ساناز ذوالفقاری با ستایش سرزمین مادری در کلکسیون رها گالری خاورمیانه / ویدئو
این اثرِ نگارگری نمونهای شاخص از پیوند سنجیدهی سنت نگارگری ایرانی با حساسیتها و خوانشهای معاصر است؛ اثری که نه در تقلید صرف از گذشته متوقف میشود و نه از ریشههای هویتی خود گسست مییابد، بلکه با بازتعریف زبان بصری، معنا و فرم، به روایتی امروزین دست مییابد.
ایران آرت: کلکسیون رها گالری که توسط مهندس محمدرضا قائم مقامی بنیانگذاری شده و مدیریت می شود بیش از دو دهه است با تمرکز بر ارتقای هنر منطقه فعالیت فرهنگی مستمر دارد، شاهکارهای مدرنیستی و معاصر متنوعی از هنرمندان ایرانی و عرب را نگاهداری می کند.
یکی از این آثار اثر نگارگری ساناز ذوالفقاری ست که با سویه ستایش سرزمین مادری در ابعاد ۳۰×۴۰ سانتی متر آبان ۱۴۰۴ خلق شده است.این اثر روایتی است از زنانی که با خاستگاهها و نگرش های فرهنگی مختلف فارغ از تفاوتها گرد هم آمده و نقشه ایران را عاشقانه در آغوش گرفتهاند. تصویرسازی این زنان در پناه سیمرغ، نمادی از همبستگی ملی و مراقبت مادرانه از این آب و خاک است.
ساناز ذوالفقاری [ تهران ۱۳۶۶] فارغالتحصیل کارشناسی گرافیک است که سالهاست تمرکز خود را به هنر بهویژه نگارگری معطوف کرده است. آثار او تلفیقی از تکنیکهای اصیل نگارگری با دغدغههای معاصر اجتماعی است.

این اثرِ نگارگری از ساناز ذوالفقاری که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگاهداری می شود، نمونهای شاخص از پیوند سنجیدهی سنت نگارگری ایرانی با حساسیتها و خوانشهای معاصر است؛ اثری که نه در تقلید صرف از گذشته متوقف میشود و نه از ریشههای هویتی خود گسست مییابد، بلکه با بازتعریف زبان بصری، معنا و فرم، به روایتی امروزین دست مییابد.

این اثر روایتی است از زنانی که با خاستگاهها و نگرش های فرهنگی مختلف فارغ از تفاوتها گرد هم آمده و نقشه ایران را عاشقانه در آغوش گرفتهاند. تصویرسازی این زنان در پناه سیمرغ، نمادی از همبستگی ملی و مراقبت مادرانه از این آب و خاک است.
از منظر ترکیببندی، ساختار کلی اثر بر محور عمودی و تقارن نرم استوار است.
حضور پرندهی اسطورهای در بخش بالایی و اجتماع پنج زن در بخش پایینی، نوعی دوگانگی آسمان/زمین یا معنا/ماده را القا میکند.

این چینش، یادآور منطق روایی نگارگری کلاسیک است که در آن، ساحتهای مختلف هستی در یک صفحه و بدون پرسپکتیو خطیِ غربی کنار هم قرار میگیرند.
با این حال، اتصال این دو بخش از طریق حرکت ابرها و جریان رنگها، پیوستگی فضایی و مفهومی معاصری ایجاد میکند که اثر را از قطعهقطعه شدن دور نگه میدارد.
در رنگشناسی، خانم ذوالفقاری آگاهانه به طیفهای ملایم و پاستلی سبز، آبی، طلایی و نخودی روی آورده است.
این رنگها نه تنها تداعیگر طبیعت، آرامش و معنویتاند، بلکه بار نمادین معنا آفرینی نیز دارند. طلاییِ درخشانِ مرکز تصویر ـ که در دستان زنان قرار گرفته ـ کانون بصری و معنایی اثر است؛ رنگی که هم به نور، هم به خاک و هم به مفهوم «سرزمین» و «هویت جمعی» اشاره میکند. این انتخاب رنگ، با لطافت اجرا و فقدان کنتراستهای خشن، حس مراقبت، همدلی و آیینی زنانه را تقویت میکند.

از منظر خط و فرم، خطوط سیال، منحنی و موجدار، چه در اندام زنان و چه در پرهای پرنده و ابرها، ریتمی نرم و پیوسته ایجاد کردهاند. این سیالیت، ریشه در سنت نگارگری دارد، اما در اینجا با نوعی سادهسازی و پالایش فرمی همراه است که به ذائقه بصری معاصر نزدیکتر است. چهرهها آرام، چشمها بسته یا نیمهبسته و عاری از فردیتپردازی اغراقآمیزند؛ انتخابی که شخصیتها را از افراد مشخص، به نمادهایی جمعی و فرازمانی بدل میکند.
در لایهی نمادین و مفهومی، حضور پرندهی اسطورهای در بالای تصویر را میتوان ارجاعی به سیمرغ، ققنوس یا کلیت خرد و محافظت کیهانی دانست؛ موجودی که ناظر و پشتیبان جهان انسانی است.
زنانِ پایین تصویر، با در آغوش گرفتن و نگاهبانی از شکل نقشه جغرافیایی زرین و طلایی ایران، نقش حافظان هویت، سرزمین مادری را بر عهده دارند.
این خوانش، سویهای معاصر و زنمحور به اثر میبخشد؛ جایی که زن نه صرفاً موضوع تزیینی، بلکه کنشگرِ معنا و حامل مسئولیت جمعی است.
از منظر زمان و روایت، اثر در وضعیت تعلیق قرار دارد؛ نه کاملاً روایی و داستانمحور است و نه کاملاً انتزاعی. این تعلیق، ویژگی مهم هنر معاصر است که به مخاطب امکان تفسیرهای چندگانه میدهد. مخاطب میتواند این تصویر را بهمثابه اسطورهای نو، بیانی شاعرانه از همبستگی زنانه، یا استعارهای از مراقبت از سرزمین و هویت فرهنگی بخواند.

زیباییشناسی اثر ساناز ذوالفقاری در توانایی او برای ایجاد تعادل میان وفاداری به روح نگارگری ایرانی و نیازهای بیانی امروز نهفته است. او با پرهیز از تزئینزدگی، با سادهسازی فرمها، و با بارگذاری مفاهیم انسانی و معاصر، اثری خلق کرده که هم برای مخاطب آشنا با سنت معنا دارد و هم برای مخاطب امروز قابل لمس و تأملبرانگیز است؛ اثری که نشان میدهد نگارگری، همچنان میتواند زبانی زنده و پویا برای بیان دغدغههای زمانه باشد.
در انتشار ویدیویی این اثر، قطعه «خونه بهار» با صدای علیرضا پوراستاد به عنوان مکمل احساسیِ این روایت بصری انتخاب شده است.
انتخاب قطعه «خونه بهار» برای این تصویرسازی، تأکیدی بر مفهوم امید و گذار از سختیهاست که با فضای همدلی موجود در نقاشی همخوانی دارد.
این نگارگری به کلکسیون رها گالری خاورمیانه تعلق دارد.