مریم دلاور : نیکو مدرسهای برای نسلی که متفاوت فکر میکند
بنیانگذار و مدیر مدرسه بین المللی نیکو : با نسل ی پرسش گر، آگاه به محیط پیرامون و چه بسا رخدادهای جهانی و محصور شده در تکنولوژی روبرو هستیم در چنین شرایطی، فکر میکنم مدرسه نیز باید از منظر اندیشگی آموزشی و کنش تربیتی روزآمد و نو باشد.
ایران آرت : دکتر مریم دلاور، بنیانگذار و مدیر مدرسه بین المللی نیکو تهران :
سال تحصیلی نو از راه رسیده است و نوروز آموزشی، رنگ شهر را تغییر داده است؛
حتی برای من که سه دهه است در صحنه آموزشی ایران حضور دارم باز هم این روزها پرهیجان و امیدبخش است؛ البته امسال و این چند سال اخیر با یک تغییر اساسی روبرو هستیم؛
کلاسها همان کلاسها هستند، حیاط همان حیاط و زنگ مدرسه همان صدایی را دارد که سالها شنیدهایم؛ اما بچههایی که وارد مدرسه میشوند، دیگر همان بچههای چند سال قبل نیستند!

نسل امروز با دنیای متفاوتی بزرگ میشود. دنیایی که سرعت تغییر در آن بسیار بیشتر از گذشته است و بچهها از سنین پایین با حجم بزرگی از اطلاعات، تصویر، ارتباط و انتخاب روبهرو هستند. گاهی حتی بیشتر از آنچه ما بزرگترها تصور میکنیم.
به نظرم با نسل ی پرسش گر، آگاه به محیط پیرامون و چه بسا رخدادهای جهانی و محصور شده در تکنولوژی روبرو هستیم
در چنین شرایطی، فکر میکنم مدرسه نیز باید از منظر اندیشگی آموزشی و کنش تربیتی روزآمد و نو باشد.
نسل امروز دریایی از اطلاعات را با یکی دو کلیک دریافت می کند و مدرسه باید آگاهانه برای این پدیده نوظهور مهیا باشد
همراهی و دوستی با بچهها با حفظ اصول تربیتی ، آرامش بخشی ، خلق فضای بانشاط، فراهم کردن بستر برای گفتگوی همدلانه ، هم زمان با آموزش دروس، باید در اولویت جدی باشد.

_ مریم دلاور و مانیفست های نوین مدرسه نیکو
مدرسه بین المللی نیکو را با همین متدهای روز تاسیس کرده ام و آن را با نبض بیدار جامعه باز تنظیم می کنم اما اصول پرورشی و تربیتی که پایه انسانی دارند، مانیفست نیکو است.
به طور مثال:
من همیشه فکر کردهام مدرسه زمانی موفق است که دانشآموز در آن احساس کند دیده میشود؛ نه فقط به عنوان یک نمره، یک کارنامه یا یک نام در فهرست کلاس، بلکه به عنوان یک انسان با ویژگیها، علاقهها، نگرانیها و تواناییهای منحصر به خودش.

قرار نیست همه بچهها شبیه هم باشند و قرار نیست همه آنها یک مسیر را طی کنند. یکی ممکن است در ریاضی بدرخشد، دیگری در هنر، یکی در ورزش، یکی در حل مسئله و دیگری شاید هنوز هیچکدام از استعدادهایش را بهدرستی پیدا نکرده باشد. این آخری هم کاملاً طبیعی است. کودکی که هنوز خودش را پیدا نکرده، به فرصت نیاز دارد، نه برچسب.
به نظرم یکی از مهمترین کارهای مدرسه این است که به بچهها فرصت تجربه کردن بدهد؛ فرصت اینکه چیزی را امتحان کنند، موفق شوند، شکست بخورند، دوباره شروع کنند و کمکم بفهمند چه چیزی برایشان معنا دارد.
از طرف دیگر، نمیتوانیم از بچههای امروز انتظار داشته باشیم همانطور یاد بگیرند که ما در کودکی یاد میگرفتیم. دنیا عوض شده و روشهای یادگیری هم باید متناسب با آن تغییر کند. فناوری و ابزارهای جدید، از جمله هوش مصنوعی، بخشی از زندگی این نسل هستند. وظیفه ما این نیست که آنها را از این دنیا دور کنیم؛ باید کمکشان کنیم درست از آن استفاده کنند، سؤال درست بپرسند، هر چیزی را باور نکنند و در میان انبوه اطلاعات، قدرت تشخیص داشته باشند.
اما در کنار همه اینها، چیزی هست که هیچ فناوری نمیتواند جای آن را بگیرد: "رابطه انسانی."
هیچ برنامهای جای معلمی را که دانشآموزش را میشناسد نمیگیرد. هیچ ابزار آموزشی جای گفتوگویی را که در آن یک کودک احساس میکند حرفش واقعاً شنیده شده، نمیگیرد.
شاید به همین دلیل است که هنوز باور دارم یکی از مهمترین اتفاقات هر روز مدرسه، همان لحظههای سادهای است که بین معلم و دانشآموز اتفاق میافتد؛ یک سؤال، یک گفتوگو، یک لبخند، یک تشویق یا حتی گاهی یک تذکر بهموقع.

ما قرار نیست همه مشکلات زندگی بچهها را در مدرسه حل کنیم. اما میتوانیم محیطی بسازیم که در آن یاد بگیرند خودشان را بهتر بشناسند، به دیگران احترام بگذارند، مسئولیت کارهایشان را بپذیرند و برای رسیدن به چیزی که دوست دارند، تلاش کنند.
و شاید لازم باشد ما بزرگترها هم در این مسیر کمی بیشتر به بچه ها اعتماد کنیم.
گاهی آنقدر نگران آینده بچهها هستیم که فراموش میکنیم آینده قرار است متعلق به خود آنها باشد. ما میتوانیم راهنمایشان باشیم، تجربهمان را در اختیارشان بگذاریم و مراقبشان باشیم؛ اما در نهایت باید فرصت بدهیم خودشان فکر کنند و خودشان انتخاب کنند.
سال تحصیلی جدید را با همین نگاه آغاز میکنیم؛ با این امید که مدرسه برای بچهها فقط محل درس خواندن نباشد، بلکه جایی باشد که در آن احساس امنیت کنند، سؤالهایشان را جدی بگیرند، استعدادهایشان را کشف کنند و آرامآرام به شناخت بهتری از خودشان برسند.
برای من، آغاز هر سال تحصیلی، آغاز یک برنامه آموزشی تازه نیست؛ آغاز یک فرصت تازه است.
فرصتی برای اینکه دوباره یاد بگیریم چگونه به این نسل نزدیکتر شویم، چگونه بهتر بشنویمشان و چگونه در کنارشان رشد کنیم.

به امید سالی که در آن، هم بچهها و هم ما بزرگترها، چیزهای تازهای از یکدیگر یاد بگیریم.
سال تحصیلی جدید مبارک؛ به امید روزهایی پر از یادگیری، تجربه، گفتوگو و رشد.