اثر عشق محمد احصایی در کلکسیون رها گالری/تلفیق شمسههای ایرانی، نقوش هندسی اسلامی و ساختارهای ماندالا مانند شرقی
استاد احصایی در این اثر همزمان یادآور معماری اسلامی، هندسه ایرانی، عرفان شرقی و هنر انتزاعی مدرن شده. عشق جامع الاطراف است و چرخش آن در چهار جهت شاید اشاره هنرمند به چهار جهت اصلی جهان، چهار عنصر طبیعت، چهار فصل و یا حتی فراگیری عشق در تمام ابعاد هستی باشد.
ایران آرت: کلکسیون رها گالری که توسط مهندس محمدرضا قائم مقامی بنیانگذاری شده و مدیریت می شود بیش از دو دهه است با تمرکز بر ارتقای هنر منطقه فعالیت فرهنگی مستمر دارد، شاهکارهای مدرنیستی و معاصر متنوعی از هنرمندان ایرانی و عرب را نگاهداری می کند.
یکی از این آثار اثر ماندگار استاد محمد احصایی از سری بسیار معروف او گره ها و عشق است؛ این کار در ابعاد ۱۰۰ در ۱۰۰ سانتی متر در سال ۲۰۰۲ خلق شده و در اردیبهشت ۱۴۰۰ در لندن، Chiswick auctions ارائه شده بود.

محمد احصایی متولد ۱۳۱۸ قزوین چهره ماندگار خط و نقاشی خط هنر ایران و خاورمیانه است که آثارش در موزه هایی مانند متروپولیتن نیویورک و موزه بریتانیا نگهداری می شود و رکوردهای چشمگیری مانند یک میلیون دلاری در حراجی کریستیز دارد.
این کار او که در کلکسیون رها گالری به دیوار است را میتوان یکی از نمونههای موفق تبدیل «کلمه» به «جهان تصویری» دانست.
در نگاه نخست، بیننده با واژهای روبهرو نیست؛ با یک انرژی بصری مواجه است. اما هرچه چشم در میان منحنیها، چرخشها و گرهخوردگیهای فرم پیش میرود، ناگهان کلمهای آشنا از دل انتزاع سر برمیآورد: «عشق».
این همان نقطهای است که هنر احصایی آغاز میشود؛ جایی که خط دیگر وسیله خواندن نیست، بلکه به ابزاری برای دیدن، احساس کردن و تجربه کردن تبدیل میشود. احصایی در آثارش خوشنویسی سنتی فارسی را به قلمرو هنر مدرن و انتزاعی وارد کرده است.

_تحلیل فرمی؛ معماری واژه متعالی عشق
ساختار اثر بر پایه تکرار و چرخش واژه «عشق» شکل گرفته است.
احصایی کلمه را چهار بار در جهات مختلف چرخانده و در مرکز بوم به یکدیگر گره زده است. نتیجه، ترکیبی است که همزمان یادآور شمسههای ایرانی، نقوش هندسی اسلامی و ساختارهای ماندالا مانند شرقی است.
مرکز اثر متراکمترین بخش آن است؛ جایی که حروف در هم تنیده میشوند و نوعی انفجار بصری ایجاد میکنند. هرچه به سمت لبهها حرکت میکنیم، فرمها بازتر و آزادتر میشوند. این حرکت از تراکم به گشایش، نوعی ریتم تنفسی در اثر ایجاد کرده است.
بیننده ناخودآگاه نگاه خود را پیرامون مرکز میچرخاند؛ گویی اثر او را وادار به طواف بصری میکند.

_ تحلیل خوشنویسانه؛ از خوانایی تا انتزاع
یکی از مهمترین ویژگیهای این اثر، فاصله گرفتن از کارکرد سنتی خط است.
محمد احصایی واژه را تا مرز ناخوانایی پیش میبرد اما هرگز آن را کاملاً نابود نمیکند. مخاطب هنوز میتواند اجزای حروف را تشخیص دهد؛ «عین»، «شین» و «قاف» در دل این پیچشها حضور دارند، اما دیگر تابع قواعد معمول خواندن نیستند.
در اینجا معنا از طریق خواندن منتقل نمیشود؛ از طریق تجربه بصری منتقل میشود.
این همان رویکردی است که بسیاری از پژوهشگران درباره آثار احصایی به آن اشاره کردهاند؛ جایی که خط فارسی از متن جدا میشود و به یک موجودیت مستقل تصویری تبدیل میگردد.
_ تحلیل رنگ؛ زندگی سبز
انتخاب رنگ فیروزهای ـ سبز برای این اثر که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگهداری می شود، کاملاً هوشمندانه است. سبز در فرهنگ ایرانی و اسلامی حامل معانی متعددی است: حیات و رویش، آرامش و تعادل، معنویت و تقدس و امید و تداوم.
هنرمند در مقابل، زمینه روشن فضای خالی و بیکران ایجاد کرده است که فرمها بتوانند در آن نفس بکشند و اثر در عین پویایی، آرامش عمیقی القا نماید.

_ تحلیل نمادشناسانه؛ عشق به مثابه جهان
در این اثر عشق صرفاً یک واژه نیست؛ یک نظام کیهانی است. چرخش چهارگانه فرمها میتواند نمادی از:چهار جهت اصلی جهان، چهار عنصر طبیعت، چهار فصل و یا حتی فراگیری عشق در تمام ابعاد هستی باشد.
کلمه در مرکز قرار گرفته اما هیچ آغاز و پایانی ندارد. شما نمیتوانید مسیر مشخصی برای خواندن اثر پیدا کنید. این بیآغازی و بیپایانی، استعارهای از مفهوم عشق است؛ مفهومی که در ادبیات عرفانی ایران نیز همواره فراتر از زمان و مکان تعریف شده است.
از همین روست که در مهم ترین کلکسیون های خاورمیانه نمونه های دیگر از این سری دیده می شود.

_ تحلیل روانشناختی؛ میان نظم و آشوب
اثر از نظر روانشناختی بر پایه یک تنش جذاب بنا شده است.
از یک سو:
ترکیببندی کاملاً متقارن است، ساختار هندسی دارد و حس نظم را القا میکند.
اما از سوی دیگر: منحنیها آزادند، خطوط سیالاند و فرم ها دائماً در حال حرکت به نظر میرسند.
در نتیجه ذهن مخاطب همزمان دو تجربه متضاد را احساس میکند و حتمن همین ویژگی است که اثر را زنده نگه میدارد.
این اثر به کلکسیون رها گالری خاورمیانه تعلق دارد.