اثر تاها بهبهانی در کلکسیون رها گالری/ مجسمه معناگرا با ریتمی موسیقایی
آثار تاها بهبهانی مخاطب را به تأمل درباره مفاهیمی چون آفرینش، سیر و سلوک، راز هستی و نسبت انسان با خود و جهان فرامیخوانند. مجسمههایش با خطوط شناور، فضاهای خالی سنجیده و ریتمی موسیقایی، نهتنها جسم، بلکه انرژی و حرکت را نیز مجسم میکنند. آثار تاها توانسته نگاه عرفانی و زیباییشناسی ایرانی را با زبانی جهانی و معاصر پیوند زند.
ایران آرت : کلکسیون رها گالری خاورمیانه که توسط مهندس محمدرضا قائم مقامی بنیانگذاری شده و مدیریت می شود بیش از دو دهه است با تمرکز بر ارتقای هنر منطقه فعالیت فرهنگی مستمر دارد، شاهکارهای مدرنیستی و معاصر متنوعی از هنرمندان ایرانی و عرب را نگاهداری می کند.
یکی از این آثار مجسمه زیبا و ماندگاری استاد تاها بهبهانی ست به نام " تاجم ز "هو" من راز دار سر او " که در ابعاد ۵۷×۹۶×۱۷ سانتی متر با تکنیک برنز در سال ۲۰۱۶ خلق شده است.

تاها بهبهانی [ ۱۳۲۶ تهران ] از چهرههای برجسته هنر معاصر ایران است که طی چند دهه فعالیت مستمر، در عرصههای نقاشی، مجسمهسازی، فیلمسازی، پژوهش و نویسندگی حضوری مؤثر دارد. آثار او بیش از آنکه به بازنمایی جهان عینی بپردازند، در جستوجوی لایههای ناپیدای هستی، اسطوره، عرفان و حافظه فرهنگی ایران و تمدن بشری هستند.
او با بهرهگیری از عناصر خوشنویسی، نمادهای کهن ایرانی و زبانی انتزاعی، جهانی خلق میکند که در آن مرز میان انسان، طبیعت، کیهان و امر قدسی از میان برداشته میشود. در مجسمههایش، خط از سطح کاغذ جدا شده و به حجمی زنده، پویا و سرشار از معنا بدل میشود.
در زبان هنری تاها بهبهانی، فرم هرگز صرفاً یک ساختار زیباشناسانه نیست، بلکه حامل معنا و تجربهای شهودی است. آثار او مخاطب را به تأمل درباره مفاهیمی چون آفرینش، سیر و سلوک، راز، زمان و نسبت انسان با هستی فرامیخوانند. مجسمههایش با خطوط شناور، فضاهای خالی سنجیده و ریتمی موسیقایی، نهتنها جسم، بلکه «انرژی» و «حرکت» را نیز مجسم میکنند. از همین رو، جایگاه او در مجسمهسازی معاصر ایران جایگاهی ممتاز است؛ هنرمندی که توانسته نگاه عرفانی و زیباییشناسی ایرانی را با زبانی جهانی و معاصر پیوند بزند و از همین روست که غیر از اقبال در حراج خانه ها آثارش دستکم در گنجینه های ۴۵ مجموعهدار برجسته ایران، فرانسه، آلمان، هلند، ژاپن، انگلستان، نیوزلند، آمریکا، سوئیس ، بلژیک ، امارات و … حفظ و نگهداری میشود

_خوانش متفاوت از هنر
مجسمه " تاجم ز "هو" من راز دار سر او " که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگهداری می شود را میتوان یکی از نمونههای درخشان جهانبینی خاص تاها بهبهانی دانست؛ اثری که فلز را به شعر، خط را به حجم، و سکون را به حرکتی جاودانه تبدیل میکند؛ مجسمهای که بیش از آنکه دیده شود، باید در سکوت، تأمل و شهود تجربه شود و به همین سبب تئوریسین های هنری، دستیابی تاها به خلق یک زبان شخصی هنری را اعتراف دارند.
زبانی که نه به بازنمایی جهان بیرونی، بلکه به تصویر جهان درونی، شهود عرفانی و ساحت متافیزیکی انسان متمرکز است. عنوان اثر، خود نخستین کلید ورود به جهان معنایی آن است.
_ موجودی میان مرزها
در نخستین مواجهه، مجسمه نه انسان است، نه پرنده و نه موجودی اسطورهای؛ بلکه در مرز میان همه اینها حرکت میکند. گویی هنرمند، موجودی اسطورهای با روحی عرفانی آفریده است؛ موجودی که همزمان ویژگیهای انسانی، پرندهگون و کیهانی را در خود دارد و به جهانی فراتر از واقعیت عینی تعلق دارد. این کیفیت، اثر را به قلمرو هنر متافیزیکی و سوررئالیستی نزدیک میکند؛ همان سبکی که در شناسنامه اثر نیز با عنوان Surrealistic Metaphysic آمده است.

_روایت استاد از "هو"
استاد تاها بهبهانی در گفتگویی رسانه ای درباره تعبیرش از "هو" که در شماری متعدد از آثارش حضور پررنگ دارد گفت:
" اصواتی که در مواقع و شرایط خاص از حنجره خارج می شود نمایانگر احساسات پیش بینی نشده انسان هستند؛ مثل آه، وای ... "هو" نیز بازدمی ست که در مواقع طلب یا نیاز و یا شکر و سپاس از دل بر می خیزد.
"هو" نشانه سوم شخص همیشه حاضر ست
"هو " نشانه اوست.
او که منشا تمام خلاقیت هاست، او که ماندگار است و باقی."

_ فرم برانگیزنده
فرم در آثار تاها هدف نیست اما او آگاهانه با خلق فرم های متفاوت ، نگاه مخاطب را جذب می کند تا او را به معنای دلخواهش فراخواند؛ از این رو بزرگترین دستاورد این مجسمه در فرم آن نهفته است.
تاها بهبهانی به جای آنکه حجم را با تودههای سنگین تعریف کند، آن را از دل حرکت خطوط میآفریند. هیچ حجم بستهای در اثر دیده نمیشود؛ آنچه مخاطب تجربه میکند، شبکهای از خطوط روان و سیال است که در فضا حرکت میکنند و از خلال همین حرکت، حجم را شکل میدهند. در حقیقت، این اثر بیش از آنکه مجسمهای از جرم باشد، مجسمهای از «جریان» است.
_ خط و ربط
خط در این اثر، مهمترین عنصر بصری است. تمام ساختار مجسمه از خط ساخته شده و این خطوط، به جای آنکه صرفاً مرز اشیا باشند، خود به کالبد اثر تبدیل شدهاند. انحناهای نرم، کشیدگیها و پیوستگی فرمها، یادآور حرکت قلم در خوشنویسی ایرانی، بهویژه نستعلیق است. گویی هنرمند خوشنویسی را از سطح کاغذ جدا کرده و آن را در فضای سهبعدی نوشته است. این کیفیت، یکی از شاخصترین امضاهای هنری تاها به شمار میآید.
در عین حال ممکن است مخاطب آگاه به ادبیات ایرانی با دیدن تاکید همیشگی تاها بر حضور خط در آثارش، به عبارت کهن " خط و ربط " ارجاع پیدا کند که از هویت و سرشت انسانی می گوید.

_هوا هم اینجاست!
فضای خالی در این مجسمه، به اندازه پیکره اهمیت دارد. میان خطوط، هوا حضور دارد و همین فضای منفی، بخش مهمی از فرم را میسازد. در واقع، هنرمند نه فقط فلز، بلکه هوا را نیز مجسمهسازی کرده است. این نگاه، از مهمترین دستاوردهای مجسمهسازی مدرن محسوب میشود؛ جایی که فضای تهی، بخشی از پیکره اثر است، نه صرفاً فاصله میان اجزا.
در عین حال، تعادل در این اثر نیز هوشمندانه طراحی شده است. اگرچه در نگاه نخست، مجسمه سبک و معلق به نظر میرسد، اما وزن اصلی در پایه متمرکز شده و خطوط کشیده و منحنی، تعادلی بصری و سازهای ایجاد کردهاند که حس استواری را به مخاطب منتقل میکند.
_ریتم موسیقایی مجسمه
ریتم، عنصر بنیادین دیگری در مجسمه "تاجم ز "هو" من راز دار سر او" که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگهداری می شود؛ هیچ خطی کاملاً ایستا نیست.
همه خطوط، حتی مستقیمترین آنها، واجد نوعی لرزش و حرکتاند. این ریتم پیوسته، کیفیتی موسیقایی به مجسمه میبخشد و چشم مخاطب را در سراسر اثر به گردش وامیدارد. به همین دلیل، مجسمه هرگز ساکن به نظر نمیرسد؛ گویی موجودی است که در جریان باد یا در حال عبور از جهانی به جهان دیگر است.

_ نور و سایه
نور نیز نقشی اساسی در تجربه این اثر دارد. سایههایی که خطوط بر سطح پیرامون میاندازند، تقریباً به اندازه خود مجسمه اهمیت دارند. بهبهانی تنها فرم فلزی را طراحی نکرده، بلکه سایه را نیز به بخشی از اثر تبدیل کرده است؛ کیفیتی که از یک سو آثار او را در گفتوگویی با برخی جریانهای مهم مجسمهسازی مدرن قرار میدهد و از سویی دیگر به جهان معنایی اشارت دارد که دغدغه اندیشگی اوست.
_اشارات عرفانی
از منظر نمادشناسی، مجسمه سرشار از اشارات عرفانی است. "تاج" در اینجا نماد قدرت دنیوی نیست، بلکه نشانه معرفت و اشراق است.
شاخههای رو به بالا، هم میتوانند تداعیکننده شعله، حرف "الف" یا حرکت صعودی به سوی امر قدسی باشند.
چشم بزرگ، به شهود و بینش درونی اشاره دارد و عناصر مداری و کروی در مرکز پیکره، تصویری از کیهان و مفهوم انسان به عنوان "عالم صغیر" را به ذهن متبادر میکنند.
حتی خط افقی ممتد در میانه اثر نیز میتواند مرزی میان جهان مادی و جهان معنوی تلقی شود.
تناسبات پیکره نیز آگاهانه از طبیعت فاصله گرفتهاند. بدن کشیده و اغراقشده، بیش از آنکه به آناتومی انسان وفادار باشد، بیانگر تعالی، صعود و رهایی از جاذبه زمین است.
نکته هیجان انگیز این است که با وجود خطوط تیز و کشیده، بیان کلی اثر آرام، شاعرانه و سرشار از لطافت است؛ گویی انرژی در آن جاری است.
از نظر فنی نیز اجرای چنین اثری، مهارت بالایی میطلبد. ساخت خطوط باریک، حفظ استحکام سازه، ایجاد تعادل و اتصال دقیق اجزا در قالب برنز، نشان از تسلط کامل هنرمند بر امکانات این ماده دارد.
انتخاب برنز نیز هوشمندانه است؛ فلزی که هم استحکام لازم را برای این ساختار ظریف فراهم میکند و هم با بازتاب نرم نور، کیفیت شاعرانه اثر را تقویت میکند.

_تاها و زبان هنری مستقل
مجسمه "تاجم ز "هو" من راز دار سر او" که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگهداری می شود بسیاری از مؤلفههای اصلی زبان هنری تاها بهبهانی را در خود گرد آورده است؛ از خوشنویسی سهبعدی و موجودات اسطورهای گرفته تا عرفان ایرانی، جهان متافیزیکی، حرکت سیال، حذف حجمهای سنگین و پیوند انسان، پرنده و کیهان. همین ویژگیها سبب میشود که اثر، حتی بدون امضا نیز قابل انتساب به هنرمند باشد؛ نشانهای روشن از شکلگیری یک زبان بصری مستقل.