر میشود؛ مجسمه نه.
این تضاد میتواند یکی از عمیقترین لایههای مفهومی اثر باشد.
_ سطح بیرونی و شکافهای درونی
در نمای روبهرو، نوارهای فلزی مانند برشهایی هستند که سطح بدن را قطع کردهاند.
اما نکته جالب این است که آنها بدن را کاملاً از هم نمیگسلند. بدن همچنان یکپارچه باقی میماند. این میتواند استعارهای از تجربه انسانی باشد: تجربهها ما را تغییر میدهند، اما الزاماً ما را نابود نمیکنند. زخم، شکست، تجربه، زمان و تغییر، بخشی از ساختار انسان میشوند.
بلوغ در این معنا، نه حذف آسیبها، بلکه تبدیل آنها به بخشی از هویت انسان است.
_ نگاه رو به بالا مجسمه
سر پیکره کمی به سمت بالا قرار گرفته است. این ژست، نوعی نگاه به آینده، تأمل یا جستوجوی پاسخ در آن موج می زند.
در کنار فلشی که در محدوده سر قرار گرفته، این حالت میتواند مفهوم حرکت ذهنی را تقویت کند: انسان بالغ فقط تغییر جسمی نکرده؛ نگاهش نیز تغییر کرده است.

_ نمای پشت مجسمه ؛ نیمه دوم روایت
نمای پشت اثر بسیار مهم است که در شو روم کلکسیون رها گالری به تماشاست، زیرا نشان میدهد نوارها فقط یک بازی بصری در نمای روبهرو نیستند.
آنها در پشت بدن نیز ادامه پیدا میکنند و ساختاری مارپیچ میسازند.
این موضوع باعث میشود مجسمه از یک «تصویر» به یک فرم سهبعدی واقعی تبدیل شود.
در واقع، اگر مجسمه را فقط از روبهرو ببینیم، ممکن است تصور کنیم نوارها خطوطی روی بدن هستند؛ اما در نمای پشت متوجه میشویم که آنها در فضا حرکت میکنند و بدن را احاطه کردهاند.
این همان نقطهای است که مجسمهسازی اخوان جم از تصویرسازی جدا میشود.
_ ترکیببندی و تعادل
با وجود خطوط مارپیچ و جهتهای متضاد، کلیت اثر تعادل دارد. جرم اصلی بدن در مرکز قرار گرفته و نوارهای باریک، انرژی بصری را در اطراف آن پخش میکنند.
تنه، سکون است؛ نوارها، حرکت. این تضاد میان جرم سنگین و خطوط سبک، یکی از نقاط قوت ترکیببندی اثر است. بدن مانند یک ستون ایستاده و نوارها مانند زمان در اطراف آن حرکت میکنند.
_ رابطه قدرت و آسیبپذیری
پیکرهای که مسعود اخوان جم ساخته، بدن انسانی بسیار قدرتمندی دارد؛ شانهها و سینه برجستهاند و فرم کلی بدن استوار است.
اما همین بدن با خطوطی که آن را قطع میکنند، آسیبپذیر نیز به نظر می رسد.
این تضاد را میتوان چنین خوانش کرد: انسان هرچه بالغتر میشود، الزاماً قدرتمندتر نمیشود؛ بلکه آگاهی او از آسیبپذیری خودش نیز بیشتر میشود.
این خوانش با جهان مفهومی کلی مسعود اخوان جم نیز همخوان است؛ هنرمند در معرفی آثارش بر مفاهیمی مانند قدرت ذهن، کشمکش و رابطه میان نیروهای متضاد تأکید کرده است.
بنا بر همین نگاه این مجسمه در فضای اندیشگی اخوان جم، بدن انسان را میدان تغییر و تحول ارائه می کند.

_مجسمه ای درباره شدن
مجسمه Maturity درباره رسیدن به یک سن مشخص نیست. بلوغ در اینجا یک فرایند دائمی است. بدن تغییر میکند، روح تغییر میکند، ذهن تغییر میکند، تجربهها به انسان شکل میدهند و زمان، مانند همان نوارهای فلزی، دائماً به دور انسان میچرخد و او را تغییر میدهد. اما نکته ظریفتر اینجاست:
نوارها بدن را از بین نمیبرند؛ آن را به شکلی تازه تعریف میکنند.
به همین دلیل شاید بتوان گفت مجسمه Maturity مجسمهای درباره شدن است.
انسان در این اثر یک موجود ثابت نیست؛ انسانی است که در مسیر زندگی، زیر تأثیر زمان، تجربه، تغییرات جسمی و تحولات روحی، دائماً در حال بازتعریف خویش است.
و آن فلش کوچک کنار سر، شاید سادهترین و در عین حال مهمترین جمله اثر باشد: "زندگی ادامه دارد."
این اثر به کلکسیون رها گالری خاورمیانه تعلق دارد.