ابوالقاسم سعیدی در کلکسیون رها گالری/ رنگی ترین درختان نامیرا
درختان سرشار از رنگ و نور ابوالقاسم سعیدی در میان طبیعت گرایان متفاوت است؛ او دنیای شاعرانه مستقلی می سازد، شاید مبتنی بر نوستالژی، که سرشار از زندگی ست چنان که گویی هیچ خزانی بدان گزندی نمی رساند
ایران آرت: کلکسیون رها گالری که توسط مهندس محمدرضا قائم مقامی بنیانگذاری شده و مدیریت می شود بیش از دو دهه است با تمرکز بر ارتقای هنر منطقه، فعالیت فرهنگی مستمر دارد و شاهکارهای مدرنیستی و معاصر متنوعی از هنرمندان ایرانی و عرب را نگاهداری می کند.
یکی از این آثار، اثر ماندگار استاد ابوالقاسم سعیدی ست که با تکنیک رنگ روغن روی بوم ، دولتهای، هر لت۹۰×۱۴۷، در مجموع ۱۸۰×۱۴۷ سانتیمتر، اواخر دهه ۱۳۸۰ خلق شده است.
این اثر که به تازگی در بیست و ششمین حراج تهران ارائه شد، اکتبر ۲۰۰۹ در حراج بونامز دوبی به فروش رسیده بود.

ابوالقاسم سعیدی [ متولد ۲۴ مرداد ۱۳۰۴] که اکنون ۱۰۱ ساله است از مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) فارغالتحصیل شد (۱۳۳۴). آثارش را از سال ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۶ در سالن نقاشان جوان و نمایشگاههای بزرگ سالانه در پاریس به تماشا گذاشت و جایزه نقاشان را از آن خود کرد (۱۳۳۸). آثارش در چند دوره بینال تهران نیز به تماشا درآمد و موفق به کسب جایزه وزارت فرهنگ و هنر در دومین بینال (۱۳۳۹) و جایزه بزرگ پنجمین بینال (۱۳۴۵) شد. آثارش در نمایشگاههای انفرادی و گروهی دیگری در ایران و دیگر کشورها به نمایش درآمده است. وی از سال ۱۳۲۹ تاکنون در پاریس اقامت دارد.
_درختانی سرشار از شور زندگی
ابوالقاسم سعیدی در این اثرش که از شناخته شده ترین سری آثارش محسوب می شود، جهانی مستقل و خاص از طبیعت ساخته که به امضای او بدل شده است؛ جهانی که در آن، طبیعت از خلال تجربه حسی و سازماندهی آگاهانه تصویر دوباره شکل میگیرد. درختانی رنگ ین و سرشار از زندگی و درخشش که گویی از هر خزانی در امان است و امید از آنها می تراود.

_ترکیب بندی پویا
نخستین ویژگی این نقاشی ابوالقاسم سعیدی که در کلکسیون رها گالری خاورمیانه نگهداری می شود، تقابل میان امتداد عمودی درختان و گستره افقی زمین است. تنههای کشیده، شاخههای رو به بالا و تاجهای پراکنده، بخش عمده سطح نقاشی را اشغال میکنند؛ درحالیکه نوار افقی سبز در پایین تصویر، همچون پایهای بصری، این تراکم عمودی را مهار میکند. این تقابل، نوعی کشش میان صعود و سکون ایجاد میکند. درختان در عین استقرار بر زمین، از محدودیت ثبات میگریزند و با شاخههایشان به فضای روشن پسزمینه نفوذ میکنند.
ترکیببندی در نگاه نخست متراکم و پرازدحام است، اما این تراکم به آشفتگی نمیانجامد. تنههای نسبتاً مستقیم، شاخههای مورب و لکههای مدور، هر یک وظیفهای متفاوت در هدایت نگاه دارند. چشم میان خطوط کشیده و نقاط رنگی حرکت میکند و پیوسته میان جزئیات و کلیت تصویر جابهجا میشود. تعادل اثر نیز متقارن نیست؛ بلکه از توزیع وزنهای بصری در دو سوی تابلو حاصل میشود. درختان تیره و متراکم در بخشهای مختلف، در برابر فضاهای روشنتر قرار میگیرند و تعادلی پویا میسازند.
_ فرم، خط و ریتم
خط در این اثر سعیدی نقشی سازنده دارد. شاخههای باریک و متعدد، همچون شبکهای از مسیرهای منشعب، در فضا گسترش مییابند. این خطوط نه صرفاً جزئیات گیاهشناختی، بلکه عناصر اصلی ایجاد بافت، جهت و حرکتاند. تکرار آنها، ریتمی پدید میآورد که یادآور رشد ارگانیک طبیعت است؛ رشدی که از یک مرکز واحد پیروی نمیکند، بلکه در مسیرهای متنوع و نامنظم گسترش مییابد.
در برابر این شبکه خطی، دایرهها و فرمهای بیضوی قرار دارند که در تاج درختان و بخشهای میانی تصویر پراکندهاند. تضاد میان خطوط باریک و فرمهای مدور، از مهمترین سازوکارهای بصری اثر است. خطوط، نگاه را به حرکت وامیدارند؛ دایرهها آن را متوقف میکنند و به مکث دعوتش میکنند. تکرار این دو عنصر، نوعی ضرباهنگ دیداری ایجاد میکند که بدون روایت داستانی یا نقطه کانونی قطعی، نگاه را در سراسر تابلو فعال نگه میدارد.

_درخشندگی رنگ ها
رنگ در این نقاشی ابوالقاسم سعیدی از منطق بازنمایی طبیعی فاصله میگیرد و به عاملی مستقل در سازماندهی تصویر بدل میشود. طیفهای متنوع سبز، از زیتونی و تیره تا سبزهای روشن و متمایل به زرد، با خاکستریها، سفیدها و آبیهای سرد همراه شدهاند. زردها و لکههای اندک نارنجی، در میان این مجموعه، نقاط تأکید بصری میسازند و به سطح تصویر انرژی میبخشند.
نور نیز نه از یک منبع مشخص، بلکه از طریق پراکندگی رنگهای روشن و تضاد آنها با زمینههای تیره احساس میشود. همین ویژگی، فضای نقاشی را از عمقنمایی کلاسیک دور میکند و کیفیتی میان مهآلودگی و درخشندگی به آن میبخشد. پسزمینه روشن، درختان را از یکدیگر جدا میکند، اما مرزهای آنها را کاملاً تثبیت نمیکند؛ در نتیجه، فاصله و عمق بیشتر از طریق تفاوت ارزشهای رنگی و تراکم خطوط شکل میگیرند تا پرسپکتیو هندسی.
_ متن کاتالوگ حراج تهران درباره اثر ابوالقاسم سعیدی در کلکسیون رها گالری
کاتالوگ بیست و ششمین حراج تهران متن ی تحلیلی درباره این اثر به شرح زیر نوشته است :
در آثار ابوالقاسم سعیدی طبیعت کمتر به معنای موضوعی برای بازنمایی و بیشتر به مثابه میدانی برای تجربه نقاشانه ظاهر میشود. او طبیعت را آنگونه که چشم میبیند به تصویر نمیکشد، بلکه طبیعت را آنگونه که حافظه و احساس تجربهاش میکنند بازسازی میکند.

در اثر حاضر نشانه آشکار و مستقیم از سنت ایرانی دیده نمیشود، با این حال اثر از آن فضای فرهنگی و زیباشناختی که طبیعت، باغ، درخت و تجربه شاعرانه منظر در آن جایگاهی عمیق دارند، فاصله نمیگیرد. اهمیت چنین رویکردی را میتوان در نسبت آن با یکی از مسائل اساسی نقاشی مدرن ایران دریافت؛ که هنرمند بدون بازتولید مستقیم نشانههای تاریخی، به یک بیان شخصی و در عین حال ریشهدار در تجربه ایرانی میرسد.
این تابلو نیز در نگاه نخست منظرهای از درختان و گیاهان به نظر میرسد، اما بهتدریج از بازنمایی مستقیم طبیعت فاصله گرفته و به جهانی مستقل از واقعیت بیرونی بدل میشود؛ جهانی که در آن درخت، شاخه، گل، رنگ و نور هر یک به عناصر سازنده یک نظم تصویری تبدیل شدهاند.
ساختار دو لتی اثر میتواند تداعیکننده پنجرههای متوالی باشد؛ گویی منظره نه از یک میدان دید یکپارچه، بلکه از خلال دو قاب دیده میشود. این دو بخش، اگرچه یک منظره واحد را تشکیل میدهند، لیکن کاملاً در یکدیگر حل نمیشوند. هر لت نوعی استقلال بصری دارد و در عینحال ادامه لت دیگر است. در نتیجه، خودِ نقاشی میان دو وضعیت قرار میگیرد: از یک سو پنجرهای رو به طبیعت است و از سوی دیگر، آشکارا اعلام میکند که یک سطح نقاشیشده است. این آگاهی از سطح، یکی از وجوه مدرن اثر است. سعیدی اجازه نمیدهد مخاطب کاملاً در توهم منظره فرو رود.
درختان در این تابلو بیش از آنکه نشانه یک مکان مشخص باشند، ساختار اصلی تصویر را شکل میدهند. تنههای عمودی، سطح نقاشی را به بخشهای متعدد تقسیم میکنند و نوعی ریتم بصری پدید میآورند؛ ریتمی که با حرکت آزاد و منشعب شاخهها شکسته میشود. این تضاد میان ستون تنهها و حرکت پراکنده شاخهها، بر کشش درونی اثر میافزاید. گویی طبیعت در اینجا نه منظرهای آرام و ایستا، بلکه موجودیتی زنده و در حال گسترش است. درختان در این فضای روشن کاملاً مستقر نیستند؛ گویی بخشی از آنها در حال پدیدار شدن و بخشی دیگر در حال محو شدن است. از این منظر، نقاشی واجد کیفیتی میان حضور و غیاب است.
پالت رنگی اثر نیز در شکلگیری فضای شاعرانه آن اهمیت زیادی دارد. تونالیتههای مختلف سبز، از سبزهای زیتونی و خاکستری تا سبزهای روشن و زنده، در کنار زرد، سفید، خاکستری و اندکی رنگهای گرم قرار گرفتهاند. اما رنگها به ندرت به صورت خالص و تخت ظاهر میشوند؛ اغلب با یکدیگر درآمیختهاند و کیفیتی غبارآلود و فرسوده دارند. پسزمینه روشن نیز کارکرد زیادی دارد. فضای سفید و خاکستری میان تنهها، به جای آنکه صرفاً فضای خالی باشد، نوعی مه یا ابهام ایجاد میکند. این ویژگی باعث میشود نور موجود در اثر نیز نور طبیعیِ روشن و شفاف نباشد. بیننده با نوری خاطرهگون مواجه است؛ نوری که گویی از میان مه، فاصله یا خاطره عبور کرده است.

این اثر به کلکسیون رها گالری خاورمیانه تعلق دارد.